tgindex
پراکسیس πρᾶξις

پراکسیس πρᾶξις

Статистика
@Praxis1878персидский

@Praxis1878 «پراگماتیسم فلسفه‌ای است برای عمل، برای انجام دادن، برای تبدیل کردن و برای خلق کردن» جیوانی پاپینی آزادی، کنش، شکوفایی🌱✌🏻 لینک گروه: https://t.me/tekhne22 انبار کتاب هایم: https://t.me/anbaricapital

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
17
Всего постов
46
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
692
+19 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
268
40 постов
Вовлечённость
38,7%
к подписчикам
Постов в день
2,4
всего 46
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
125
1/48двое суток
143
1/72трое суток
154

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • پراکسیس πρᾶξις pinned «کودکی و طبیعت: پرونده‌ای برای مدرسه طبیعت مدرسه طبیعت چگونه جایی است؟ تفاوت آن با مدارس رسمی و شیوه آموزش غالب در چیست؟ این مدرسه چه نگاهی به آموزش و یادگیری دارد؟ ایده‌های اساسی این مدرسه کدامند؟ شیوه تدریس در این مدارس به چه شکل است و آیا اصلا تدریسی درکار…»

  • کشف دوباره کودکی: نمایی کلّی از ایده‌های مدرسه طبیعت بخش هفتم و پایانی (۴)  مدرسه طبیعت به مثابه یک ایده در بخش‌های قبلی ما، به اختصار، به ایده پایه مدرسه طبیعت، یعنی زیست‌گرایی، و ثمرات آموزشی آن پرداختیم امّا اکنون زمان آن رسیده است که پرسش میلیارد دلاری خود را مطرح کنیم: مدرسه طبیعت کجاست؟ نخستین مسئله‌ای که باید بدان توجّه داشت این است که مدرسه طبیعت یک ایده است نه مکان یعنی این مدرسه هیچ‌گونه ادعای انحصاری بر مکانی مشخّص و ثابت به عنوان مدرسه ندارد و هیچ‌کس مجبور نیست برای اینکه عضوی از مدرسه طبیعت باشد به مکان‌هایی که به طور رسمی به مدرسه تعلّق دارند بیاید. مدرسه طبیعت ادعا می‌کند هرجا که ۶ ایده اصلی آن را بتوان محقق کرد، آنجا مدرسه طبیعت است (می‌خواهد آنجا پشت بام خانه شما باشد، محلّه شما یا حیات یک خانه سنتی) امّا اگر شرایط ایجاد فضای یادگیری (یعنی بازی آزاد و سرخوشانه) را برای کودک خود ندارید، درب مکان‌های خاصّ مدرسه طبیعت به روی شما گشوده است. ۶ ایده‌ای اصلی مدرسه طبیعت چنین‌اند: ۱)     یادگیری را از میل و علاقه کودک آغاز کنیم. ۲)     فرصت تعامل بی‌واسطه با عناصر طبیعت را برای کودک فراهم کنیم. ۳)     بودن بچّه‌ها از سنین مختلف درکنار هم را بسترسازی کنیم. ۴)     از آموزش دادن اجتناب کنیم. ۵)     یادگیری از طریق عمل (Learning by doing) را تسهیل کنیم. ۶)     بازی را به عنوان محور همه یادگیری‌ها به رسمیت بشناسیم. @Praxis1878 #مدرسه_طبیعت

