Pont des Arts
СтатистикаThings I like about art Admin: نسیم سبزواری اولین پست کانالم. 💫 https://t.me/PontDesArts_s/3
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 228
- 1/48двое суток
- 261
- 1/72трое суток
- 281
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
لوئیز دال-ولف یکی از مهمترین عکاسان زن در تاریخ عکاسی است. در بررسی آثار این عکاس آمریکایی گفتهاند که او یکی از اولین عکاسان قرن بیستم است که «نگاه زنانه» را وارد این حوزه کرد. بیشتر عکسهای دال-ولف که در همکاری با نشریهی هارپرز بازار ثبت شدهاند، ترسیمگر زنان در اوقات آسودگی هستند: دستان باز و گشوده، بدنهایی که به جایی لم دادهاند، لباسهایی که زیباییهای تن زنانه را بازتاب میدهند و ژستهایی که میتوانند حس آن لحظهی بهخصوص را بازتاب دهند. دال-ولف در حوزههای مختلفی عکاسی کرد، از مد تا خیابانی و پرتره. عکاسی فشن اوج کار این عکاس زن است که پژوهشگران تصاویر او را اولین و بهترین نمونه در معرفی «نگاه جدید آمریکایی» پس از جنگ جهانی دوم خطاب کردهاند. تصاویری که در آنها میتوان مدرنیسم، قدرت، جلوهگری و زیبایی زنان آمریکایی را مشاهده کرد. در تصاویر پرتره نیز دال-ولف یکی از اساتید عکاسی بهحساب میآید که تصاویر او از ویوین لی از شهرت بالایی برخوردار است. —نسیم سبزواری Louise Dahl-Wolfe @PontDesArts_s
ژائو سزار مونتیرو، مؤلف بزرگ پرتغالی، یکی از بزرگترین فیلمسازان تاریخ سینما است. فیلمسازی که همچون ژاک تاتی، نقش اصلی فیلمهایش را بازی میکرد. در نتیجه مونتیرو در اکثر فیلمهایش همزمان نقش خالق (کارگردان) و مخلوق (بازیگر)، ابژه و سوژه را دارد. فیلمهای جسورانهاند و بسیاری او را با واژگانی چون منحرف، خودشیفته و خودخواه محکوم کردهاند. اما سینمای مونتیرو این انحرافات را در دل میزانسن کاملاً پرداختشده و سینمایی نشان میدهد. آثارش به واکاوی بصری-صوتی از «لذت تخیل» و «مصرف تصویر» تبدیل میشوند. در فیلم «کمدی الهی» - یکی از فیلمهای مشهور او - مونتیرو در نقش یک بستنیفروش است که همزمان در پی لمس زیبایی زنان است. تصاویر مونتیرو از زنان کیفیتی اثیری دارد و آنها را از یک فیگور معمولی به شعر، تخیل و موجودیتی غیراینجهانی تبدیل میکند. در فیلمهای مونتیرو، سکون و رخداد در تقابل باهم هستند. در فیلمهای او اساساً اتفاق بزرگ دراماتیک رخ نمیدهد. آنچه میبینیم و میشنویم، تجربهی لحظه و زمان توسط شخصیتها بهواسطهی یک «دیگری» است. —نسیم سبزواری João César Monteiro (1939-2003) @PontDesArts_s
«در اعماق انسان مدرن، عطشی سیریناپذیر برای از یاد بردن خویشتن و گریختن از خود نهفته است. او در ژرفای جان، از هر آنچه کوچکی وجودش را بر او آشکار کند، وحشتی پنهان دارد. از همین رو، جاودانگی، بیکرانگی و کمال، برایش هراسآورند. او میخواهد خویشتن را تأیید کند، تحسین کند و به خود ببالد؛ از همینرو، از هر پرسش و هر مغاکی که ممکن است ناچیزی و هیچبودگیاش را به یادش آورد، روی میگرداند.» —آنری-فردریک آمیل Edvard Hopper, Study of a Woman Sitting on a Bridge in Paris, 1907 @PontDesArts_s
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
