بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
Статистикаموقوفات دکتر محمود افشار به منظور تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی توسط دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ بنیاد گرفته است تهران - خيابان ولیعصر - سهراه زعفرانيه - خيابان شهيد عارفنسب - کوی دبیرسیاقی - شماره ۶ 📞 021-2271-6834 🌐 www.MahmoudAfshar.ir
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 184
- 1/48двое суток
- 1 356
- 1/72трое суток
- 1 463
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بیست و سوم مردادماه سالروز درگذشت مظفر بختیار پس از درگذشت فخرالدوله آثار او به خواهرش تورانآغا فروغالدوله سپرده شد که چندی بعد ملقّب به ملکۀ ایران گردیده و لقب او هیچ تناسب و مصداقی با مفهوم آن نداشت. ملکۀ ایران نیز بانویی هنرمند و شاعر و دوستار هنر و ادب بود. هم خود او هم پسرش محمّدناصر ظهیرالسلطان و دخترانش از هنر نقّاشی و سوزنگری و ابریشمدوزی بهره داشتند. تورانآغا در سال ۱۲۹۶ق. همسر علیخان ظهیرالدولۀ قاجار، وزیر درویشمسلک عهد ناصری و مظفّری شد. ظهیرالدوله از مریدان صفیعلیشاه بود و لقب طریقتی صفاعلی داشت. در سال ۱۳۱۶ جانشین صفی شد و انجمن اخوّت را در سال ۱۳۲۶ بنا نهاد. ظیرالدوله از آزادیخواهان و متجدّدان عصر خود بود و انجمن اخوّت او از پایگاههای نشر افکار آزادیخواهانه. رقّت و مردمدوستی او چنان بود که در حکومتهایی که داشت گاه در همدردی با دادخواهان و متظلّمان که از جور و ستم مأموران دولت و حکومت به ستوه آمده به حاکم شکایت برمیداشتند با شاکیان به ندبه و زاری میپرداخت و بر احوال آنان اشک میریخت. در جریان تخریب و براندازی مجلس، عمارت ظهیرالدوله و انجمن اخوّت نیز به دست طرفداران استبداد و مخالفان مشروطه ویران و غارت شد و همۀ اموال و اثاثیۀ خانه و یادگارهای فخرالدوله و جواهرات ملکۀ ایران با کتابخانه و مجموعۀ عتیقههایی که ظهیرالدوله با ذوق و سلیقه و شناخت طی سالها گرد آورده بود به تاراج رفت و نابود شد. گلستان سعدی به خط منسوب به یاقوت حموی که اینک در شمار نفیسترین نسخههای خطی کتابخانۀ کاخ گلستان است ازجمله نسخههای بهغارترفتۀ کتابخانۀ ظهیرالدوله بود که بعداً محمّدعلیشاه آن را به بهای بیست هزار تومان خریداری کرد و به کتابخانۀ سلطنتی واگذار نمود. ملکۀ ایران ماجرای ویرانسازی و تاراج خانه را که آثار فخرالدوله هم در آن بین از میان رفت برای ظهیرالدوله که در حکومت گیلان بود نگاشته است. این نوشتۀ گزارشوار در ضمن نشاندهندۀ مایۀ ادبی و قدرت انشاء نویسنده در آن پریشانحالی و درماندگی است. در گیرودار غارت و چپاول عمارت که به نوشتۀ خود ملکۀ ایران حتی چادر از سر بانوی خانه فروکشیدند و همه چیز را ربودند و بردند و سوختند و نابود کردند اگر چیزی از آثار و یادگارهای فخرالدوله باقی مانده بود «عجب که بوی گلی ماند و رنگ نسترنی». [نامۀ بختیار: مقالات، ترجمهها و یادداشتهای دکتر مظفّر بختیار، به کوشش دکتر حمید رضایی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۲، ۲۷۶-۲۷۷] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
دریای خزر و آن دریایی شور است و بلند و تاریک و آن را جزر و مد نمیباشد و قعر آن گل است به خلاف دریای قلزم و پارس که در بعضی از دریای پارس از صفای آب آن، آنچه به قعر آن است مشاهده میافتد و در بیشتر قعر آن سنگها و غیره انداخته است و بلندی و کوتاهی آن نیز معلوم میشود. و مردم را به غیر از ماهی از آنجا هیچ انتفاع نمیباشد. و از بلاد اسلام به زمین خزر و آنچه میان راه و کوه طبرستان و جرجان است بدان دریا به تجارت میروند. و در این دریا هیچ جزیرۀ معمور نیست که کسی در آن متوطن و ساکن باشد به خلاف دریای پارس و روم، الّا آنکه در این دریا جزیرهای چند هست که در آن بیشهها و آب و درخت میباشد، اما هیچ زمین خشک نمیباشد. و نیمۀ شرقی دریای خزر مقر و موضع بازرگانان بزرگند و در آنجا مسلمانان و امتعه و قماشات بسیار میباشد و دیهی هست که خواص ملک و حواشی و خدم او متوطّن و مقیم بدان