  • کشف دوباره کودکی: نمایی کلّی از ایده‌های مدرسه طبیعت بخش ششم ۶)     هر کودکی یگانه و با استعدادهای خاصّ خود است یکی دیگر از فرضیات اصلی آموزش رسمی یا رفتارگرایانه این است که همه کودکان یکسان هستند یعنی نیازها، علایق، عواطف، استعدادها و غیره یکسانی دارند و، به همین دلیل، این رویکرد برنامه درسی واحد و ثابتی برای تمام کودکان ( در هر رده سنّی) تجویز می‌کند. امّا نگرش زیست‌شناختی به انسان این فرضیه را رد می‌کند زیرا پایداری و بقاء ما در زیستگاه در گرو تنوع بوده است نه وحدت. برای توضیح این مطلب نیاز است تا بدانیم که بقاء در اکوسیستم‌های پیچیده و متغیّر نیازمند تنوع است و این مسئله را در کنار  پیچیدگی فوق‌العاده 3 زیستگاه خاصّ انسان (یعنی زیستگاه کهن، تمدنی و فناورانه) و همچنین اکتسابی بودن و تغیّر زیستگاهی او درنظر آوریم (برای فهم این مطلب می‌توان تنوع درختان در یک زیستگاه پیچیده مانند جنگل را با وحدت گیاهان داخل یک زیستگاه ساده و مصنوعی مانند باغچه مقایسه کرد). درواقع تنوع در ژن‌های گونه ما، و تمامی گونه‌های دارای زیستگاه پیچیده، وجود دارد یعنی فرآیند تکامل به این نتیجه رسیده است که ما برای بقاء و سازگاری نیاز به تنوّع داریم. بنابراین نگاه زیست‌شناختی، در تقابل با رویکرد غالب، به ما می‌گوید که هر کودکی یگانه و دارای استعدادهای خاصّ خود است پس نمی‌توان نسخه واحدی را برای تمامی کودکان پیچید و به آن‌ها تحمیل کرد. @Praxis1878 #مدرسه_طبیعت

  • کشف دوباره کودکی: نمایی کلّی از ایده‌های مدرسه طبیعت بخش پنجم ۵)     کودک متفاوت از بزرگسال است یکی از فرضیات اساسی ( و البته ناگفته) آموزش رسمی این است که کودک شبیه بزرگسال یا نوعی بزرگسال کوچک است و این فرضیه در آنجا خود را نشان می‌دهد که رویکرد غالی هیچگونه تفاوتی میان رفتار با کودکان و بزرگسالان نمی‌گذارد. امّا نگاه زیست‌شناختی عمیقاً این فرضیه را رد می‌کند زیرا دورانی که کارکرد غالب آن شناخت زیستگاه است با دورانی که کارکردش بهره‌برداری است تفاوت اساسی دارد.امّا این تنها مسئله نیست بلکه مسئله مهمتر به ویژگی‌های خود کودک مربوط می‌شود: ۱. تفاوت در شیوه شناخت: از منظر زیست‌شناختی، کودک انسان (از تولد تا نوجوانی) بیش از آنکه انسان فرهنگی باشد، جانور انسانی است امّا این یعنی چه؟ یعنی اینکه کودک انسان در این دوران بیشتر براساس غرایض عمل می‌کند تا فرهنگ و هرچه از دوران نوجوانی عبور می‌کند نقش فرهنگ در او پررنگ‌تر می‌شود. نکته دیگر این است که کودک انسان، در این دوران، بیشتر حسّی و انگیزشی عمل می‌کند تا انتزاعی و کارکردی و ارتباط او با طبیعت نیز بیشتر عاطفی و کارکردی است (به عنوان مثال کودک وقتی می‌پرسد این چیست نمی‌خواهد ما آن چیز را برای او تعریف کنیم بلکه سوالش این است که به چه دردی می‌خورد یا آن چیز برایش خطرنک است یا اینکه چه احساسی باید به آن داشته باشد-برای آزمایش این مورد میتوانید یک موجود زنده را به یک کودک ۲ تا ۴ ساله اطرافتان نشان دهید و از او بپرسید که این چیست). ۲. تفاوت در نوع و شیوه توجّه: کودک انسان تمرکزی بسیار پخش دارد و این یکی از تفاوت‌های بسیار مهم او با بزرگسال است که در نظام آموزش رسمی درنظر گرفته نمی‌شود (برای نمونه پیتر گری و جمعی دیگر از همکاران نشان داده‌اند که چگونه بسیاری از کودکان دوران ابتدایی تنها براساس تشخیص معلمان و والدین مبتلا به ADHD یا ADD تشخیص داده شده‌اند و برهمین اساس هم با آنها رفتار شده درحالی که هیچ تشخیص بالینی بر روی این کودکان انجام نشده است). درواقع، کودک انسان شبیه اکتشاف‌گری که تازه به سرزمینی ناشناخته وارد شده است عمل می‌کند و ویژگی (یا به عبارت دقیق‌تر توانایی) او، توجّه به تمام مسائل و رخدادهای پیرامون خود است. به عبارت دیگر؛ بزرگسالان جهان را از طریق دسته‌بندی‌ها و الگوها می‌شناسند درحالی که کودک می‌خواهد این الگوها را کشف یا خلق کند و بنابراین باید به تمامی پیرامون خود توجّه کند. به گفته ریچل کارسون (زیست‌شناس): «هنگامی که می‌گوییم کودکان در توجّه کردن خوب نیستند، منظورمان واقعاً این است که آن‌ها در توجّه نکردن خوب نیستند. آن‌ها نمی‌توانند به چیزهایی که حواسشان را پرت می‌کنند توجّه نکنند». پس تفاوتی بزرگ میان نوع تمرکز کودک و بزرگسال، به دلیل کارکرد هریک از این دوره‌ها، وجود دارد. بنابراین؛ تفاوت دیگر نگاه زیست‌شناختی به کودک، با آموزش رسمی و رویکرد غالب، این است که تفاوت میان کودک و بزرگسال را درنظر می‌گیرد و به آن احترام می‌گذارد و معتقد است که بزرگترین جنایتی که ما در حق کودکان خود مرتکب می‌شویم این است که آن‌ها را از دید بزرگسالانه مورد قضاوت قرار می‌دهیم. @Praxis1878 #مدرسه_طبیعت