اودیلون ردون نقاش فرانسوی بود که علاقهی خاصی به شکلهای دایرهای داشت و تصویر چشمِ بازمانده از علایق همیشگیاش بود. او در ترسیم این شکلها از آشناییزدایی استفاده میکرد و آنها را در ابعاد بزرگ و در جاهایی نشان میداد که نامعمول بودند. برای او، چشم باز و خیره مانده، ایماژیست که نمایانگر نقش خود او بهعنوان نقاش بهعنوان یک نظارهگر است. اما میتوان از آثار او برداشتهای معنوی و نمادین نیز کرد: این چشم قدرت است که به ما نگاه میکند یا چشم یک خالق عظیم و نظارهگر؟ نقاشیهای او چندان بهدنبال پاسخ نبودند و بیشتر اثرگذاری بالا در ذهن مخاطبان داشتند. چشم در همهجا نظارهگر است: در میان سطوح، از میان ابرهای آسمان، در درون اعماق اقیانوس، در درون سر انسانها و همچنین در خود طبیعت. نقاشیهای او احساس اضطراب را القا میکنند، چون مخاطب نمیتواند شبیهبازی واقعیت بیرونی را در آنها بیابد و باید با حقیقت جدید و مهیب روبهرو شود: در بطن سطوح و اجسام چشم چه کسی به ما خیره مانده و به چه چیزی مینگرد؟ —نسیم سبزواری Odilon Redon (1840-1916) @PontDesArts_s
اوژن گرین در آمریکا متولد شد، اما از آنجایی که باور داشت آمریکا محل فرهنگ و شعر نیست، به فرانسه مهاجرت کرد. این مسئله را کاملا میتوان در آثار او دید: او تماماً به فرهنگ، تاریخ و مفاهیم هنر اروپا در درون قرون وسطی، رنسانس و پستمدرنیسم علاقه دارد. فیلمهای او شعر بصریاند: پرندگان حرف میزنند، درختان صدا دارند، حیوانات بخشی از روایت هستند و تمایزی میان یک گیاه زنده و انسان وجود ندارد. برای گرین، هنر دستمایهای برای زندگی است. شخصیتهای او گرفتار هنر و هنرمند بودن هستند؛ شخصیتهایی که با شعر گفتن، ساز زدن، فیلمسازی، عکاسی و نقاشی کردن زندگی میکنند. شخصیتهای او زمانی سرخورده و افسرده میشوند که درمییابند نمیتوانند هنرمند خوبی باشند یا شعر را درک کنند و از وجود خود بیزار میشوند. برای گرین، هنر تنها راه اتصال به یک «دیگری» است. در فیلم پلهای هنر، گرین با هنر شخصیتهای خود را میان مرگ و زندگی تکان میدهد و به واسطهی موسیقی پیوند آنها را در میزانسن رقم میزند. فیلمهای گرین کاملاً انتزاعی هستند، اما حقیقتی را در خود حمل میکنند. —نسیم سبزواری @PontDesArts_s
без подписи
без подписи
без подписи
دایدو موریاماما عکاس آوانگارد ژاپنیست که سالها با نشریات تاثیرگذاری چون «پرووک» همکاری کرد. وقتی به تصاویر ثبتشده توسط موریاماما نگاه میکنیم، اولین چیزی که خودنمایی میکند مسئلهی آشناییزدایی است: چگونه ابژهها و چشماندازهای زیست روزمره ناگهان به تصویری انتزاعی و فراتر از آنچه تصور میکردیم، تبدیل میشوند. در تصاویر از بدن فاحشههای ژاپنی، مدلها و خیابانها، میتوان امر آشناییزدایی را مشاهده کرد، تصاویری که در نگاه اول به ما مکان و سوژه را بهطور قطعی معرفی نمیکنند و تنها با درنگ در جزئیات است که تصویر ثبتشده را تشخیص میدهیم. دیگر نکتهی جالبتوجه در نحوهی عکاسی این مرد ژاپنی در رویکرد کنارهمگذاری، جانشینی و ترکیببندی است: او ابژههای بهظاهر بیربط را در قاب خود قرار میدهد تا به معنا و حسی تازه دست یابد. —نسیم سبزواری Daido Moriyama @PontDesArts_s
حقیقتی که با نیتی منفی گفته شده، تمام دروغها را شکست میدهد. —ویلیام بلیک @PontDesArts_s
без подписи
без подписи