میباشند و هیچیک را به غیر از اهالی خزر در آن دیه مشارکت و مداخلت نمیباشد. و خزر را هیچ شباهتی با ترکان نیست، و مویهای ایشان عظیم سیاه میباشد و ایشان دو گروهاند: یکی را قراخزر میگویند و رنگ ایشان اسمر میباشد و به سیاهی نزدیکتر چنانکه رنگ گروهی از هند و گروهی دیگر به غایت سپیداند با حسن و زیب و نظافت و لطافت. و لباس و پوشش اهل خزر و آنچه نواحی و توابع آن است جامههای کوتاه و قبا میباشد و انواع جامه از نواحی جرجان و طبرستان و گیلان و ارمینیه و آذربیجان و روم در آنجا حمل میافتد. [ممالک و مسالک، ابواسحق ابراهیم اصطخری، ترجمۀ محمّد بن اسعد بن عبدالله تستری، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۷، ص ٢٢۶-٢٣٢] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
بیستم مرداد زادروز دکتر عباس زریاب خویی مرحلۀ دیگری که بر زندگی علمی زریاب تأثیرگذار بود سفرش به امریکاست برای تدریس و تحقیق در دانشگاه برکلی و پرینستون. یکی در غرب و دیگری در شرق آن سرزمین. در دورانی که در دانشگاه برکلی معاشر با والتر هنینگ و دستیار او بود، فرصتی استثنایی یافت که از گنجینۀ دانش هنینگ دقایق برجستهای دربارۀ ایران پیش از اسلام فراگیرد و با کتابهای مهم این رشته آشنایی بیابد و ارزش متخصّصان واقعی هریک از آنان را دریابد. زریاب در این سفر از نشست و خاست با هنینگ و شاگردش شوارتز و ماخ و چند ده محقق برجستۀ برکلی و پرینستون مستفید شد. هنینگ و شوارتز متخصص پیش از اسلام بودند و ماخ متبحّر در زبان عربی و از نسخهشناسان قابل و مبرّز. البته نخستین دسترنج زریاب در کار پژوهندگی همان فهرستی است که برای مبلغی از نسخههای خطی مجموعۀ طباطبایی نوشت. اما ناگفته نمیتوان گذاشت که تهیۀ فهرست اعلام متن شدّ الازار فی حطّ الاوزار عن زوّار المزار که به تصحیح انتقادی و حواشی عالمانۀ مرحوم محمّد قزوینی با همکاری عباس اقبال چاپ شده بود (۱۳۲۸)، هم از ثمرات انفاس آن دو دانشمند و نمونهای از آغاز کار زریاب با روش علمی جدید است؛ زیرا تدوین اعلام برای یک کتاب تخصصی پر از نام اشخاص و اماکن و کتب، روشمندی استوار و ذوق پاک را توأمان لازم دارد و این هر دو صفت در زریاب از همان جوانی نهفته بود. [نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۱۲۸] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
نوزدهم مردادماه سالروز درگذشت امیرهوشنگ ابتهاج (سایه)، سخنسرای نامور معاصر و منتخب بیست و سومین جایزهٔ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار رحیل فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زینگونه بسی آمد و زینگونه بسی رفت آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند وآن پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت از پیش و پس قافلۀ عمر میندیش گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم دریاست چه سنجد که برینموج خسی رفت رفتیّ و غم آمد به سر جای تو ای داد بیدادگری آمد و فریادرسی رفت این عمر سبکسایۀ ما بسته به آهیست دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت امیرهوشنگ ابتهاج (رشت، ۶ اسفند ۱۳۰۶ - کلن، ۱۹ مرداد ۱۴۰۱، مدفون در باغ محتشم رشت). از بهترین پیروان حافظ در غزل، دارای اشعار اجتماعی و عاشقانه در قالبهای سنّتی و نو، ترانهسرا و موسیقیشناس، مصحّح دیوان حافظ، از اعضای هیئت مؤسّس کانون نویسندگان ایران و سرپرست برنامۀ گلها و مدیر بخش موسیقی ایرانی در رادیو (۱۳۵۱-۱۳۵۷). نخستین نغمهها، سراب، شبگیر، سیاهمشق، تاسیان و بانگ نی از آثار شعری اوست. [هدیه، امیرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، به خط عبدالله فرادی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۱، ص ۵۹-۶۳] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، مردادماه ۱۴۰۵ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
