tgindex
اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی

اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی

Статистика

▪️ كانالی علمی در زمینه زبان و ادبیات که در آن برخی از فواید و نکات علمی را نشر می‌نمایم. ● بهمن بادینی - مدرس دانشگاه، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی و مترجم برای ارتباط: @Arabi_1403 کانال اللغة والأدب در ایتا: eitaa.com/bahmanbadini

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 608
+3 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 608
21 постов
Вовлечённость
100,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
785
1/48двое суток
899
1/72трое суток
970

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • با پیامبر ﷺ چه کردند؟ ۱- سعی کردند تا ایشان ﷺ را فریب داده و به دین خود نزدیک کنند. ۲- به ایشان ﷺ پیشنهاد مال و مقام دادند تا از دعوت به سوی اسلام دست بکشد. ۳- آن‌حضرت ﷺ و یارانش را در شعب ابی طالب تحریم و محاصرۀ اقتصادی کردند و تا سه سال در بدترین شرایط زندگی کرده و گاها مجبور به خوردن برگ درختان می‌شدند. ۴- خرید و فروش و داد و ستد، ازدواج و وصلت با آنان ممنوع شد. ۵- بسیاری از مسلمانان را به بدترین شکل ممکن شکنجه کردند و تعدادی از آنان نیز در جریان شکنجه‌ها به شهادت رسیدند. ۶- حتی از تلاوت قرآن هم منع کردند تا کسی آن‌را نشنود. ۷- چندین بار سعی کردند تا پیامبر ﷺ را ترور کنند. ۸- از شدت آشفتگی هربار تهمتی تازه به ایشان ﷺ می‌زدند، یکبار می‌گفتند ساحر است، یکبار می‌گفتند مجنون است، یکبار می‌گفتند شاعر است. (والعیاذ بالله) ۹- مال و ثروت و فرزندان و افراد خاندان خود را در جنگ با پیامبر ﷺ تلف کردند و از دست دادند. ۱۰- و... ● تمام اینها در حالی است که پیامبر ﷺ، خودش راهی بی دردسر را برای ساکت کردنش به آنان پیشنهاد داده بود، آن هم پاسخ به تحدّی قرآن و آوردن کلامی بود که حداقل به پای قرآن برسد! اما آنان نتوانستند و در این چالش شکست خوردند؛ استاد ادیب، مصطفی صادق الرافعی -رحمه الله- (م۱۳۵۶هـ)، در این باره می‌فرماید: «وقتی دیدند هیچ راهی برای مُعارضه با قرآن برایشان باقی نمانده است، از راه جنگ و شمشیر وارد شدند؛ و به جای اینکه حُجّت قرآن را شکست دهند، شروع به سخنانی کردند تا با آن دل خود را آرام کنند و گفتند: ساحر است، شاعر است، مجنون است، مردی است که افسانه‌های پیشینیان را می‌نویسد، کسی به او یاد می‌دهد و دیگر سخنانی که بیانگر نداشتن سند و مدرک و اقرار به ناتوانی آن‌ها بود.» [۱] ▪️امام أبو سلیمان الخطابی -رحمه الله- (م۳۸۸هـ) می‌فرماید: «پیامبر ﷺ با آن تمام عرب را چالش طلبید و تحدّی کرد که یک سوره مانند آن را بیاورند؛ اما آنان از این کار ناتوان ماندند و رویگردان شدند. پیامبر ﷺ به مدت ۲۰ سال آنان را به پاسخ‌دادن به این تحدی مطالبه می‌نمود و آن‌ها را سرزنش می‌کرد و ادیان‌شان را کم و آراء و سخنانشان را جاهلانه می‌‌شمرد، تا جاییکه با ایشان ﷺ اعلام جنگ کردند؛ جنگیدند و کشته شدند و خون‌ها ریخته شد و خویشاوندی‌ها از بین رفت و مال و ثروت‌ها از دست دادند. و اگر [پاسخ به تحدی] در وُسع و توانشان بود، خود را درگیر این امور خطرناک نمی‌کردند و به این مصیبت‌های کمرشکن دست نمی‌زدند و سخن راحت و آسان را به کار سخت و طاقت فرسا ترجیح نمی‌دادند؛ هیچ عاقلی این کار را نکرده و هیچ صاحب خِردی چنین انتخابی نمی‌کند...» [۲] آری، حقّا که قرآن کلام خداوند است و مبارزه با آن در توان بشر نیست... نویسنده: بهمن بادینی 📚 پی‌نوشت‌ها: [۱] إعجاز القرآن والبلاغة النبویة، مصطفی صادق الرافعی، (المکتبة العصریة، بیروت)، ص۱۴۲. [۲] ثلاث رسائل في إعجاز القرآن "بیان إعجاز القرآن"، أبو سلیمان الخطابی، (دار المعارف، مصر)، ص۲۱-۲۲.