  • کشف دوباره کودکی: نمایی کلّی از ایده‌های مدرسه طبیعت بخش چهارم ۳) کودکان یاد می‌گیرند، امّا در شرایطی خاصّ یکی از فرضیات اساسی نظام آوزشی رسمی این است که یادگیری را امری بدیهی تلقی می‌کند یعنی فرض می‌گیرد که کودکان در هر شرایطی می‌توانند یاد بگیرند امّا نگرش زیست‌شناختی به کودک انسان این فرضیه را رد می‌کند و می‌گوید برای یادگیری کودک انسان باید شرایطی خاصّ مهیا باشد. از منظر زیست‌شناختی کودکان تنها زمانی یاد می‌گیرند که برای یادگیری انگیزه داشته باشند. امّا منظور از انگیزه چیست؟ انگیزه‌ها همان احساسات و هیجانات کودکان هستند یعنی، از منظر زیست‌شناختی، انسان نه تنها موجودی عقلانی نیست بلکه خلاف این مطلب درست است یعنی عقلانیت متعاقب احساسات ما می‌آید (به زبان هیوم عقل برده هیجانات است و باید هم که چنین باشد) و هیجانات پیش‌برنده مغز و یادگیری در گونه ما هستند. امّا چه نوع هیجاناتی می‌توانند به عنوان انگیزه یادگیری عمل کنند؟ پاسخ زیست‌شناختی به این پرسش این است: ترکیبی متعادل از شوق و ترس که به حداکثر انگیزه می‌انجامد و حداکثر انگیزه نیز منجر به حداکثر یادگیری می‌شود. برای نمونه کودکی را درنظر بگیرید که میخواهد بالا رفتن از درخت را یاد بگیرد او از یکطرف برای این تجربه مشتاق است و از طرف دیگر از این موقعیّت (یعنی ارتفاع درخت) می‌ترسد. ترکیب این دو احساس سبب می‌شود که او اقدام به عمل کند (شوق) و برای انجام دادن این عمل تمرکز و دقّت زیادی را بکار ببندد (ترس). بنابراین نگاه زیست‌شناختی به ما می‌گوید که یادگیری تنها به شرط انگیزه رخ می‌دهد و کودک انسان در زمینه‌های خاص (بقاء و سازگاری)، نه تمامی زمینه‌ها، به شرط داشتن انگیزه می‌تواند یاد بگیرد. همچنین این نگاه به کودک انسان، برخلاف نگاه آموزش رسمی، نه تنها احساسات و هیجانات کودک را به رسمیت می‌شناسد بلکه آن‌ها را پایه ضروری یادگیری می‌داند. ۴)     بازی تمرین زندگی و بهترین وسیله یادگیری است نگاه زیست‌شناختی یادگیری را به تغییر پایدار در رفتار تعریف می‌کند و معتقد است که تنها با بازی و تجربه است که این فرآیند طی می‌شود. از این منظر، بازی کردن کودکان (برخلاف نگاه غالب) نوعی وقت‌گذرانی نیست بلکه شیوه‌ای است برای دقیق کردن جانبداری‌های گنگ و آمیختن آن‌ها با تجربیات فردی و تبدیل آن‌ها به کنشگری. بنابراین؛ یکی دیگر از تفاوت‌های نگاه زیست‌شناختی به کودک با رویکرد غالب این است که نه تنها بازی کردن کودک را حواس‌پرتی و اتلاف وقت نمی‌داند بلکه آن را کانون و وسیله اصلی یادگیری کودکان می‌داند. @Praxis1878 #مدرسه_طبیعت