هجدهم مردادماه سالروز درگذشت کمالالدین عینی، منتخب هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار متن لوح هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار: بسم الله الرّحمن الرّحیم دانشمند گرامی آقای کمال عینی چون جنابعالی سالیان درازی از عمر پربار خود را صرف پژوهش و کوششهای فرهنگی کردهاید و با تدریس، تصحیح و نشر متون فارسی در راه شناساندن فرهنگ و ادب ایران اسلامی در قلمرو زبان فارسی، خصوصاً ماوراءالنهر اقدامات مؤثری انجام دادهاید، و در تصحیح و نشر شاهنامۀ فردوسی (در نُه جلد) و آثار جامی (در پنج جلد) مشارکت و همکاری داشتهاید و آثاری از بزرگان ادب فارسی، چون جامی، خیّام، ناصرخسرو، خواجوی کرمانی و فخرالدین اسعد گرگانی به همّت علمی شما انتشار یافته است، و نظر به کوششی که در شناخت آثار هنری مضبوط در نسخههای خطی فارسی کرده و مجموعهای از لوحههای نگارین آنها را در کتابی مستقل منتشر ساختهاید، و نظر به همکاری با مؤسسات علمی ایران در زمینههای پژوهشی که موجبات انتشار آثاری چون: هما و همایون، گل و نوروز، ویس و رامین، سلامان و ابسال، بدایع الوقایع و «سه رسالۀ حافظ، خواجو و ابواسحاق» را فراهم کردهاید، و نیز با ایجاد بنیاد بینالمللی عینی در تاجیکستان که یادآور نام پدر ارجمندتان است، در زمینۀ شناخت و دستیابی و حفظ و تکثیر نسخههای خطی پراکنده در کشورهای دیگر برای استفادۀ محققان و علاقمهمندان، مرکزی معتبر فراهم کردهاید، با توجه به این مراتب، چون این پژوهشها و کارهای علمی، همه با نیّات و آرزوهای واقف این موقوفات و مندرجات وقفنامۀ آن منطبق است، شورای تولیت بنیاد موقوفات اهدای هفتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار را به جنابعالی مورد تأیید و تصویب قرار داد. اینک مایۀ سرفرازی است که این منشور و جایزهای که نمودار هنر ایرانی است به آن دانشمند ارجمند تقدیم میگردد، و با فرصتی که پیش آمده ضمن گرامیداشت یاد ادیب و پژوهندۀ نامی شادروان صدرالدین عینی، توفیق جنابعالی را در استمرار خدمات ارزشمند علمی و فرهنگی که موجب پیشرفت ایرانشناسی در قلمرو زبان فارسی و بهرهوری متقابل ملّتها از ارزشهای فرهنگی یکدیگر است، از درگاه حضرت احدیت مسئلت مینماید. بازرس عالی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار ایرج افشار رئیس هیئت مدیره دکتر سیّد مصطفی محقق داماد رئیس شورای تولیت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دکتر محمّد فرهادی به نقل از: [پژوهشهای ایرانشناسی: ناموارۀ دکتر محمود افشار، جلد دوازدهم، به کوشش ایرج افشار با همکاری کریم اصفهانیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۹، ص ۷۴۴-۷۴۵] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریه این کتاب دربردارندۀ روایتی مستند از جنبههای گوناگون تاریخ مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریه بر پایۀ اسناد برگزیدۀ آرشیوهایی چون مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه و مرکز اسناد و آرشیو ملی و... است. در مقدمۀ هر فصل روایتی پژوهشی با تکیه بر اسناد تصحیحشدۀ آن فصل به دست داده شده است. همچنین حواشی و توضیحاتی دربارۀ پارهای از مندرجات اسناد در پانوشتها آمده است. این پژوهش مستند با رویکرد ریزتاریخنگاری کوششی است برای گشودن راهی تازه در تحقیق تاریخ دیپلماسی و مناسبات خارجی. [مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریه، گزینش اسناد، مقدمه و تحقیق دکتر داریوش رحمانیان و دکتر فرشته جهانی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار] علاقهمندان میتوانند از هفدهم تا سی و یکم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