  • 31 июл.1 74068

    بزرگراه علم‌آموزی | درس ٣ (پایانی) ● تنظیم خواب، تغذیه و ورزش در علم‌آموزی ● چگونه کارایی بدن را برای یادگیری افزایش دهیم؟ ● تعامل طالب‌العلم با خانواده باید چگونه باشد؟ ○ بهمن بادینی

  • 30 июл.1 70968

    بزرگراه علم‌آموزی | درس ٢ ● چگونه برنامه‌ریزی داشته باشیم؟ ● از چه نوع دروسی باید استفاده کنیم؟ ● در مرحلهٔ مقدماتی چگونه دروس را دنبال کنیم؟ ● باید روی حفظ‌کردن تمرکز کنیم یا فهم‌کردن؟ ○ بهمن بادینی

  • 29 июл.1 90292

    بزرگراه علم‌آموزی | درس ۱ ● چگونه مسیر علم‌آموزی را ترسیم کنیم؟ ● باید و نبایدهای شروع علم‌آموزی چیست؟ ● آیا باید در تمام زمینه‌ها متخصص شویم؟ ● چرا تلاش‌های ما در این مسیر نتیجه نمی‌دهد؟ ○ بهمن بادینی

  • علم‌آموزی در دنیای امروز چالش‌های متعددی دارد و خیلی اوقات، جویندهٔ آن یابنده نخواهد بود؛ چراکه در بزرگراه علم‌آموزی به بیراهه می‌رود، مسیر را گم می‌کند یا پیاده و بدون تجهیزات لازم آن را طی می‌کند. در چند اپیزود کوتاه، تلاش کردم تا باید و نباید‌های این مسیر را برای جویندگانِ مشتاق آن بیان کنم:

  • واژگان دنیای عجیبی دارند... مثلا هیچ انسانی نیست که شیفتهٔ واژگانی چون عدالت، انسانیت، عقلانیت نباشد و در مقابل با ظلم، بی‌عدالتی، فساد و تبعیض موافق باشد! تنها نکته‌ای که وجود دارد این است که [برخی از] همین تئوریسین‌های عدالت و انسانیت هستند که: - به اجناس تاریخ‌گذشته، پنهانی تاریخ جدید می‌زنند - شیر و دوغ را با آب قاطی می‌کنند یا دستمال‌کاغذی روی ماست می‌گذارند تا مشتری تصور کند سرشیر دارد - به جای پسته روی شیرینی باقالی رنگ‌شده می‌ریزند و به جای زعفران، کاکل ذرت رنگ‌شده به مردم قالب می‌کنند - ارث خواهر و برادرشان را بالا می‌کشند - از صف نانوایی تا اداره‌ها و... دنبال پارتی‌بازی و جلوزدن از بقیه هستند - با تقلب در امتحان و‌... نمره و مدرک می‌گیرند - کنتور گاز را دستکاری می‌کنند تا چندرغازی کمتر پول پرداخت کرده و راحت‌تر اسراف کنند - مدافع حقوق زنان بوده ولی به مادر و همسر دیگران فحاشی می‌کنند - از تحمل مخالف، عدم تعصب و دگراندیشی می‌گویند ولی مخالفان خود را با بدترین القاب خطاب کرده و بعضاً مستحق مرگ می‌دانند - و ... . حقیقت این است که شعاردادن بی‌هزینه‌ترین کار بوده و همه در ادعا بهترین‌اند... این عرصهٔ عمل است که عیار حقیقی را عیان کرده و انسان را از کوچهٔ خلوت به میدان عمل می‌برد! لحظاتی هست که مردم دوستدار جنایت می‌شوند. آنها دوستدار جنایت‌اند، همه جنایت را دوست می‌دارند، همیشه دوستش می‌دارند، نه در بعضی لحظات. می‌دانی، انگار مردم به توافق رسیده‌اند درباره آن دروغ بگویند و از همان وقت درباره‌اش دروغ گفته‌اند. همگی اعلام می‌دارند که از بدی نفرت دارند، اما پنهانی عاشق آنند. (برادران کارامازوف - داستایوفسکی)