  • کشف دوباره کودکی: نمایی کلّی از ایده‌های مدرسه طبیعت بخش سوّم ۱)     کودک انسان لوح سپید نیست بلکه دارای گرایش و سوگیری است از منظر زیست‌شناختی روش خاصّی که طبیعت برای شناخت زیستگاه به کودک انسان داده، سوگیری گنگ است؛ یعنی کودک انسان تهی زاده نمی‌شود بلکه با سوگیری‌هایی به جهان می‌آید. این سوگیری‌ها همان مهارت‌های گونه انسان برای سازگاری با زیستگاهش هستند که تمامی کودکان آن‌ها را دارند امّا با توجه به میزان تجربیات و ممارست می‌توانند در ابعاد مختلف توسعه پیدا کنند یا بسیار محدود بمانند (به عنوان نمونه این سوگیری‌ها میتوان به توانایی حل مسئله، کاوش‌گری، مکیدن، مشاهده کردن، پریدن از ارتفاع، رقابت، همکاری، تقلید، تخیّل، معاشرت‌پذیری و الی آخر اشاره کرد). کودک انسان برای توسعه این سوگیری‌ها نیاز به تجربیات و بستر مناسب زیستگاهی (زیستگاه کهن) برای تجربه کردن دارد. به عبارت دیگر؛ یادگیری و شناخت زیستگاه در کودک انسان تنها حاصل کنشگری او در و با بستر خاص زیستگاهش است. بنابراین؛ نگرش زیست‌شناختی فرضیه اوّل نگاه غالب مبنی بر خالی بودن، ناتوان بودن و نادان بودن کودک انسان را رد میکند و، در تقابل با این نگاه، او را موجودی خودیادگیرنده می‌داند که حداکثر نقش بزرگسال در فرآیند یادگیری او مراقبت کردن از سلامتی و ایجاد بستر مناسب براارکرد بخشی تجربیات اوست. ۲)     کودکی بخش تحقیق توسعه گونه است محصول دیگر نگاه زیست‌شناختی، درنظر گرفتن کودکی به عنوان بخش تحقیق و توسعه گونه و بزرگسالی به عنوان بخش اجرایی آن است. در یک سازمان مدرن هم بخش اجرایی وجود دارد و هم بخش تحقیق و توسعه که هرکدام کارکرد و نقشی در بقاء و پیشرفت سازمان دارند. کارکرد بخش تحقیق و توسعه در یک سازمان چیست؟ ابداع بخش تحقیق و توسعه در سازمان‌های مدرن به اوایل قرن بیست میلادی بازمی‌گردد؛ یعنی زمانی که نظام‌های کاری رقابتی‌تر، جهان و جامعه پیچیده‌تر و نیازها متغیّرتر شدند و درنتیجه سازمان‌ها دریافتند که برای بقاء در این جهان متغیّر و پیچیده نیاز دارند که مدام درحال اندیشیدن و طرح ایده‌های نو باشند و بنابراین بخش تحقیق و توسعه، در سازمان مدرن، متولد شد. امّا ویژگی‌های بخش تحقیق و توسعه چیست؟ ۱) بخش تحقیق توسعه خطا می‌کند تا کشف کند یعنی با شیوه آزمون و خطای مداوم به پیش می‌رود. ۲) به مسائل و موضوعاتی می‌پردازد که برای سایر بخش‌های سازمان بی‌اهمیّت هستند. ۳) سازمان، به تمامی، از فعالیّت این بخش حمایت می‌کند. درست به همین معنی، از نگاه زیست‌شناختی، کودکی نیز بخش تحقیق و توسعه گونه ماست یعنی کارکرد کودکان کشف ایده‌های نو و بسط آن‌ها در گونه است. امّا درنظر گرفتن کودکی به عنوان بخش تحقیق و توسعه گونه ثمره‌ای دارد و آن این است که روش و سازوکار کشف کردن و یادگیری در کودکان خطا کردن است و، بنابراین، ما نباید کودکان را از خطا کردن محروم کنیم. درواقع ما در یک گونه، درست همچون سازمان، هم به بخش اجرایی نیاز داریم و هم بخش تحقیق و توسعه امّا خطا زمانی رخ می‌دهد که ما بخواهیم با معیار یک بخش، بخش دیگر را قضاوت کنیم. بنابراین نگاه زیست‌شناختی، برخلاف نگاه آموزشی غالب که خطا کردن را مجازات می‌کند، نه تنها خطا کردن کودکان را عیب نمی‌داند بلکه آن را سازوکار بایسته و شایسته یادگیری می‌داند. @Praxis1878 #مدرسه_طبیعت