شانزدهم مردادماه سالروز درگذشت غلامعلی رعدی آدرخشی سرایندۀ «نگاه» (من ندانم به نگاه تو چه رازیست نهان) از نگاه کردن بازماند. به دیار نیستی رهسپار شد. آخرین جرقۀ حیات معنوی او سر و سامان دادن به مجموعۀ مقالات خود بود که به نام گفتارهای ادبی و اجتماعی در سال ۱۳۷۰ در سلسلۀ انتشارات موقوفۀ دکتر محمود افشار انتشار یافت. پدرم در سالهای آخر عمر تمایل داشت که اگر جایزهای خواهد داد به دکتر رعدی بدهد. میگفت آذربایجانی که به زیبایی رعدی در زبان فارسی مینویسد و میسراید شایستۀ دریافت جایزۀ موقوفۀ من میتواند باشد که این موقوفه برای تعمیم زبان فارسی ایجاد شده است. کتابهای دیگر او دیوان اشعار، پنج آینه است. بسیار میتوانست ثمربخش باشد، ولی طالع آن نداشت که از کارهای اداری چشم بپوشد و ذوقیات و کمالات خود را عرضه دارد. غلامعلی رعدی آدرخشی (آنطور که خود مینوشت نه آذرخشی چنانکه دیگران تمایل به نوشتن دارند) متولد تبریز به سال ۱۲۸۸ بود. در آنجا درس خواند. رعدی پس از آن به تهران آمد و دورۀ دانشکدۀ حقوق را به پایان رسانید. در وزارت معارف عضو شد. به ریاست ادارۀ انطباعات رسید. پس از تأسیس فرهنگستان ایران دبیری امور آنجا به عهدهاش گذاشته شد. با رجالی چون محتشمالسلطنۀ اسفندیاری، محمّدعلی فروغی ذکاءالملک، حسن وثوقالدوله، حسین ادیبالسلطنۀ سمیعی که عضو فرهنگستان بودند و دیگر اعضای صاحبنام آنجا آشنایی و روابط علمی و فرهنگی پیدا کرد. ظاهراً حکمت بود که وسایل لازم رفتن او را به فرنگ برای ادامۀ تحصیل فراهم ساخت. در ژنو درس خواند و بازگشت. پس از جنگ به سمت نمایندۀ ایران در یونسکو به پاریس رفت. پس از چند سال خدمت در آنجا عنوان سفیری هم گرفت. مدت درازی در سمت نمایندگی در یونسکو ماند. بعد که به ایران احضار شد به سناتوری انتصابی انتخاب شد و چون مخالفخوانی کرد در دورۀ بعد منصوب نشد. چند سالی هم ریاست دانشکدۀ ادبیات دانشگاه ملّی آن روزگار را عهدهدار شد و لوحۀ اعتباری برای آن مؤسسه بود. [نادرهکاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۲۹۶-۱۲۹۷] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
ملّت، از ملک وطن دفع بلا باید کرد فرض بر ما بود این فرض ادا باید کرد هرچه زین پیش نکردیم ز فرض و واجب گرچه وقتش بگذشتهست، قضا باید کرد عهد کردیم که در حفظ وطن جهد کنیم بر سر عهد خود امروز وفا باید کرد چرخ اگر سوی وطن تیر بلا اندازد خویشتن را سپر تیر بلا باید کرد همچو ابطال جهان مال و سر و جان عزیز در ره حفظ وطن هر سه فدا باید کرد گر گریبان وطن را نکند خصم رها چاک پیراهن عمرش چو قبا باید کرد گشته بیچاره وطن از ستم خصم دغا چارۀ خصم بداندیش دغا باید کرد هر که در محو و فنای وطن و ملّت ما کوشد، او را ز جهان محو و فنا باید کرد هر که با ما نکند دوستی و مهر و وفا در حقش دشمنی و جور و جفا باید کرد سخت بیمار بود مملکت ما امروز درد او را به همه حال دوا باید کرد با چنین ضعف بود حفظ حیاتت دشوار از پی بیطرفی کسب قوا باید کرد سعی باید بنماییم به قدر امکان وز پس سعی توکّل به خدا باید کرد خدمت از روی غرض خوش نبود بهر وطن به وطن خدمت بیروی و ریا باید کرد پیروی از هوس و حبّ وطن ممکن نیست در ره حبّ وطن ترک هوا باید کرد گفته پیغمبر ما حبّ وطن ز ایمان است گوش بر گفتۀ وخشور خدا باید کرد گفته شاه شهدا مرگ بود به از عار گوش بر گفتۀ شاه شهدا باید کرد بهر اصلاح وطن چون و چرا لازم نیست دفع هر مفسده بیچون و چرا باید کرد باید آماده کنی قوّت کافی وآنگاه با همه خلق جهان صلح و صفا باید کرد ما به حفظ وطن و مذهب خود مسئولیم حذر از پرسش دیوان قضا باید کرد هر که در حقّ وطن شعر بگوید چو «بدیع» روز و شب در حق آن شخص دعا باید کرد ارشاد، س۱۰، ش۱۰، ۱۵ صفر ۱۳۳۴، ص۴ [اشعار شاعران قاجاری در نشریّات آن عصر، جلد اوّل [آثار جم - ارمغان]، تدوین و تحقیق دکتر رقیّه فراهانی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ص۳۲۷-۳۲۸] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
اسناد تاریخی خاندان غفاری (جلد دوم) به چاپ دوم رسید. آنچه در جلد دوم از اسناد تاریخی خاندان غفاری منتشر شده مجموعهای است که حسنعلیخان غفاری (معاونالدّولۀ دوم) از اوراق و احکام و اسناد میرزا هاشمخان غفاری (امینالدّولۀ دوم) گرد آورده و اغلب دستخطهایی است از ناصرالدّینشاه یا نامههایی محشی به دستورهای او و عرایضی از زنان و کنیزان آن پادشاه. سه دستخط از محمّدشاه در کنار عریضههایی از عهد او نیز در این مجلد به چاپ رسیده است. [اسناد تاریخی خاندان غفاری: دستخطهای ناصرالدّینشاه قاجار (جلد دوم)، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار] علاقهمندان میتوانند از دوازدهم تا بیست و هفتم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