  • ادبیات را می‌توان بهترین مجرای شناخت و دریافت روح و باطن هر دوره و عوالم ذیل آن دانست زیرا بیش از آن‌که گزارشی از احوال زمان خود ارائه دهد، انتقال‌دهندهٔ روح حاضر و جاری در همهٔ شئون زندگی عصر خویش است. شهریار زرشناس، سیری در ادبیات غرب ۱، ص۱۵

  • 16 июл.1 24416

    شبانه‌روز چرندیات بی‌اساسی مانند (عرب‌ها به ما آموختند به جای تن بگوییم نفر تا ما را تحقیر کنند) و... را منتشر می‌کنند و از حملهٔ اعراب هزار و اندی سال پیش، افسانه‌هایی ساختند که نه هالیوود و بالیوود بلکه شایستهٔ اسم (خالیوود) است. اما برای حملهٔ آمریکا و اسرائیل به خاکشان رقصیدند و الآن هم طوری در مورد جنوب صحبت می‌کنند که انگار در آن‌جا سیل و زلزله آمده و عامل آن جنایات یانکی‌های وحشی که آن‌ها را عمو صدا می‌زنند، نیست! "در این دنیا، هیچ چیز به اندازهٔ رذالت سازمان‌یافته خطرناک نیست." (ابله - داستایوفسکی)

  • 11 июл.1 53715

    من از تنبلی و عاجزی بیزارم، از رویاهای بی‌هدف و بی‌ثمر متنفرم..‌. به تلاش و کوشش، جدیت و جمع‌کردن تمامی نیروی انسان برای رسیدن به اهداف والا عشق می‌ورزم. اعتقاد دارم این تنها راهی است که اگر انسان‌ها بخواهند با عزت، قوی و آزاده زندگی کنند، باید آن را طی نمایند. دکتر محمد محمد أبو موسی (شيخ البلاغيين)

  • 10 июл.1 40814

    وأَنْصَفُ النَّاسِ في كُلِّ المَواطِنِ مَنْ سَقَى المُعادِينَ بالكَأْسِ الذي شَرِبا عادل‌ترینِ مردم در همه موقعیت‌ها کسی است که همان جامی را به دشمن بچشاند که خودش از دست او نوشیده است (با دشمنانش همان‌گونه رفتار کند که آن‌ها با او رفتار کرده‌اند) ولَيْسَ يَظْلِمُهُمْ مَنْ راحَ يَضْرِبُهُمْ بِحَدِّ سَيْفٍ بهِ مِنْ قَبْلِهِ ضُرِبا کسی که دشمنان را با همان شمشیری می‌زند که پیش‌تر با آن او را زده‌اند، به آنان ستمی نکرده است. لا تَقْطَعَنْ ذَنَبَ الأَفْعَى وتُرْسِلَها إِنْ كنتَ شَهْمًا فأَلْحِقْ رَأْسَها الذَّنَبا هرگز فقط دم افعی را قطع نکن که آن را رها کنی؛ اگر شجاع هستی، سرش را هم به دُمش ملحق کن (کار را یکسره کن). هُمْ جَرَّدُوا السَّيْفَ فاجْعَلْهُمْ له جَزَرًا وأَضْرَمُوا النَّارَ فاجْعَلْهُمْ لها حَطَبا آنان شمشیر را برکشیدند، پس تو نیز آنان را خوراکِ شمشیر قرار بده! و آتش را برافروختند (تا تو را بسوزانند)، پس تو نیز آنان را هیزم همان آتش کن! أبو أذينة