  • کشف دوباره کودکی: نمایی کلّی از ایده‌های مدرسه طبیعت بخش دوم (۳)  نگاه زیست‌شناختی-تکاملی به انسان و کودک: زیست‌گرایی به عنوان نظریه پایه مدرسه طبیعت پس رویکرد مدرسه طبیعت رویکردی است زیست‌شناختی-تکاملی به انسان، بنابراین دومین پرسش  ما این است که: رویکرد زیست‌شناختی-تکاملی چه چیزی درباره انسان به ما می‌گوید و چه ثمراتی برای ما دربر دارد؟ یکی از ثمرات چنین موضعی عبور از روانشناسی شناختی به سوی روانشناسی تکاملی است. روانشناسی شناختی براساس این فرضیه بنا شده است که مغز انسان یک دستگاه عمومی حلّ مسئله است یعنی ذهن ما برای حل تمامی مسائل طراحی شده یا تکامل یافته است امّا روانشناسی تکاملی می‌گوید اگرچه مغز انسان، همانطور که روانشناسی شناختی می‌گوید، یک دستگاه حلّ مسئله است امّا یک دستگاه عمومی حل مسئله نیست بلکه یک دستگاه خصوصی حل مسئله است. به عبارت دیگر؛ مغز انسان تنها برای حل مسائل مربوط به بقاء و تولید مثل تکامل یافته است و در حل همین مسائل تواناست و نه تمامی مسائل. بنابراین انسان، همچون تمامی دیگر موجودات، برای سازگاری (بقاء و تولید مثل) با زیستگاهی خاصّ تکامل پیدا کرده است. مراد از زیستگاه خاصّ انسان، نخست و به طور ویژه، زیستگاه کهن (ساوانا یا گرم‌دشت-گزینه نخست در نظرسنجی تصاویر) است و ثانیا زیستگاه تمدنی (شهر) و ثالثا زیستگاه فناورانه او. از منظر زیست‌شناختی کودکی به دورانی گفته میشود که کارکرد غالب آن شناخت زیستگاه است و بزرگسالی به دورانی گفته می‌شود که کارکرد غالب آن بهره‌برداری از زیستگاه است. بنابراین کارکرد کودکی در تمامی موجودات شناخت زیستگاه است. امّا آیا تمامی موجودات به یک روش زیستگاه خود را می‌شناسند؟ پاسخ این پرسش منفی است زیرا، تا آنجا که به زیست‌شناسی مربوط می‌شود، موجودات در روش شناخت زیستگاه به دو دسته تقسیم میشوند: ۱) غریضی: آنهایی که نقش غرایضشان، در شناخت زیستگاه، پررنگ‌تر از اکتساب است ۲) اکتسابی: آن‌هایی که نقش اکتساب در آن‌ها پررنگ‌تر است. برای تشخیص اکتسابی یا غریضی بودن یک گونه زیست‌شناسی ۵ معیار ارائه می‌دهد: گونه‌های که طول عمر و طول مراقبت والدینی بیشتری دارند، از شبکه عصبی پیچیده‌تری برخوردارد، زیستگاه متغیّرتری دارند و نسل‌های همپوش بیشتری دارند گونه‌هایی اکتسابی هستند و موجوداتی که طول عمر و مراقبت والدین کمتری دارند، از شبکه عصبی ساده‌تری برخوردارند، زیستگاه متصلّب‌تری دارند و نسل‌های همپوش کمتری دارند گونه‌هایی غریضی‌تر هستند. لبّ کلام اینکه اگرچه کودکی از منظر زیست‌شناختی، به طور کلّی، به دوران شناخت زیستگاه گفته میشود امّا باید توجه داشت که همه انواع به یک روش زیستگاه خود را نمی‌شناسند. بنابراین پرسش اصلی ما، در بث از کودک انسان، این است که از منظر زیست‌شناختی کودک انسان به چه روشی زیستگاه خود را می‌شناسد؟ نگاه زیست‌شناختی به کودک انسان ۵ دستاورد درباره شیوه شناخت زیستگاه و فرآیند یادگیری توسط او دارد که این دستاوردها، پایه‌های نظری مدرسه طبیعت را پی‌ریزی می‌کنند و آن را درتقابل با آموزش رسمی قرار می‌دهند: ۱. کودک انسان لوح سپید نیست بلکه دارای سوگیری است. ۲. کودکی بخش تحقیق و توسعه (R & D) گونه است. ۳. کودکان یاد می‌گیرند امّا در شرایطی خاصّ. ۴. بازی تمرین زندگی و بهترین وسیله یادگیری است. ۵. کودک متفاوت از بزرگسال است. ۶. هر کودکی یگانه و با استعدادهای خاصّ خود است. @Praxis1878 #مدرسه_طبیعت

  • کودکی و طبیعت: پرونده‌ای برای مدرسه طبیعت مدرسه طبیعت چگونه جایی است؟ تفاوت آن با مدارس رسمی و شیوه آموزش غالب در چیست؟ این مدرسه چه نگاهی به آموزش و یادگیری دارد؟ ایده‌های اساسی این مدرسه کدامند؟ شیوه تدریس در این مدارس به چه شکل است و آیا اصلا تدریسی درکار…

  • این یک پاسخ نیست سوالی که مطرح کردم را در ذهن نگه‌دارید زیرا در صحبت از مدرسه طبیعت به آن می‌پردازم امّا برای داشتن کلیّتی از ماجرا خوب است بدانید که مطالعات فرافرهنگی وسیعی، براساس همین سوال و تصاویر، بر روی تمامی نقاط جهان انجام شده است که نتیجه این بوده است که اغلب انسانها گزینه 1 را انتخاب کرده‌اند یا این گزینه درمیان گزینه‌های انتخابی‌شان بوده است. همچنین این مطالعات نشان می‌دهند که تعداد افراد اندکی در سراسر جهان گزینه 6 را انتخاب کرده‌اند (که نتایج این نظر سنجی هم تا اینجای کار تقریباً همین مطلب را تایید می‌کند). امّا سوال این است که گزینه 1 چه مکانی است؟ این مکان ساوان یا گرم‌دشت نام دارد که زیستگاه میلیون ساله گونه انسان خردمند در قالب دسته‌های شکارگر-خوراکجو (پیش از ورود به ساحت شهرنشینی) بوده است. این مطلب را در ذهن داشته باشید زیرا بزودی، در مسیر معرّفی ایده مدرسه طبیعت، به آن باز خواهم گشت. @Praxis1878

  • پراکسیس πρᾶξις pinned «اگر قرار بود منطقه‌ای را برای زیستن کنار انسانها یا به تنهایی انتخاب کنید، کدام مناطق از مناطق زیر را انتخاب می‌کردید؟ (انتخاب یک تا چند گزینه ممکن است). پ.ن: در صورت تمایل می‌توانید پاسخ‌هایتان را کامنت کنید»

  • به این تصایر نگاه کنید و سپس به پرسشی که در ادامه می‌آید پاسخ دهید.👇🏻

  • به این تصایر نگاه کنید و سپس به پرسشی که در ادامه می‌آید پاسخ دهید.👇🏻

  • 10 авг.2032из kodakbazitabiatKIT

    Screen time?!

  • مهران در کانال همسایه متن جالب و بسیار خواندنی را از فیلیپ مگنس ترجمه کرده درباره مغالطات و تحریفات بکار رفته در کتاب «حرامزادگان هایک» که پیشنهاد می‌کنم خواندن آن را از دست ندهید. https://t.me/Mehrannotes/950

  • 9 авг.1972из evophilosophy

    «عصر سه‌شنبه‌های بخارا» این هفته به کتاب استاد وهاب‌زاده اختصاص دارد. فرصت داشتید از دست ندهید زیرا این کتاب ارزش خواندن دارد. به ویژه اگر والد هستید یا معلم، یا دانشجوی تربیت معلم، و احیانا در خواندن کتاب تردید دارید در جلسه شرکت کنید. شاید شرکت در این جلسه اثری بر آینده‌ی کودکان یا دانش‌آموزان شما داشته باشد. تردید نکنید. ساعت ۱۷ سه‌شنبه ۲۰ مرداد ١۴٠۵ با سخنرانی: عبدالحسین وهاب‌زاده، سیدمحسن گلدانساز، هادی صمدی، بهاره کیائی، مانیا شفاهی، محمدرضا سرکارآرائی‌ (پیام تصویری) و علی دهباشی خیابان باهنر (نیاوران). رو‌به‌روی کامرانیهٔ شمالی، شمارهٔ ۱۳۷ و ۱۳۵، شهر کتاب نیاوران هادی صمدی @evophilosophy برخی کانال‌هایی که در این حوزه فعال هستند، و با دنبال کردن آنها با مفهوم مدرسه‌ی طبیعت آشناتر می‌شوید: @madresehtabiat @DamounNatureSchool @darbananati @NobangAndisheh @cnstudy @BachehayeZamin @Shabnam_n_s @cnbooks @noojkids @NatureSchoolMinooTooran @konaam_childhood @parcheen_org1396 @KoocharNatureSchool @KavikonjNatureSchool @zaadaanschool

  • پراکسیس πρᾶξις pinned «کودکی و طبیعت: پرونده‌ای برای مدرسه طبیعت مدرسه طبیعت چگونه جایی است؟ تفاوت آن با مدارس رسمی و شیوه آموزش غالب در چیست؟ این مدرسه چه نگاهی به آموزش و یادگیری دارد؟ ایده‌های اساسی این مدرسه کدامند؟ شیوه تدریس در این مدارس به چه شکل است و آیا اصلا تدریسی درکار…»