بیشتر اسناد مندرج در جلد سوم مربوط به دوران چهارماهۀ نخستوزیری سپهدار رشتی است و از کوششهای بیحاصل وی برای گشایش مجلس شورای ملّی و به تصویب رساندن متن قرارداد ۱۹۱۹ خبر میدهد. این کوششها چنانکه اشاره شد به جایی نرسید و مقامات نظامی انگلیس (تحت فرماندهی ژنرال آیرنساید) که در محور منجیل ـ قزوین مستقر بودند سرانجام ناچار شدند نقشۀ کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ (برابر با ۲۱ فوریۀ ۱۹۲۱) را تنظیم و به معرض اجرا بگذارند. از توجّه به این نکته هرگز نباید غفلت کرد که کودتای سوم اسفند تقریباً چهل روز پیش از اوّل آوریل ۱۹۲۱ (تاریخ شروع تخلیۀ ایران از قوای نظامی بریتانیا) صورت گرفت و انگلیسیها پس از اینکه نظامی مقتدری مانند میرپنج رضاخان سوادکوهی را عملاً در رأس امور کشور قرار دادند با فکر و خیالی آسوده ایران را ترک کردند. تقریباً هفت ماه پس از کودتای سوم اسفند، نورمن که سخت مغضوب و حتّی میشود گفت مورد نفرت لرد کرزن قرار گرفته بود که چرا نتوانسته قرارداد ۱۹۱۹ را بر ملّت ایران تحمیل کند، به لندن احضار شد و سر پرسی لُرن به عنوان وزیر مختار جدید بریتانیا در ایران تعیین گردید. نورمن که احساس میکرد با بودن وزیری مثل لرد کرزن در رأس وزارت خارجۀ بریتانیا راه ترقیّات آیندهاش بهکلّی مسدود است، پس از بازگشت به انگلستان دست به کاری عاقلانه زد به این معنی که از خدمت وزارت خارجۀ انگلیس استعفا داد و از کادر رسمی آن وزارتخانه خارج شد، اما داستان فعالیّتهای سیاسیاش در ایران و شکست نهاییاش در مسئلۀ قرارداد، از خلال اسنادی که در این جلد (سوم) ارائه شده به خوبی منعکس است. سرنوشت سیاسی وی بیگمان درس عبرتی شد برای سفرای بعدی بریتانیا در ایران که در آتیه مأموریت خود را جدّی بگیرند و با احساسات ملّی و مذهبی ایرانیان (که هر دو با قبول تحکّم خارجیان مخالفند) بازی نکنند. تهران، سوم اسفندماه ۱۳۷۵ جواد شیخالاسلامی [اسناد محرمانۀ وزارت خارجۀ بریتانیا دربارۀ قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس، ترجمۀ دکتر جواد شیخالاسلامی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۴، ج ۳، ص ۲۰-۲۲] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: سفارتنامۀ ارزنةالروم ایران و عثمانی پس از چند سده روابط پر فراز و نشیب، با وساطت روس و انگلیس، برای حل اختلافات در کنفرانس ارزنةالروم حضور یافتند (۱۲۵۹ق) و پس از چهار سال مذاکره، عهدنامۀ دوم ارزنةالروم را به امضا رساندند (۱۲۶۳ق). هریک از نمایندگان چهار دولت، اسناد و صورتمجالس مذاکرات را برای دولتهای خود ارسال کرده است. این کتاب دربردارندۀ اسناد، مکاتبات و صورتمجالس ارسالی نمایندۀ ایران، میرزا تقیخان وزیرنظام (امیرکبیر)، و فرمانها و دستورالعملهای محمّدشاه و حاجی میرزا آقاسی به او و همچنین مکاتبات نمایندگان دولتهای روس، انگلیس و عثمانی است که میتواند در شناخت بهتر تاریخ روابط سیاسی و دیپلماسی ایران در دورۀ قاجار مفید باشد. [سفارتنامۀ ارزنةالروم: اسناد، مکاتبات و صورتمجالس سفارت میرزا تقیخان وزیرنظام (امیرکبیر) (۱۲۵۹-۱۲۶۳ هجری قمری)، تصحیح و تحقیق دکتر نصرالله صالحی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار] علاقهمندان میتوانند از دهم تا بیست و چهارم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