  • 6 июл.1 62522

    ابتدای مسیر علم‌آموزی و عالم‌شدن این است که: ۱- در این برهوتِ فضای مجازی از محتواهای یک دقیقه‌ای و پست‌های ساندویچی به سمت پژوهش و کتاب‌خوانی برویم ۲- از افراد سمّی و وقت‌گیری که فضای علمی را با مباحث زرد، حاشیه‌ای و خاله‌زَنَکی مسموم کرده‌اند دوری کنیم و علم را از صاحبان اصلی آن دنبال کنیم اگر این عادت‌های کُشنده را ترک کنیم و با برنامه و هدف‌مندی قدم برداریم، جهان علمی ما هم تغییر خواهد کرد و قطعا پیشرفت را احساس می‌کنیم و مهم‌تر از همۀ این‌ها، از این سطحی‌نگری و هیجانات عوام‌پسندانه هم خارج می‌شویم.

  • 22 июн.1 90030

    شرایط ایده‌آلی که انسان در آن بتواند بدون مشکل و ناراحتی برای رسیدن به هدفش تلاش کند، وجود ندارد و نخواهد داشت! رنج، بیماری، سختی و گرفتاری لازمۀ دنیا و زندگی بشری هستند؛ تمام قضیه این است که آیا شما اراده و پشتکار استمرار و شکوفایی در چنین شرایطی را دارید یا مانند بسیاری از آدم‌ها جا می‌زنید و به موجودی روزمره‌ و مصرف‌گرا تبدیل می‌شوید که با خوشی‌های آنی و لذت‌های کذایی روزگار را سر می‌کند؟ تو باید با ارزش‌ترین کارها را در بدترین دوران‌ها انجام دهی، زیرا بدترین دوران‌ها تغییر نمی‌کنند مگر آنکه بهترین کارها را در آن انجام دهی، و دوران بد اگر تو را هم مانند خودش به بدی بکشاند، این بدی ادامه خواهد یافت. طنابِ دوران سخت را با انجام کارهای باارزش پاره کن... با گریه بر ویرانه‌ها زندگی نکن؛ زیرا آنهایی که بر ویرانه‌ها گریستند، مردند و ویرانه هم ویرانه باقی ماند. گریه بر ویرانه‌ها، ویرانه‌ای را آباد نکرد، آنچه تغییری ایجاد کرد، عزم جدی است نه گریه و شکایت و ناله. آنچه تغییر ایجاد می‌کند، عزم قاطعانه و اجرای قاطعانه است. دکتر محمد محمد ابو موسی (شیخ البلاغیین)

  • 20 июн.1 2528

    وسواس انتخاب منبع ● اختلاف نظر در انتخاب کتاب و منبع مناسب در صرف، نحو، بلاغت و... 🎙 بهمن بادینی • بهتر است در این موارد به تجربه و دیدگاه استاد احترام بگذارید و بر اساس مصلحت‌اندیشی ایشان پیش برید. • اغلب این اختلاف‌ها صرفا ظاهری و سلیقه‌ای هستند و کلیت محتوای آن علم در کتاب‌های مختلف یکسان است و مهم تطبیق و جزئیاتی است که در تدریس اضافه می‌شود. • در هر محفل علمی و در هر منطقه بر اساس تجربه و میزان دسترسی، منبعی انتخاب می‌شود که با توجه به این‌که تجربه و استمرار در تدریس آن وجود دارد همان منبع هم برای طالب العلم مناسب بوده و ارجحیت دارد.

  • 18 июн.1 22012

    نکاتی در رابطه با ترجمه #بازنشر 🎙 فایل صوتی ⏬

  • 18 июн.1 2265

    نکاتی در رابطه با ترجمه #بازنشر 🎙 فایل صوتی ⏬

  • 16 июн.4 57544

    از هوش مصنوعی استفاده کنیم، به شرط این‌که خودمان کُندذهن نشویم! پایان‌نامه‌ای برایم فرستادند تا صحت و سقم منابع آن را بررسی کنم؛ نویسندۀ اصلی که از همان بنگاهی‌های مقاله‌فروش و پایان‌نامه‌فروش بوده و این پایان‌نامه را به دانشجوی بخت‌برگشتۀ متقلّب قالب کرده بود، از منابعی استفاده کرده بود که بعضاً وجود خارجی نداشتند و ساخته و پرداختۀ هوش مصنوعی بودند. علاوه بر این، برخی منابع جعلی هم عجیب بودند؛ به عنوان مثال نویسندۀ یکی از منابع در هیچ سایت و مجلۀ دانشگاهی وجود نداشت و بعد از جست‌وجوی فراوان تنها یک پیج اینستاگرامی با محوریتِ ناخُن‌کاری از او پیدا کردم! نویسندۀ مقالۀ دیگر هم نه متخصص آن رشته (یکی از رشته‌های علوم انسانی!) بلکه متخصص طب سنتی بود و تنها مقاله‌ای که از ایشان ثبت شده بود هم در رابطه با عرق خارشتر بود! تعداد قابل توجهی از استنادات هم با این‌که به منابع شناخته‌شده ارجاع داده شده بودند، اثری از متن ذکرشده در آن منبع نبود و استناد به آن‌ها جعلی بود! هوش مصنوعی ابزاری برای ساده‌سازی برخی عملکردها و یک دستیار هوشمند است، نه ابزاری برای فرار از تکالیف درسی و خلق آثار علمی! این رویکرد منفی علاوه بر افزایش تقلب و ناکارآمدی تحصیلی، باعث می‌شود خودمان هم به موجودات بی‌سواد و خسته‌ای تبدیل شویم که مغزمان دست‌نخورده و ضعیف است و برای کوچکترین مسائل هم به هوش مصنوعی پناه می‌بریم و از خودمان تحلیل و پردازشی نداریم!

  • 11 июн.1 2859

    بر خلاف تصور بسیاری از مردم، ترجمه یک امر تخصصی بوده که تنها متّکی بر دانش زبانی و ادبی نیست بلکه تا حد زیادی بین‌رشته‌ای بوده و به تخصص در موضوع متن ترجمه‌شده نیز نیاز دارد؛ مثلا کسی که دانش حقوقیِ دو زبانه ندارد، نمی‌تواند متن حقوقی ترجمه کند. مترجم در متن بالا دچار همین اشتباه شده است؛ او نمی‌داند که در زبان عربی به حقوقدانان (الفقهاء) گفته می‌شود و همان اصطلاح را با عنوان فقهاء ترجمه کرده است که در زبان فارسی به متخصصان علم شرعی (به ویژه فقه) اطلاق می‌شود. دکتر کورش صفوی: در مورد ترجمه باید دو عامل را در نظر بگیریم. اول این که دو نسل قبل تعداد مترجم‌های ما بسیار کم بود و متن‌هایی که ترجمه می‌شد و مترجم‌ها سعی می‌کردند ترجمه‌اش کنند، به مراتب محدودتر بودند و دوم این که این آدم‌ها همه‌شان تحصیل کرده‌های ادبیات فارسی بودند، چه به صورت کلاسیک که در دانشگاه درس خوانده باشند امثال دکتر خانلری و یا به صورت تجربی کار کرده بودند، مثل مرحوم محمد قاضی. این‌ها در هر حال دانش خوبی نسبت به زبان ادبی فارسی داشتند؛ یعنی محمد قاضی خدابیامرز نمی‌رفت کتاب فیزیک ترجمه کند. یا پرویز خانلری یک کتاب زیست‌شناسی ترجمه نمی‌کرد.

  • 3 июн.3 85524

    جالب این‌جاست که واژۀ «الآن» و «داخل» هم عربی هستند! به‌جای «الآن» بهتر بود از «اکنون» استفاده می‌کرد و هرچند بخش دوم آن «خودم هم داخل» برای پارسی‌زبانان عجیب و کمی گُنگ هست!! ولی به جای «داخل» هم بهتر بود از «درون، تو، میان» استفاده می‌کرد تا عوامِ خِردگُریز و فهم‌ستیزِ موافقش را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد. اگر از معادل‌یابی بی‌پایه و دِیمی آن صرف‌نظر کنیم، چند نکته را باید متذکر شد: - «سلطان» هم واژه‌ای عربی بوده و معادل آن در فارسی پادشاه یا شهریار است. - «سلامت» هم در زبان عربی همراه «سَلام» هر دو مصدر فعل سلِمَ يَسلَم هستند. - واژۀ «رخصت» هم همان «رخصة» و از ریشۀ سه حرفی (ر خ ص) هست. از این هم بگذریم که دربارۀ واژۀ «داداش» اختلاف بوده که به قول دهخدا (ظاهراً ترکی است) و از قارداش (qardaş) ریشه دارد یا فارسی بوده و همان (دادا) است که ریخت آن در ترکی تغییر پیدا کرده است. (بگذریم چون هدف، دشمنی با زبان عربی است) پدر و مادرهای عزیز، در کنار انیمه، کی‌پاپ، گیم‌آف‌ترونز، اسکویید گیم و... فرزندتان را با کتاب و فرایند فهمیدن هم آشنا کنید تا در آینده به موجودی سراسر نفرت و بلاهت بی‌منطق و هیستریک تبدیل نشود!!

  • 31 мая1 31813

    وقتی این جماعت عربی‌ستیز به زبان عربی حمله می‌کردند، تصور می‌کردم این نفرت به خاطر توهّمات کذایی هست که در فضای مجازی نسبت به حملهٔ اعراب در ۱۴۰۰ سال پیش در ذهنِ عاری از مطالعه و تفکرشان فرو کرده‌اند و یا شاید از سر وطن‌دوستی و عرق ملی هست... ولی حمایت این پست‌فطرتان از جنایات صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها علیه خاک و سرزمین خودشان، ثابت کرد که این‌ها بی‌وطن‌ترین و بی‌‌رگ و ریشه‌ترین قوم جهان بوده و ملیت آن‌ها اصطبل‌های اسرائیل و خاک جزیرهٔ بچه‌خوارانِ اپستین است! در این دنیا، هیچ چیز به اندازهٔ رذالتِ سازمان‌یافته خطرناک نیست. (ابله - داستایوفسکی)

  • 27 мая1 5967

    شما نمی‌توانید به دلباختگانِ اصحاب جزیرۀ اپستین که کودکان را قربانی کرده، به آن‌ها تجاوز کرده و می‌خوردند، بفهمانید که قربانی‌کردن در عید قربان مسلمانان چیست و چه مفهومی دارد! آن‌ها از قبل تصمیم گرفتند تا با هر آنچه اسلامی است دشمنی کنند... هرچه که باشد! لهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ آن‌ها دل‌ها (عقل‌ها) يى دارند كه با آن [انديشه نمى‌كنند، و] نمى‌فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى‌بينند؛ و گوش‌هايى كه با آن نمى‌شنوند؛ آن‌ها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراه‌تر! اينان همان غافلانند [چون امكان هدايت دارند و بهره ‌نمى‌گيرد].

اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی — tgindex