نهم مردادماه سالروز درگذشت جلال ستاری در مورد فرهنگ ایرانی به گمانم میتوان گفت که خصیصۀ اصلی یا هویت آن که در طول هزارهها ثابت مانده حفظ و صیانت جوهر خویش و به تحلیل بردن عناصر بیگانه بوده است. به بیانی دیگر ذات فرهنگ ایرانی به خواری و زبونی تن در نداده است، سیطرۀ بیگانه (عرب و ترکان سلجوقی و مغول) را به ظاهر پذیرفته است و سپس اندکاندک آن را از درون خورده و تراشیده است و با این برونسازی و درونسازی توأمان، طرفه معجونی ساخته که کهنه و نو در آن چنان به هم بسته و پیوستهاند که تشخیصشان به نخستین نگاه امکانپذیر نیست. به گمان این بنده، «رندی» عالمسوز به معانی زیرکی و آزادی که از خصوصیات بارز خلق و خو و فرهنگ ایرانی است که به ظاهر مصلحتبین و صلاحاندیش است از همین سرشت و فطرت که عنصر غالب و بیگانه را به ظاهر، گردن نهاده و در باطن، خودی میکند مایه میگیرد. این فرایند استمرار و انقطاع در فرهنگ ایران خود از بینش کهن ایرانی که وجهی دیالکتیک دارد، یعنی خیر و شر و نور و ظلمت را در نزاع دائم میبیند، ولکن سرانجام قبول دارد که پیروزی با نیکویی و روشنایی است، آب میخورد. این نبرد و پیکار میان خیر و شر و روشنایی و تاریکی و خودی و بیگانه با این یقین که سرانجام اهورامزدا بر اهریمن پیروز میشود در فرهنگ ایرانی، خصیصه یا خصلتی ثابت است و به سخنی دیگر نقشپرداز هویت فرهنگی ماست و حاصلش موجب باروری و غنای فرهنگ بوده است. فرهنگ پویای ایرانی که چون آب رونده، همواره نو شده ولی به ظاهر ساکن مینموده، اولاً هیچگاه در طول تاریخ از داد و ستد با دیگر فرهنگها بازنمانده، ولی گرفتهها را با جوهر خویش سازگار کرده و به تحلیل میبرده است و ثانیاً خصیصۀ دیالکتیکی فرهنگ ایرانی موجب غنا و موزونی آن بوده است، نه باعث بیاندامیاش تا آنجا که فیالمثل توجه به خالق و عقبی عامل تحقق وحدت در کثرت و یگانگی در عین چندگانگی بوده است، نه وسیلۀ گسیختگی و افتراق و دوپارچگی و دور افتادن آدمی از اصل خویش و یا غلبۀ فرهنگی بیگانه که ثمرهاش بیخویشتنی است. «هویت ملی و هویت فرهنگی»، جلال ستاری، فصلنامۀ تئاتر، شمارۀ ۱۶، ۱۳۷۰، ص ۲۸-۳۰. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
هفتم مرداد، سالروز درگذشت دکتر بدرالزّمان قریب، منتخب هفدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار رستم، پهلوان همۀ اقوام ایرانی من تصور میکنم که پهلوانی دلاور به نام رستم در میان اقوام ایرانیتبار قبل از انشعاب آنها به شرق و غرب وجود داشته و رستم کهننمود (Archetype) پهلوانی تمام اقوام ایرانی است. از این جهت است که هم سکاها او را میشناختند و هم سغدیها داستانش را به روایت کشیده و نقشش را به تصویر درآوردهاند و هم در میان ایرانیان غربی (مقصود آنهاست که با زبان ایرانی غربی تکلّم میکردند) محبوبیت داشته است. حال اگر بعضی از نمادهای خدایان هند و ایرانی یا حتی هندی در شخصیت رستم بازتاب پیدا کرده باشد، احتمالاً تأثیر آمیزش فرهنگی و نیروی تلفیق و جذب عناصر اسطورهای توسط چهرههای مشهور جهان، چه تاریخی و چه غیر تاریخی است. دکتر بدرالزّمان قریب به نقل از: [دفترچۀ هفدهمین جایزۀ تاریخی و ادبی دکتر محمود افشار، اهداشده به دکتر بدرالزّمان قریب، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۷، ص ۲۹] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: صحیفة الفصاحة صحیفة الفصاحة تألیف محمود بن احمد فاریابی (درگذشتۀ ۶۰۷ق) از دانشوران معاصر جلالالدّین قلج طمغاجخان ابوالمظفّر ابراهیم قراخانی (۵۷۴-۶۰۰ق) است. او در این کتاب، به ترجمۀ احادیث، امثال و حکم و اشعار عربی پرداخته و رایجترین معادل فارسی را برای واژهها و تعبیرات و ترکیبات عربی به کار گرفته و ترجمهای روان و رسا به دست داده است. تنها دستنویس صحیفة الفصاحة در کتابخانۀ عزّت قویوناوغلو (قونیه) نگهداری میشود و در سال ۸۹۹ق کتابت شده است. [صحیفة الفصاحة: ترجمۀ احادیث نبوی، امثال و حکم و اشعار عربی، محمود بن احمد فاریابی، تصحیح و تحقیق دکتر بهروز ایمانی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار] علاقهمندان میتوانند از ششم تا بیستم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
وصف میموندژ الموت در شهنامۀ چنگیزی رسیدن هلاکو به حصار میموندز چو آمد سوی طالقان شهریار گرفتند منصوریه در حصار پس آنگاه با لشکر جنگجوی به پرخاش میموندز آورد روی چو جوشندهبحر و خروشندهرود به پیرامن قلعه آمد فرود به کوهی درآمد که در برتری همی کرد با بامِ دز همسری همی هر دم از دز برآمد خروش که شاها به بیهوده چندین مکوش تو را گرچه نیروی هر کار هست ولیکن نیابی بر این قلعه دست که دارد بلندای گردانسپهر فروزنده خورشاه ازو همچو مهر حصار فلک را به زور و به زر چگونه توان کرد زیر و زبر؟ به گرز و سنان، طاقِ چرخِ روان نشاید شکستن، مرنجان روان ورا استواری روییندز است سپهر از خرابی آن عاجز است ز بالا بدو ره نیابد بلا که در شیبِ او حکم راند قضا به چشمِ خیال و به پایِ گمان ندید و نپیمود کس آن مکان چو این قلعه را ساختن خواستند بسی مرد داننده برخاستند به گیتی بجُستند کوهی چنین که هست آسمان پیشِ او چون زمین بر آن سر نهادند بنیادِ او تو گویی قضا بود استادِ او مهندس همی برد یکچند رنج برآمد بر این سالها چار پنج ز معجونِ هرمان گِلش ساختند ز صاروج و سنگش بپرداختند چو این قصر جنّتصفت شد تمام خردمند میموندزش کرد نام بود خوردنیها در این گونهگون گذشته از اندازۀ چند و چون بریدند جویی به فرسنگها بکندند از راه او سنگها روان گشت آبی در او چون گلاب گلابی که تلخی ندارد چو آب هزاران در او شیرِ شمشیرزن که خوانند مردانِ کین را به زن بلندیش ازین سان که پرّانعقاب ندیدهست بامِ رواقش به خواب به گنج و سپاه ای شهِ کامیاب چگونه توان کرد آن را خراب؟ [شهنامۀ چنگیزی، شمسالدّین کاشانی، تصحیح و تحقیق دکتر وحید قنبری ننیز، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۳۱۷-۳۱۸] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
با آرزوی دوام سربلندی و سرافرازی ایران، ثبت دژ الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو را به هممیهنان وطندوست شادباش میگوییم. الموت واژۀ الموت از دو جزء ترکیب شده است، جزء اوّل «اله» و جزء دوم «اموت». واژۀ «اله» هنوز در زبان مردم رودبار الموت و همسایگان آنان، یعنی ساکنین گیلان و مازندران زنده است. اغلب کشاورزان الموتی در حقّ مرغانی که به صیفی و زراعت آسیب میرسانند گویند: «اله تره بزند»؛ یعنی عقاب ترا بزند. از این گذشته در ترکیب بعضی از نامهای محلها این واژه دیده میشود. از آنهاست «الهنشینی بند»؛ یعنی بند عقابنشین که تپۀ بلندی نزدیک زوارک است. این واژه در نقاط مختلف مازندران به دو شکل «اله = ale» یا «اله = alle» شنیده میشود. در گیلان به شکلهای «الغ = aloq» یا «آلغ = āloq» مصطلح است و در لورا این پرنده را «اله = ale» خوانند (مطالعۀ نگارنده در محل). در متون قدیمی نیز «اله» به معنی عقاب ذکر شده است (التنبیه علی حدوث التصحیف حمزۀ اصفهانی، السامی فی الاسامی، التفهیم ابوریحان بیرونی). جزء دوم این ترکیب یعنی واژۀ «اموت» را بیشتر مورّخین از مصدر آموختن دانستهاند. ابنالاثیر مینویسد: «الموت در مرز دیلم است. آلوه به معنی عقاب و جزء دوم این کلمه که آموت باشد به لهجۀ دیلمی به معنی آموزش است (کامل التواریخ در احوال اسمعیلیه) و زکریا بن محمّد قزوینی گوید: «الموت در ناحیۀ رودبار میان قزوین و دریای خزر است. آلوه در فارسی به معنی عقاب و آموت به معنی آموزش است. این قلعه به این علّت بدین نام خوانده شد که عقابی پادشاهی را در شکار به این قلعه که به سرزمینهای پیرامون خود مسلّط است متوجّه ساخت». حمدالله مستوفی گوید: «آن قلعه را در اوّل الهآموت گفتهاند به معنی آشیانۀ عقاب که بچگان را بر او آموزش کردی، به مرور الموت شد». با این شرح میتوان به این نتیجه رسید که الموت واژۀ مرکب و به معنی عقابآموز یا عقابآموخت است. دکتر منوچهر ستوده از واقفان بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و منتخب هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار «قلعۀ الموت ـ بلدة الاقبال»، فرهنگ ایرانزمین، ۱۳۳۴، شمارۀ ۳، ص ۶-۷. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
جزیرۀ هرموز صاحب هفت اقلیم مرقوم نموده که اردشیر بابکان بر ساحل دریای عمان شهری ساخته هرموز نام کرد... پوشیده نماند که چنانچه سمت گزارش یافت، فرنگیه در هرموز و بندر جرون تسلّط و استقلال تمام به هم رسانیده مزاحم مسلمین و متردّدین میگشتند و چون به محض ارادۀ قادر مُلکبخش، تخت سلطنت ایران به وجودِ باوجود خاقان گیتیستان، شاه عباس ماضی، آرایش یافت، والیان اطراف و متغلّبان اکناف پای در دامن ادب پیچیده سر بر خط فرمان نهادند سوای فرنگیۀ پرتگالیه که در اطراف بحرین و هرموز و سواحل دریای عمان لوای طغیان افراخته بودند و قلعۀ دربند بکر ساخته استحکام میدادند. جرئت کفرۀ فرنگ بر خاطر انور پادشاه برّ و بحر گران آمده به امامقلیخان بیگلربیگی فارس حکم شد که ساحت آن ولایت را از لوث وجود آنها پاک سازد و خان عالیجاه با جنود فارس متوجّه گشتند در بندر عباسی لوای ابهّت افراخت و افواج قاهره از دریا با کشتیها عبور نموده داخل جزیرۀ هرموز شدند و با وجود استحکام قلعه و حصار که عرض دیوارها زیاده از سی ذرع است که به سنگ و آهک ساختهاند در اندک روزی مسخّر ساختند و محمودشاه، والی هرموز، و اتباع به دست درآوردند و هر کس از رعایا که در قلعهداری با کفره موافقت کرده بود به جزا و سزای خود رسید و این فتح مبین که کارنامۀ سلاطین جهان تواند بود در سنۀ احدی و ثلثین و الف روی نمود. [مختصر مفید: جغرافیای ایرانزمین در عصر صفوی، محمد مفید مستوفی بافقی، به کوشش ایرج افشار، با همکاری محمدرضا ابوئی مهریزی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ص ۳۶۹-۳۷۱] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: چهل گفتار در فرهنگ و تاریخ و ادب ایران مقالات این مجموعه، که به تفاریق در طی حدود بیست سال ترجمه و تألیف شدهاند، به لحاظ زمانی شمولی دارند از دوران هخامنشیان و ما قبل آن تا قرون بعد از اسلام و در موضوع به گرد مسائل بالنسبه متنوع لغوی و دستوری و ادبی و تاریخی و دینی میگردند که بخشی از مشغولیت ذهنی و درسی نویسنده بودهاند. بعضی از این موضوعات و مسائل عبارتند از الفاظ دخیل از زبانهای ایرانی در زبانهای دیگر، روابط ایرانیان و مغان با یونانیان و افلاطونیان، اندک تأملاتی در تاریخ دینهای زردشتی و مانوی و تصوف اسلامی، ترجمۀ متون یونانی و سریانی و پهلوی به عربی، روابط فرهنگی و ادبی ایران و هند، تاریخ زبان فارسی و بعضی مسائل لغوی آن، و مختصر یادداشتهایی دربارۀ بعضی از عالمان و خاندانهای علما در دوران اسلامی. [چهل گفتار در فرهنگ و تاریخ و ادب ایران، دکتر سیّد احمدرضا قائممقامی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵] علاقهمندان میتوانند از سوم تا چهاردهم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
دوم مرداد سالروز درگذشت احمد شاملو سرگذشت سایۀ ابری شدم بر دشتها دامن کشاندم خارکن با پُشتۀ خارش به راه افتاد عابری خاموش، در راهِ غبارآلود با خود گفت: «هه! چه خاصیت که آدم سایۀ یک ابر باشد؟» کفترِ چاهی شدم از بُرجِ ویران پَر کشیدم برزگر پیراهنی بر چوب، روی خرمنش آویخت دشتبان، بیرونِ کلبه، سایبانِ چشمهایش کرد دستش را و با خود گفت: «هه! چه خاصیّت که آدم کفترِ تنهای بُرجِ کهنهای باشد؟» آهوی وحشی شدم از کوه تا صحرا دویدم کودکان در دشت بانگی شادمان کردند گاریِ خُردی گذشت، ارّابهرانِ پیر با خود گفت: «هه! چه خاصیّت که آدم آهوی بیجفتِ دشتی دور باشد؟» ماهی دریا شدم نیزارِ غوکانِ غمین را تا خلیجِ دور پیمودم مرغ دریایی غریوی سخت کرد از ساحلِ متروک مردِ قایقچی کنارِ قایقش بر ماسۀ مرطوب با خود گفت: «هه! چه خاصیّت که آدم ماهی ولگردِ دریایی خموش و سرد باشد؟» کفتر چاهی شدم از بُرجِ ویران پَر کشیدم سایۀ ابری شدم بر دشتها دامن کشاندم آهوی وحشی شدم از کوه تا صحرا دویدم ماهی دریا شدم بر آبهای تیره راندم دلقِ درویشان به دوش افکندم و اوراد خواندم یارِ خاموشان شدم بیغولههای راز گشتم هفت کفشِ آهنین پوشیدم و تا قاف رفتم مرغِ قاف افسانه بودم، افسانه خواندم بازگشتم خاکِ هفت اقلیم را افتان و خیزان درنوشتم خانۀ جادوگران را در زدم، طَرفی نبستم مرغِ آبی را به کوه و دشت و صحرا جُستم و بیهوده جُستم پس سمندر گشتم و بر آتشِ مردم نشستم ۱۳۳۰ احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹) شاعر، روزنامهنگار، مترجم و پژوهشگر حوزۀ زبان و ادب و فرهنگ عامیانه بود. از آثار شعری او میتوان به هوای تازه، آیدا در آینه، مرثیههای خاک، شکفتن در مه و ابراهیم در آتش اشاره کرد. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation