tgindex
مشق نو

وب‌سایت «مشق نو» به‌عنوان تریبونی برای تأمل عمیق در مسائل سیاسی، می‌کوشد با فراروی از سطحِ رویدادها، رویکردی تحلیلی- انتقادی را در بازخوانی مسائل ایران دنبال کند. 🔸ارتباط با ما: 🌐mashghenow.com 📧mashghenow@gmail.com

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
41
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Политика
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
7 245
+2 за 5 дн.
Сутки
−1
−0,01%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
6 253
40 постов
Вовлечённость
86,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 41
Упоминаний
27
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
5 920
1/48двое суток
6 784
1/72трое суток
7 317

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 8 авг.7 868247

    📝📝📝چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟ 🔺روایتی از کتاب علی میرسپاسی و پرسشی که باید عوض شود ✍️جواد حیدری | استاد علوم سیاسی 🖊فرض کنید بیماری سال‌ها نزد پزشکان مختلف رفته و همیشه یک سؤال پرسیده: «چرا من مثل دیگران سالم نیستم؟» روزی پزشکی به او می‌گوید: «مشکل شما در پاسخ نیست، در سؤال است. بپرسید سلامتی برای من چه معنایی دارد و چطور به آن برسم.» علی میرسپاسی، جامعه‌شناس ایرانی، در کتاب بسیار مهم خودش، «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» دقیقاً همین کار را با ذهن ما ایرانیان می‌کند. 🖊او می‌گوید پرسشی که از دوران مشروطه تا امروز نسل به نسل تکرار کرده‌ایم، «چرا ما عقب ماندیم و غرب پیشرفت کرد؟» خودش بخشی از بیماری است، نه راه درمان. پیشنهاد او جایگزینی این پرسش با پرسشی دیگر است: «جامعه‌ی نیک برای ایرانیان چه معنایی دارد و چگونه می‌توان آن را ساخت؟» تفاوت ظاهراً کوچک است اما یکی نگاه به عقب و غرق در حسرت است؛ دیگری نگاه به جلو و همراه با مسئولیت. 🖊میرسپاسی نشان می‌دهد فضای فکری ایران معاصر اسیر چند «گفتمان طاقت‌فرسا» شده- روایت‌هایی که هر یک به شکلی، افق آینده را می‌بندند. گفتمان اول «عقب‌ماندگی» است که می‌گوید غرب معیار مطلق است، ما همیشه عقب‌تریم. مهم‌ترین ایراد این گفتمان نوعی احساس دائمی کمبود است. گفتمان دوم «انحطاط است» که حرف اصلی‌اش این است که ایران از برهه‌ای دچار «انقطاع» فکری شد و در زوال ماند. ایراد میرسپاسی به این گفتمان این است که در آن باور به سرنوشت محتوم موج می‌زند. 🖊گفتمان سوم «سنت در برابر تجدد» است که مدعای اصلی آن این است که باید یکی را کامل پذیرفت و دیگری را کامل رد کرد و این گفتمان در نهایت به نوعی بن‌بست دوگانه‌ساز ختم می‌شود. گفتمان چهارم «نوستالژی ایران باستان» است که نجات ما را در بازگشت به گذشته‌ی پیش از اسلام می‌بیند و عیب‌اش در فرار از حال به گذشته‌ی خیالی است. 🖊ویژگی مشترک این چهار روایت چیست؟ میرسپاسی با دقت یک جراح انگشت می‌گذارد روی یک نکته: همه‌ی آن‌ها از پیش تصمیم گرفته‌اند نتیجه چه باشد. به‌جای تحلیل واقعیت تاریخی ایران، دنبال شواهدی برای اثبات محکومیت آن می‌گردند. محصول این نگاه، چیزی است که او «کینه‌توزی تاریخی» می‌نامد: آمیزه‌ای از تحقیر، حسرت، و خشم خاموش نسبت به گذشته که به‌جای برانگیختن کنش، ما را در سوگواری و انفعال نگه می‌دارد. او اینجا از ریچارد رورتی وام می‌گیرد که «چپ فرهنگی» دانشگاهی آمریکا را متهم می‌کرد «شناخت» را جای «امید» گذاشته و نقد انتزاعی را جای اصلاح واقعی نهادها- و همان الگو را در بخشی از روشنفکری ایرانی بازمی‌شناسد. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6458 #جواد_حیدری #علی_میرسپاسی #کتاب 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 2 авг.2 24851

    📝📝📝 رشد ناسزاگویی در جامعه علمی ایران 🔺چرا دکتر علی شریعتی تبدیل به سوژه نقد شده است؟ ✍️ امیرحسین علینقی | حقوقدان 🖊تحولات فرهنگی، برخلاف تغییرات سیاسی و اقتصادی، معمولاً کند و تدریجی‌اند. ممکن است نهادها تغییر کنند، فناوری پیش برود و حتی ساختارهای اجتماعی دگرگون شوند، اما خلق‌وخوی فرهنگی جامعه با شتابی بسیار کمتر تغییر می‌کند. یکی از نشانه‌های این کندی را می‌توان در شیوه مواجهه ما با مخالفان فکری خود مشاهده کرد؛ آنجا که بسیاری از ما نشسته در زمین مدنیت و مدرنیته، خلق و خویی نامتناسب و توسعه‌نایافته از خود بروز می‌دهیم. 🖊دکتر غنی‌نژاد از مدافعان اقتصاد بازار و مکانیسم عرضه و تقاضاست؛ دیدگاهی که بر این نکته تأکید دارد که هیچ عرضه‌ای، بدون وجود تقاضا، منشأ اثرِ پایدار نیست. با این حال، در تحلیل ایشان از شریعتی، این منطق کمتر مشاهده می‌شود. گویی تمام تحولات ایجاد شده ناشی از نفوذ شخص شریعتی است. این در حالی است که می‌توان بر اساس همان چارچوب تحلیلی که دکتر غنی‌نژاد به آن تعلق خاطر دارد پرسید: اگر جامعه ایرانِ دهه ۱۳۵۰ متقاضی آن نوع گفتار و آن نوع قرائت نبود، آیا شریعتی می‌توانست به چنان جایگاهی برسد؟ شاید پدیده شریعتی را باید حاصل برهم‌کنش «عرضه» و «تقاضا» دانست، نه صرفاً محصول اراده یک فرد. 🖊اختلاف میان طرفداران اقتصاد بازار و گرایش‌های چپ، اختلافی تازه نیست و سابقه‌ای طولانی، هم در عرصه نظر و هم در عرصه سیاست، دارد. طبیعی است که دکتر غنی‌نژاد، به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین مدافعان اقتصاد بازار در ایران، در این منازعه نیز حضور داشته باشد. اما پرسش اینجاست که دکتر غنی‌نژاد برای این مواجهه کدام عرصه را انتخاب کرده و به لوازم و تبعات آن ملتزم می‌ماند: عرصه سیاست یا قلمرو اندیشه؟ 🖊دکتر غنی‌نژاد بیش از هر چیز به اعتبار دانش، آثار و تحلیل‌های اقتصادی خود شناخته می‌شود. سرمایه اصلی ایشان نیز همین جایگاه علمی است. از این رو، بیم آن می‌رود که استمرار مجادلات شخصی، بخشی از این سرمایه را درگیر نزاعی کند که بیش از آنکه دستاوردی علمی داشته باشد، به قطبی‌تر شدن فضای فکری بینجامد. جامعه علمی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تحلیل‌های نظری و وزن علمی اندیشمندانی چون دکتر غنی‌نژاد نیاز دارد. شایسته نیست این سرمایه، در مجادلاتی مستهلک شود که حاصل آن بیش از آنکه افزایش فهم باشد، تکدر فضا باشد. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6454 #امیرحسین_علینقی #علی_شریعتی #موسی_غنی‌نژاد 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 1 авг.7 450191

    📝📝📝غریبه‌ای در شهر 🔺چگونه در وضعیتی که می‌پنداریم نفوذ فراگیر شده است، مفری برای حیات سیاسی و سیاستی بگشاییم؟ ✍️سعید حجاریان | نظریه‌پرداز و تحلیل‌گر سیاسی 🖊مدتی است به‌واسطه شرایط کشور واژه‌هایی نظیر «نفوذ»، «رخنه»، «حفره»، «جاسوس» و امثال این‌ها بر ادبیات سیاسی و مطبوعاتی سایه افکنده است. برخی افراد به‌واسطه تجارب و مشاهدات‌شان به این قبیل موضوعات پرداخته‌اند و دیگرانی هم صرفاً از حیث تفنن و برچسب‌زنی حول این واژه‌ها تولید گفتار و نوشتار کرده‌اند. این فضا حس «جاسوسی‌هراسی» (spyphobia) را در میان مردم پدید آورده و طبعاً ذهن سیاست‌گذاران هم درگیر شده است. در حالی‌که جامعه سالم بیشتر مبتنی بر اعتماد و هم‌پذیری است تا شک و طرد دیگری. 🖊زمانی‌که مسأله نفوذ برجسته می‌شود و از سطح مباحث کارشناسی به سطح مجادله‌های عمومی کشیده می‌شود، ساخت سیاسی کشور در لاک خود فرو می‌رود. به‌عبارتی به‌دلیل دقت و تحفظ، تحرک در حکمرانی و خلاقیت در تصمیم‌گیری، که شروط لازم پویایی حکمرانی به‌شمار می‌آیند، از قاعده‌ به استثناء تبدیل می‌شوند؛ استثنایی که صرفاً معدودی می‌توانند آن را رعایت کنند. 🖊چنانکه سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه اشاره داشت که در دوره جنگ با جابجایی‌های متعدد مسئولیت دیپلماتیک خویش را که همانا ارتباط پیوسته با نهادها و شخصیت‌های دیپلماتیک باشد، انجام داده است اما با گشت‌زنی در شهر. این در حالی است که در مواجهه با پدیده نفوذ می‌بایست نقطه‌ بهینه‌ای را تعریف کرد و میان «ترس از جاسوس/نفوذی» و «کارآمدی فرد/افراد مظنون» ایجاد توازن کرد تا ضمن حفظ کارکرد و کارآمدی سیستم از توقف کلی آن جلوگیری کرد. 🖊همچنین باید از محصور شدن در سه ضلعی «جاسوس‌پنداری-گزینش‌گری-ناکارآمدی» اجتناب کرد. زیرا در این چرخه، نخست همه ارکان و افرادی که متفاوت می‌اندیشند، جاسوس پنداشته می‌شوند یا در دستگاه غیریت‌سازی به‌مثابه نفوذی معرفی می‌شوند، پس از آن نوبت گزینش و گزینش‌گری بی‌ضابطه و حذف‌محور فرامی‌رسد تا جایی که ناکارآمدی به‌عنوان وضعیت جبری به حکمرانی تحمیل می‌شود. این چرخه تا جایی ادامه پیدا می‌کند که ورودی و خروجی نظام حکمرانی میل به صفر می‌کند و نه ورودی‌ها ارزش افزوده‌ای برای سیستم ایجاد می‌کنند و نه خروجی‌ها قادرند تحولی را پدید آورند و کسی قادر نیست مسئولیت عادی خویش را به انجام برساند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6452 #سعید_حجاریان #ایران #امنیت_ملی 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 27 июл.5 90074

    📝📝📝برافراشتنِ گفت‌وگو در عصرِ «غلبه‌یِ جدل» 🔺نگاهی به کتاب «گفت‌وگو؛ آیین حق‌جویی: درآمدی بومی به گفت‌وگوشناسی» ✍️یاسر میردامادی کتاب «گفت‌وگو، آیین حق‌جویی، درآمدی بومی به گفت‌وگوشناسی» را از آن رو نوشتم که پرسشی ذهن مرا به خود مشغول کرده بود سال‌ها، پرسشی که بیش از هر کجا در شبکه‌های اجتماعی فارسی، به‌ویژه کلاب‌هاوس، توییتر، فیس‌بوک، تلگرام و اینستاگرام، پیش چشمم جان گرفت و جولان کرد. 🖊در روزگاری به سر می‌بریم که امکان اظهار نظر آزادانه بیشتر از همیشه شده اما روشن نیست هنوز که این گسترش کمّی به ارتقای کیفی گفت‌وگو در میان فارسی‌زبان‌ها انجامیده باشد، بلکه چه‌بسا شهوداً بتوان گفت که وضع بدتر از گذشته شده است. در این باره آمار و پیمایش معتبری نمی‌شناسم و داوری‌ام صرفاً بر پایه‌ی مشاهدات شخصی است؛ اما آنچه دیده‌ام این است که بحث‌های ایرانیان و فارسی‌زبانان، بسا اوقات، به‌جای آنکه روشن‌گر و پیش‌برنده باشد به جدل می‌انجامد. گویی در عصر «غلبه‌ی جدل و دشواری گفت‌وگو» زیست می‌کنیم، اگر نه «امتناع» گفت‌وگو.   🖊این تجربه، پرسشی ساده اما بنیادی را پیش روی من نهاد: چرا نمی‌توانیم، به تعبیر عامیانه، «عینِ آدم» بحث کنیم؟ چرا گفت‌وگوهایمان، چه در شبکه‌های اجتماعی، چه در محافل عمومیِ حضوری و چه حتی تا حدودی در حلقه‌های تخصصی، این‌قدر زود به قهر، تحقیر و نزاع می‌کشد یا به سکوتی حاصل از عدم امکان گفت‌وگو می‌انجامد؟ این پرسشی به ظاهر ساده است اما پاسخ سرراستی ندارد. 🖊با این همه، کتاب حاضر اثری در جامعه‌شناسی گفت‌وگو نیست، بلکه در فلسفه‌ی گفت‌وگو است. گرچه انگیزه‌ی نگارش کتاب، دغدغه‌ا‌ی اجتماعی بود پرسش‌های اصلی کتاب سرشت فلسفی دارند: گفت‌وگو چه نسبتی با حقیقت دارد و اصلاً چرا گفت‌وگو اهمیت دارد؟ آداب گفت‌وگو چیست؟ آفت‌ها و دام‌چاله‌های گفت‌وگو کدام‌‌اند؟ 🖊آیا حقیقت‌جویی همیشه اقتضای گفت‌وگو دارد یا در مواردی حقیقت‌جویی اقتضای عدم گفت‌وگو یا پایان دادن به گفت‌وگو دارد؟ در پی این پرسش‌های فلسفی البته پرسشی جامعه‌شناختی نیز روان می‌شود: اگر حقیقت، چنان‌که بسیاری از نظریه‌های گفت‌وگو می‌گویند، در فرآیند تضارب آراء آشکار(تر) می‌شود آیا جامعه‌ی امروز ایران هنوز ظرفیت گفت‌وگو دارد یا به «آستانه‌ی گفت‌وگوناپذیری» رسیده است؟ 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6449 #یاسر_میردامادی #گفت‌وگو #کتاب 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 1 июл.3 38566

    📝📝📝آن‌چه نیست آنم آرزوست 🔺اقتضاء «نیک‌زیستی» چیست و چگونه حاصل می‌شود؟ ✍️محمدرضا تاجیک | استاد علوم سیاسی 🖊اگر می‌خواهیم نیک‌زیستی را تجربه کنیم، باید بیندیشیم. به زبان آدورنو، «اندیشیدن در خودِ خویش… کنشی ردکننده است؛ ایستادگی‌ای است در برابر آن‌چه می‌خواهد خود را به زور بپذیراند» و جای‌گیر کند، و به بیان آلن بدیو، هر ایستادگی‌ای، گسستی است با آن‌چه که هست، و برای آنان که درگیر گسستند، هر گسست با گسستنِ از خود آغاز می‌شود.» بنابراین، آن خردورزی و اندیشیدنی که باید رویاروی ناوضعیت پدیدار شود و قامت برافرازد، باید هم‌چنین خویشتن و زمانه و زندگی فردی و اجتماعی‌ را نقد و دگرگونه کند– و این دگرگون‌سازی، همان‌گونه که آدورنو تصریح می‌کند، نیازمند کنش سیاسی‌ای به‌نام حقیقت و عدالت است 🖊از این منظر، نیک‌زیستی فردی و اجتماعی، نیازمند نیک‌تدبیری (سیاستِ نیک یا سیاست توام با عدالت) نیز هست. به بیان دیگر، در پرتو چنین سیاستی است که نظم اخلاقی یا زندگی اجتماعی (نیک‌زیستی) ممکن می‌گردد. در نگاه هگل و آدورنو، نظم اخلاقی یا زندگی اجتماعی، دربردارنده‌ی کنش‌های داوطلبانه، برانگیخته، و انگیزه‌مند انسان‌ها در کالبد راه و رسم، آیین‌ها، سنت‌ها، نهادهای اجتماع، و نیز، نقش‌ها و قانون‌های پنهان و آشکاری‌ست که همه در کنار هم زیستن شهروندان را شدنی می‌کنند. 🖊زندگی اجتماعی، روح جمعی «راستین» عینی‌شده است و نشان‌گر حس بنیادین وابستگی و هم‌بستگی‌ای است که در آن فضیلت‌های مدنی و راه و رسم اخلاق معنای خود را برای شهروندان نگه می‌دارند، و گروه آدمیان– یعنی جامعه– قانون، دولت و سامان خود را می‌یابد. از این‌رو، در این یگانگی است که آدمیانی که باید سازگار با قانون اخلاقی رفتار کنند– قانونی که از آگاهی عقلانی شهروندان مایه می‌گیرد و همان عقلانیت را در کار می‌کند– به هستی‌های روح‌مند تبدیل می‌شوند؛ یعنی به شهروندانی دارای هویت جمعی، حق‌ها و تکلیف‌ها، و جهت‌گیری اخلاقی. 🖊آن‌چه در اقتضای نیک‌زیستی گفتیم (یعنی اندیشه‌ورزی و نیک‌تدبیری)، دقیقاً همان خواستی است که ایرانیان، امروز هم‌چون دیروز، نه تنها در میان تدبیرگران خویش نمی‌بینند و نمی‌یابند، بلکه آن را از مردمان نیز، دریغ می‌دارند، از این‌رو، در تمنای ناکام‌اش گرفتار نوعی تروما شده‌اند. چنان‌چه بپذیریم فقدان چیزی موجب تمنای آن، و تمنای ناکام آن موجب نوعی روان‌زخم یا ترومای سرکوب‌شده، و بازگشت این ترومای سرکوب‌شده همواره با نوعی خشم و خشونت همراه است، آن‌گاه راز درون‌پرده‌ی نگاه و احساس و رفتار مردمان ایران امروز بر ما آشکار می‌شود. در قلمرو زیست فردی و جمعی انسان ایرانی، هر نشان و نشانه‌ای که می‌بینی بیانگر تباهی و شکستی است در فراهم‌آوردن همان چیزی که قراربوده در آن پهنه و گستره برآورده شود، یعنی زندگی نیک و راستین. گویی، کنش‌هایی که در قلمرو اخلاق درون‌مایه‌ی زیست اخلاقی یا نیک‌زیستی فرد را فراهم می‌آوردند، از کار افتاده‌اند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6445 #محمدرضا_تاجیک #سیاست #اندیشه 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 29 июн.3 27452

    📝📝📝صدای مردم صدای خداست 🔺از آزادی و عدالت تا قانون‌گرایی، خشونت‌پرهیزی و صلح‌طلبی ✍️سیدعلی محمودی 🖊رفع بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در اتخاذ سیاست‌‌ورزی خردمندانه و علمی در دو عرصۀ ملی و بین‌المللی، به‌ویژه با همسایگان ایران است. سیاست‌ورزی صرفاً کار استادان و متخصصان علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، حقوق، اقتصاد و برنامه‌ریزی است. لازم است جایگاه نخبگان اصیل و مردم‌گرا در ایران به‌درستی شناخته شود و مرزهای دانش و اندیشه از عوام‌گرایی و هیاهو، متمایز و تفکیک گردد. به عبارت دیگر، ایران نیازمند آن ‌است‌ که شخصیت‌های برجستۀ علمی، با تجربه، میهن‌دوست و اخلاقی بر صدر نشینند و سکان‌داری امور کشور را در دست بگیرند. چنین اندیشه‌ و نگرشی، فرصتی‌ زرّین و استثنایی برای بازسازی ایران و نوزایش و درخشش فرهنگ و تمدن ایرانی خواهد بود. 🖊مردم ایران به‌عنوان صاحبان اصلی این سرزمین، خواهان حقوق بنیادین خود هستند؛ از آزادی، عدالت و برابری گرفته تا قانون‌گرایی، حاکمیت ملی، شفافیت، پرسشگری شهروندان و پاسخ‌گویی حاکمان. این حق شهروندان است که شکایت‌ها، اعتراض‌ها وخواسته‌های خود را به سمع و نظر حاکمان برسانند. در برابر، این وظیفۀ حاکمان است که فروتنانه صدای مردم را بشنوند و خواسته‌های آنان را جامۀ عمل بپوشانند. 🖊سیاست‌شناسان، اقتصاددانان و توسعه‌گرایان بر این نظر صائب و سنجیده‌اند که الگوی اساسی و درازمدت در ایران باید برمبنای توسعۀ همه‌جانبه و پایدار باشد. اگر از مردم ایران در یک رفراندم نظرخواهی شود که الگوی توسعۀ پایدار را انتخاب می‌کنند یا به زندگی یارانه‌ای ماهانه قناعت خواهند کرد، تردید نمی‌توان کرد که اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم توسعۀ پایدار را برخواهندگزید. 🖊اگر اصناف خشونت‌ورزی در ایران مهار نشود، چه در عملکردها و چه در تبلیغات، شامل تلویزیون، فیلم، سریال، منابر، تریبون‌ها و گردهم‌آیی‌ها، امنیت و آسایش از ایران رخت‌برمی‌بندد. این نکته درخور اهمیت و تأمل بسیار است که نفرت و کینه‌توزی با سوءاستفاده از دین، مذهب و نیز عادات و اطوار ناپسند و عامیانۀ افراد نادان، مزاحم و فرصت‌طلب، زمینه‌ساز بروز خشونت است. 🖊فرهنگ غنی و وجدان اخلاقی مردم ایران از کینه‌توزی و خشونت بیزار است. تزریق خشونت به جامعه و سرایت آن به جمع‌های آمادۀ درگیری، زدو‌خورد و خون‌ریزی، خشونت را مانند بیماری مسری سرعت و گسترش می‌بخشد و کشور را به ناامنی و تباهی می‌کشاند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6440 #سیدعلی_محمودی #سیاست #عدالت 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 27 июн.2 84940

    📝📝📝زندگی ذاتاً دشوار است و جنگ آن را دشوارتر می کند 🔺نگاهی به کتاب «زندگی سخت است»؛ یافتن مسیر زندگی به کمک فلسفه ✍️مریم نورائی‌نژاد 🖊در روزهایی که غبار ویرانگر جنگ روی زندگی‌های بسیاری از ما نشسته بود؛ لحظه‌هایی را تجربه کردیم که زمان انگار شکل دیگری پیدا کرده بود؛ لحظه‌هایی میان ترس و امید، میان انتظار شنیدن خبری خوب و بیم دریافت خبری ناگوار. ناگهان چیزهایی که همیشه عادی و بدیهی به نظر می‌رسیدند، از زندگی بسیاری از ما مردم رخت بربستند و معنایی تازه یافتند. برنامه‌ریزی برای فردا، آینده مبهم کودکان و موضوع سلامت بزرگسالان، خواب راحت در یک شب معمولی و حتی اطمینان از تداوم یک روزمرگی آرام، به امتیازهایی کمیاب تبدیل شدند. 🖊در چنین شرایطی، جنگ در نگاه نخست رنجی متفاوت و بزرگ‌تر از سایر رنج‌های انسانی به ‌نظر می‌رسد؛ رنجی که بالاتر از بیماری، سوگ، شکست یا بی‌عدالتی قرار می‌گیرد. اما خواندن کتاب زندگی سخت است اثر کی‌رن ستیا مخاطب را به تأملی دوباره وامی‌دارد. این کتاب در هفت فصل با عناوین ناتوانی، انزوا، سوگ، شکست، بی‌عدالتی، پوچی و امید دشواری‌های زندگی انسانی را شرح داده و تلاش می‌کند در نسبت این دشواری‌ها با فلسفه، امکانی برای ادامه زندگی بیابد. البته نه آن امکانی که ممکن است بسیاری از کتاب‌های مد روز از آن حرف بزنند بلکه امکانی تحلیلی با تعمق بیشتر در ذات زندگی. 🖊وقتی کتاب را در ایران امروز ورق بزنید ممکن است به این بیاندیشید که شاید جنگ نه رنجی جداگانه، بلکه لحظه‌ای باشد که همه آسیب‌پذیری‌های بنیادین زندگی انسانی را یکجا و با شدتی بیشتر آشکار می‌کند. شهروندی که بی‌ دفاع، روزهای زندگی‌اش را در میانه جنگ می‌گذراند با معانی دیگری از بی‌عدالتی و پوچی و امید مواجه می‌شود که شاید تا پیش از وقوع جنگ تصور دیگری از آنها داشته است. 🖊کتاب با حقیقتی ساده و بی‌پرده آغاز می‌شود: زندگی ذاتاً دشوار است. ستیا استدلال می‌کند که باید دست از تلاش برای «درمان» وضعیت انسانی برداشت و به‌جای جست‌وجوی زندگی‌ای عاری از نقص و رنج، از فلسفه برای مواجهه با دشواری‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی کمک گرفت؛ دشواری‌هایی چون بیماری، ناتوانی، فقدان، شکست، تنهایی و بی‌عدالتی. ما ایرانیان امروز شاید بتوانیم جنگ را نیز به این فهرست اضافه کنیم. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6435 #مریم_نورائی‌نژاد #فلسفه #کتاب 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 20 июн.11,3 тыс191

    📝📝📝خانه‌ای که باید ساخت 🔺نگاهی به کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»، نوشته‌ی محمدجواد غلامرضا کاشی ✍️جواد حیدری 🖊یک پرسش ساده را در نظر بگیرید؛ پرسشی چنان ابتدایی که فلسفه‌ی سیاسی معمولاً از کنارش می‌گذرد تا به مسائل «جدی‌تر» برسد: در جهان بودن، یعنی چه؟ و خانه داشتن در جهان، چه حسی است؟ ما عادت کرده‌ایم سیاست را با واژگانِ قدرت، حاکمیت، انتخابات و ایدئولوژی بفهمیم. اما اگر سیاست، پیش از همه‌ی این‌ها، پاسخی باشد به اضطرابی بسیار کهن‌تر چه؟- اضطرابِ بی‌پناهی انسان در جهانی که دیگر سقفی بالای سرش ندارد. کتابِ دکتر کاشی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌کند، و همین انتخابِ نقطه‌ی عزیمت است که آن را از انبوه نوشته‌های سیاسیِ این سال‌ها متمایز می‌سازد. 🖊کاشی تصویری به‌دست می‌دهد که از یاد نمی‌رود: مردمانی پس از یک زلزله‌ی عظیم. خانه‌ها ویران شده‌اند و آن‌ها که جان به در برده‌اند، در کوچه‌ها و خیابان‌ها سرگردان‌اند. هیچ تکیه‌گاهی نمانده است. این، تشخیصِ او از وضعِ ماست؛ وضعی که نامش را «بی‌خانمانی» می‌گذارد. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که سایه‌ی سنگینِ ایدئولوژی‌های بزرگ- آن وعده‌های پرشکوهِ قرن بیستمی- از سرِ شهر برداشته شده است. روزگاری این ایدئولوژی‌ها کارکردی پنهان داشتند: به انسانِ آواره‌ی مدرن خانه‌ای می‌دادند، حسِ تعلق می‌بخشیدند، ترسِ وجودی‌اش را تسکین می‌دادند. اما اکنون فرو ریخته‌اند و ما، مانند بازماندگانِ آن زلزله، در فضای باز ایستاده‌ایم. 🖊آنچه کاشی در اینجا انجام می‌دهد، در ظاهر ساده اما در عمق رادیکال است. او نشان می‌دهد که در برابر این بی‌خانمانی، دو واکنشِ آشنا وجود دارد و هر دو، در بنیاد، یک چیزند: حسرتِ بازگشت. یکی می‌گوید به شکوهِ ایرانِ باستان بازگردیم، دیگری به صفای صدرِ اسلام. کاشی با ظرافتی که آدمی را به یاد تبارشناسیِ فکری خاص او می‌اندازد، نشان می‌دهد که این دو رقیبِ سرسخت، در حقیقت هم‌خانواده‌اند: هر دو به استعاره‌ی «بازگشت به خانه‌ی پدری» چنگ زده‌اند؛ خانه‌ای که- و این جمله‌ی کلیدی کتاب است- دیگر وجود ندارد. 🖊ما به‌نحوی دردناک پذیرفته‌ایم که خانه‌ای نیست که به آن بازگردیم. و اینجاست که نویسنده استعاره‌ی خود را می‌نشاند: به جای بازگشت به خانه، احداثِ خانه. خانه دیگر موضوعی مربوط به دیروز نیست، مربوط به فرداست. این جابه‌جاییِ به‌ظاهر کوچک، تمام جهتِ نگاهِ ما را برمی‌گرداند: از نوستالژی به سوی ساختن، از سوگواری به سوی کار. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6428 #جواد_حیدری #جواد_کاشی #کتاب 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 13 июн.4 17944

    📝📝📝جنگ و مواضع چپ آمریکایی 🔺چرا پیش از موافقت با مواضع لیبرال‌های پیشرو باید دوبار فکر کرد؟ ✍️امیرحسین مهدوی 🖊پلینی بزرگ در کتاب «تاریخ طبیعی» به دستور تهیه پادزهری اشاره کرده و پیشنهاد می‌کند پیش از نوشیدن پادزهر «دانه‌ای نمک» به آن اضافه شود تا خطرهای احتمالی پادزهر را خنثی کند. از همان‌جا اصطلاح Take with a grain of salt فراگیر شد که به معنی توصیه به پذیرش یک ادعا با اندکی احتیاط است. 🖊چنین هشداری لزوماً به دلیل غلط بودن آن ادعا نیست. بلکه یادآوری می‌کند که پذیرش آن به‌عنوان حقیقت- با توجه به پیشینه و پیامدهای موضوع- بهتر است با تأمل صورت گیرد. نوع بازتاب یافتن و فهم شدن مواضع چپ (لیبرال پیشرو) آمریکایی درباره جنگ اخیر در ایران از مصادیق استفاده به جا از این مثل است. 🖊به‌طور مشخص صحبت از آن دسته از گفته‌ها و نوشته‌های انتقادی دانشگاهیان، تحلیلگران و روزنامه‌نگاران درباره سیاست‌های جاری دولت آمریکاست که در فضای سیاسی ایران اغلب به‌عنوان اعتراف نخبگان آمریکایی‌ به حقانیت سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی ایران و پیش‌روی گفتارهای حاوی منافع ملی ایران در صحنه سیاسی آمریکا مورد استقبال قرار می‌گیرند. 🖊در بحران‌هایی مثل جنگ چهل روزه مواضع ضدجنگ از نظر اخلاقی دست بالا را دارند. از این رو مطالبه توقف جنگی بی‌دلیل و بی‌هدف سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی را هم در موقعیت برتر اخلاقی می‌نشاند. اما برای داوری در مورد هم‌راستا بودن یا نبودن یک نظر با منافع ملی ایران نه فقط نفس ابراز موضع، که تأثیر آن در محیط سیاسی هم مهم است. چه بسا مواضعی در لحظه انتشار مدافع منافع ملی ایران به نظر رسیده و در بلندمدت اثری خلاف برجا بگذارند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6422 #امیرحسین_مهدوی #ایران #جنگ 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 12 июн.9 058237

    #پیشنهاد_کتاب . 📍عنوان: دین‌داری در میان بی‌خدایان . ✍️نویسنده: رانلد دورکین . ✍️مترجم: جواد حیدری . 📚ناشر: طرح نو 📌دین‌داری در میان بی‌خدایان اثر فیلسوفِ بزرگِ حقوق و اخلاق، رانلد دورکین یکی از مهم‌ترین و جسورانه‌ترین کتاب‌های فلسفیِ دهه‌ی اخیر بوده است. ما دهه‌هاست در میانه‌ی یک دعوای خسته‌کننده گرفتاریم: یا باید تمامِ بسته‌بندیِ سنت را بپذیریم، یا اگر از آن عبور کردیم، به دامانِ یک نیهیلیسمِ سردِ مادی‌گرایانه بیفتیم که همه‌چیز را بی‌معنا می‌کند. دورکین به ما یاد می‌دهد که یک «راهِ سوم» وجود دارد: می‌توان بدون دگماتیسم، جهان را همچنان رازآلود، باشکوه و سرشار از مسئولیتِ اخلاقی دید. مرور کوتاه این کتاب را اینجا بخوانید! #جواد_حیدری #اندیشه #کتاب 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 7 июн.26,9 тыс849

    📝📝📝جان‌های ماه دی 🔺اینستاگرام ایرانی چه روایتی از رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ به‌دست می‌دهد؟ ✍️ابوالفضل حاجی‌زادگان | پژوهشگر اجتماعی 🖊کیفیت‌هایی در زندگی‌های انسان‌ها جریان دارند که در «شش رقم آخر کد ملی» آنها نوشته نمی‌شوند. البته که می‌دانم بخش‌های مهمی در صفحه‌های اینستاگرام‌شان هم نمایان نمی‌شوند؛ اما من راه مناسب‌تر و کم‌خطاتری برای شناختن این انسان‌ها سراغ نداشتم. 🖊از طرفی، شاید این دردناک‌ترین راه برای شناختن نگرش‌ها، نظرها، آرزوها و آمال جان‌باختگان باشد. اما علاوه بر ملاحظات پژوهشی، به‌لحاظ فردی نیز پیمودن چنین مسیری برای‌ام ضرورت داشت. قرار گرفتن در معرض این تجربه‌ی دردناک، می‌تواند به ما یادآوری کند که «یک» چه عدد بزرگی است؛ تا شدت ابتذال در مناقشه‌ی اصطلاحاً «سیاسی»ای را که درباره‌ی تعداد جان‌باختگان در جریان است، بهتر درک کنیم. 🖊برای انجام این مطالعه، ابتدا باید به یک نمونه‌ی معرّف می‌رسیدم که به‌لحاظ تعداد و تنوع، یافته‌ها را تعمیم‌پذیر کند. برای شناسایی صفحه‌های اینستاگرامی کشته‌شدگان و نیز اکانت‌های نزدیکانِ همفکرشان، از یک راهبرد چندمسیره برای کشف شبکه استفاده کردم. 🖊صفحات شخصی کشته‌شدگان، کانون اصلی این جست‌وجو بودند. بررسی پست‌ها، استوری‌های هایلایت‌شده، کامنت‌ها، تعاملات تکرارشونده، روابط دوستانه‌ی قابل مشاهده و شناسایی گروه‌های سیاسی و اجتماعیِ مرجع در بین این اکانت‌ها، امکان شناخت بخشی از جهان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آنان را فراهم می‌کند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6405 #ابوالفضل_حاجی‌زادگان #ایران #اینستاگرام 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 6 июн.5 91585

    📝📝📝سیاست‌ورزی پس از جنگ 🔺ایران پساجنگ به کدام سو می‌رود؟ ✍️علی‌رضا علوی‌تبار | نظریه‌پرداز و تحلیل‌گر سیاسی 🖊در این نوشتار تلاش می‌کنم تا در مورد وضعیت پس از جنگ رمضان بازاندیشی کرده و بر مبنای آن پیشنهادهایی را طرح نمایم. فرض من این است که در زمان نگارش این یادداشت جنگ پایان یافته است. مخاطب من افراد و جریان‌هایی هستند که توسعه پایدار و مردم‌سالاری را دنبال می‌کنند. اما در آغاز لازم می‌دانم که بر نکته‌ای تأکید کنم. تجربه و بازاندیشی سال‌های اخیر به من نشان داده است که مشکلات و بحران‌های ایران را از طریق اصلاحات به‌معنای متعارف آن نمی‌توان حل کرد. منظورم از اصلاحات به‌معنای متعارف آن، تلاش صادقانه‌ای است که برای اقناع صاحبان قدرت و تفاهم با آن‌ها برای تغییر برخی از راهبردها و خط‌مشی‌ها صورت می‌گرفت. 🖊تلاشی که گاه با شرکت در انتخاباتی با وجود حداقل شرایط و طرح پیشنهادهایی برای کارآمدسازی نهادهای مختلف صورت می‌گرفت. این مسیر در ظاهر به بن‌بست رسیده است. راه‌حل مسائل ایران به گمان من روشی است: «بیشتر از اصلاحات و کمتر از انقلاب». اما در این نوشته مخاطب‌ام کماکان همه کسانی است که به‌دنبال بهبود وضع موجود با روشی مسالمت‌جویانه و متکی بر شهروندان ایرانی و با حداقل هزینه‌های مادی و انسانی هستند. به‌نظر می‌رسد که با پایان جنگ رمضان (چهل روزه) وضعیت سیاست و سیاست‌گذاری در کشور ما با سه ویژگی اصلی تعریف می‌شود: 1️⃣ تداوم نظام سیاسیِ پیش از جنگ، 2️⃣ افزایش نقش نظامیان در سیاست و سیاست‌گذاری، 3️⃣ تداوم ناترازی‌هایِ بحران‌آفرین. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6401 #علیرضا_علوی_تبار #ایران #جنگ 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 20 мая4 12258

    📝📝📝جهان به‌مثابه اردوگاه 🔺درون‌مایه پروژه ترامپیسم چیست؟ ✍️محمدرضا تاجیک | استاد علوم سیاسی 🖊ترامپیسم، ایدئولوژی امپریالیسم متأخر است: ایدئولوژی‌ای که هم متضمن «آگاهی کاذب» (من نمی‌دانم اما انجام می‌دهم)، و هم مستلزم «کلبی‌مشربی» (من می‌دانم، با این حال، انجام می‌دهم) است. این ایدئولوژی، با ایجاد تصویر و تصوری دروغین مبتنی بر «وضعیت اضطراب و تهدید و بحران، یا وضعیت استثنا»، و به‌تبع آن، تعلیق وضعیتِ صلح و امنیت برای پاسداشت آن، از یک‌سو، و ایجاد فضایی برای انفعال آگاهی راستین، تلاش دارد جهان را به یک «اردوگاه بزرگ» و مردمان را به «هوموساکر» تبدیل نماید. 🖊آگامبن، از همین منظر، و از رهگذر تبارشناسی و توسعه پنداره‌ی وضعیت استثنایی، به نقد و نکوهش لیبرال‌دموکراسی غرب، به‌ویژه، ایالات‌متحده، پرداخته و تلاش می‌کند توضیحی برای این مسئله که چگونه کشوری با ادعای قانونمندی و دموکراسی، قانون را به بهانه‌ی حفظ قانون، تعلیق و نادیده می‌گیرد و جامعه را بدل به یک اردوگاه می‌سازد که باید برای مدیریت و حفظ آن، به‌حکم اضطرار، قانون را تعلیق کرد- تعلیقی که تداوم می‌یابد و برای مردمی که تبدیل به هوموساکر شده‌اند عادی جلوه می‌کند. 🖊«وضعیت استثنایی»، در ارتباط با قانون مرزبندی می‌شود و اشاره به مجموعه‌ای از پدیده‌هایی چون وضعیت اضطراری، احکام اضطراری، وضعیت فوق‌العاده، حکومت‌‌نظامی، اختیارات فوق‌العاده و وضعیت بحرانی دارد که نقطه‌ی اشتراک همه‌ی آن‌ها «عدم توازن میان حقوق عمومی و واقعیت سیاسی» و یا آن‌چنان‌که آگامبن می‌گوید «تعلیق قانون و برزخ بین نظم حقوقی و زندگی» است. از نگاه آگامبن،‌ در وضعیت استثنایی قانون تعطیل نمی‌شود، از بین نمی‌رود، جایگزین با قانونی دیگر نمی‌شود، قانون تعلیق می‌شود؛ یعنی هست، مشروع هم هست، الزام اجرایی نیز دارد، اما حاکم با توجه به شرایط استثنا، قانون را بین زمین و هوا نگه می‌دارد. 🖊در این حالت، اراده‌ی معطوف به قدرتِ لویاتان جهانی به‌مثابه قانون تعریف می‌شود: قانونی که قانون را معلق می‌کند تا آن را حفظ کند. پس، وضعیت استثنایی بیانگر وضعیتی است که در آن «از یک‌سو، هنجار لازم‌الاجراست اما زور ندارد، و از سوی دیگر، احکامی که قانون نیستند، زور قانون را کسب می‌کنند… وضعیتی که زور قانون بدون قانون حکمفرماست». 🖊در این وضعیت، «استثنا تبدیل به‌قاعده» می‌شود، و حاکم و حاکمیت دموکراتیک، در ظاهر و لوای قانون و نظام دموکراتیک که بر مبنای سامان حقوقی به‌هیچ‌وجه دیکتاتوری نیست- همان‌گونه که فاشیسم و نازیسم از حیث حقوقی دیکتاتوری نبودند -، فراتر از قانون عمل می‌کند، قوانین را تعلیق می‌کند و از همه مهم‌تر «جایگاه قانونی افراد را از بیخ و بن از بین می‌برد و یک هستی قانوناً نام‌ناپذیر و غیرقابل طبقه‌بندی ایجاد می‌کند.» 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6396 #محمدرضا_تاجیک #سیاست #آگامبن 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 19 мая7 506130

    📝📝📝دیکتاتوریِ کلیکی 🔺آیا ایران به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ است؟ ✍️سعید حجاریان | نظریه‌پرداز و تحلیل‌گر سیاسی 🖊جامعه ایران و‌ متغیرهای مؤثر بر تحولات آن را می‌توان ذیل چندین رهیافت توضیح داد. با ارجاع به انقلاب اسلامی، می‌توان از نظریه‌های انقلاب گفت، به وضعیت گردش نخبگان و الگوهای توسعه ارجاع داد، و یا دست آخر به سیاست‌های شبه‌ائتلافی و آنچه در پستوهای ساخت قدرت می‌گذرد، اشاره کرد. اگر جملگی این رهیافت‌ها را در یک‌ روش طولی و زمان‌مند، در کنار یکدیگر قرار دهیم، به نقطه‌ای مهم رهنمون خواهیم شد و آن این‌که نقش و کارویژه جامعه، اعم از تشکل‌های رسمی، اجتماع‌هایِ ساخت‌یافته و نیز هویت‌های منفرد به‌تدریج تحلیل رفته است و گویی ما به عصر «سیاست توده‌ای» پرتاب شده‌ایم. 🖊می‌خواهم بر سر مسئله «سیاست توده‌ای» توقف کنم و از زاویه‌ای بدان بپردازم و این پرسش را پیش بکشم که چرا افراد جوامع از هنجارها و ساخت‌های تاریخی و نهادمند عبور و عدول می‌کنند، و آخرالامر به تک‌هویت‌هایِ ژلاتینی تبدیل می‌شوند. چندی پیش، نشریه آتلانتیک در نوشته‌ای به بحث درباره شیوه سیاست‌ورزی و سیاست‌گذاری دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده پرداخت و توضیح داد الگوی تصمیم‌سازی یا دست‌کم شیوه جدید قاب‌بندی آن دستخوش چه تحولی شده است. نویسنده این پارادایم جدید را ذیل مفهوم clicktatorship توضیح داده بود؛ عنوانی که می‌توان آن را به «دیکتاتوریِ کلیکی» ترجمه کرد. طرفه آن‌که ما درباره کشوری صحبت می‌کنیم که بنا به تعاریف واجد عقلانیت نهادی بوده است و در غالب موارد توانسته است پروسه تحلیل، تصمیم، و اجرا را، خاصه در زمینه روابط خارجی، با اجماع عقل‌هایِ منفصلِ دولت به پیش براند. 🖊حادث شدن چنین وضعیتی در سیاست امریکا، شاید تا حد قابل توجهی معلول شخصیت رییس‌جمهور فعلی باشد. فردی که، در تحلیل‌ عملکرد دولت‌اش و کیفیت تصمیم‌های‌ او علاوه بر سایر مؤلفه‌ها به وجوه روان‌شناختی نیز توجه می‌شود. چنانکه سابقاً در کتابی که سیمای ترامپ را ترسیم‌ کرده بود، «لذت آنی» (Instant gratification) متغیری تأثیرگذار در حیات اقتصادی- سیاسی خوانده شده و در جای دیگر، وجوه امپراتورگونگی ترامپ برجسته شده بود. 🖊از نمونه امریکا و دونالد ترامپ که درگذریم، می‌بایست این پرسش را پیش بکشیم که آیا می‌توان چنین چارچوب تحلیلی را به جامعه و ساخت قدرت ایران تعمیم داد و ادعا کرد ما هم به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ایم؟ در بادی امر، با توجه به نظام حکمرانی و رگولاتوری حاکم بر ارتباطات و فضای مجازی ایران باید قاطعانه گفت، خیر! اساساً بستری برای آزادی کلیک وجود ندارد که بخواهد بر فراز بر آن دیکتاتوری متولد شود. ولی زمانی‌که در واقعیت میدان قدری تأمل کنیم، درمی‌یابیم که ما نیز مدت‌هاست به دوره «دیکتاتوریِ کلیکی» وارد شده‌ایم. اما چرا؟ 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6393 📚منبع: مجله آگاهی نو، شماره ۱۸، بهار ۱۴۰۵ #سعید_حجاریان #ایران #جامعه 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 9 мая2 82944

    📝📝📝توسعه‌ستیزان و توسعه‌گرایان 🖊نگاه‏‌های آسیب‌‏شناسانه به «توسعه» در عین تعدد و تکثرشان غالباً به گفتمان هنجاری و تجویزی ختم نمی‌‏شوند. به‌عبارتی، ما با روایان متعددی مواجه‏‌ایم که ذیل رتوریک و گاه با بازی‏‌های زبانی خاص خود، از ایرانِ کلنگی، ایران عقب‌‏مانده، ایران جامانده از قطار توسعه و جز این‏‌ها سخن می‏‌گویند اما به ساحت تجویز کمتر ورود می‌‏کنند. از طرفی آن‏هایی که پا در عرصه تجویز گذاشته‌‏اند نیز در نسخه‏‌‏های‏‌شان برای توسعه ایران بعضاً «دموکراسی» و «عدالت» را در تعلیق فرومی‌‏برند. گویی توسعه امری است که صرفاً از سوی دولت و برای یک الیت و طبقه خاص رخ خواهد داد و دیگران، تقدیرشان توسعه‏‌نیافتگی و بی‌‏بهره‌‏ماندن از مواهب توسعه است. 🖊علی‏‌رضا علوی‌‏تبار در کتاب اخیرش، «توسعه‏ همه‏‌جانبه و برابری‌‏طلبانه» کوشیده است در قالب مجموعه مقالاتی از توسعه ایران بنویسد. علوی‏‌تبار در چارچوب‌‏بندی مباحث خود قائل به نظریه‌‏های خط‏‌مشی‏‌گذاری عمومی است و سویه‌‌‏ی محتوایی کتاب‌‏اش ذیل رهیافت‏ «اقتصاد سیاسی» به‏‌سمت توسعه‌‏ای مردم‌‏سالارانه و برابری‌‏خواهانه است. او در این گفت‌‏وگو ضمن ترسیم چارچوب محتوایی کتاب خود، از تعمیم‌‏پذیری محتوای آن و نسبت اصلاح‏‌طلبان با این مقوله نیز سخن گفته است. 🔸متن کامل این گفت‌وگو را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6388 📚منبع: کتاب‌نامه آگاهی نو، شماره ۸، پاییز و زمستان ۱۴۰۴ #علیرضا_علوی_تبار #ایران #توسعه 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 10 апр.2 84517

    📝📝📝هزینه روزمره‌ی جنگ‌های بی‌پایان آمریکا 🔺جنگ چگونه زندگی روزمره‌ی شهروندان عادی آمریکایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ ✍️علیرضا رییسی | استاد روابط بین‌الملل 🖊جنگ با ایران موجی از توجه و بحث‌های ژئوپلیتیکی را برانگیخته است: اینکه چه کسی پیروز می‌شود، چه کسی شکست می‌خورد، و این تحولات چه معنایی برای توازن قدرت جهانی دارد. اما یک بُعد مهم تا حد زیادی نادیده گرفته شده است: پیامدهای این جنگ برای خود جامعه‌ی آمریکا. بحث‌های عمومی درباره هزینه‌های اجتماعی جنگ معمولاً فراتر از محاسبات انتخاباتی، تورم یا وضعیت بازار سهام نمی‌رود. در حالی‌که یک پرسش اساسی‌تر بی‌پاسخ مانده است: جنگ چگونه زندگی روزمره‌ی شهروندان عادی آمریکایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ 🖊پنجاه‌ونه سال پیش، مارتین لوترکینگ در سخنرانی معروف خود درباره «سه شرِ جامعه» تشخیصی قدرتمند ارائه داد: نژادپرستی، فقر اقتصادی و نظامی‌گری. برخلاف انتظار بسیاری که او را صرفاً رهبر مبارزه با تبعیض نژادی می‌دانستند، تأکید کرد که این سه عامل به‌طور عمیق به یکدیگر مرتبط‌اند. این نگاه، صرفاً یک آرمان‌گراییِ انتزاعی نبود، بلکه چارچوبی برای فهم این بود که چگونه مشکلات ساختاری یکدیگر را تقویت می‌کنند. 🖊امروز، این چارچوب بیش از هر زمان دیگری معنادار به نظر می‌رسد. پیوند میان نظامی‌گری و دشواری‌های اقتصادی- که زمانی دیدگاهی بیش از حد «مترقی» تلقی می‌شد- اکنون در سراسر طیف سیاسی اهمیت یافته است. حتی سیاستمدارانِ محافظه‌کار نیز از تردید عمومی نسبت به مداخلات پرهزینه خارجی بهره برده‌اند. در دوره‌های مختلف، سیاستمداران هر دو حزب [دموکرات و جمهوری‌خواه] علیه «جنگ‌های بی‌پایان» و «صنعت تغییر رژیم» موضع گرفته‌اند؛ نشانه‌ای از این آگاهی جمعی که نظامی‌گری هزینه‌ای سنگین بر دوش داخل کشور می‌گذارد. این استدلال آن‌قدر قانع‌کننده بود که حتی یکی از روسای‌جمهور جنگ‌طلب اخیر، جورج دابلیو بوش، در کارزار انتخاباتی خود از مداخلات پرهزینه و پروژه‌های دولت‌سازی دولت بیل کلینتون انتقاد کرد. 🖊هزینه این نظامی‌گری سرسام‌آور است. ایالات متحده حدود ۳۸ درصد از کل هزینه‌های نظامی جهان را به خود اختصاص می‌دهد- رقمی که تقریباً نیمی از هزینه‌های اختیاری دولت فدرال و حدود ۱۶ درصد از کل بودجه سالانه را شامل می‌شود- در حالی که تنها حدود ۴.۵ درصد از جمعیت جهان را در خود جای داده و از مزیت جغرافیایی اقیانوس‌های گسترده و نبود تهدید فوری در نیمکره غربی برخوردار است. با این حال، هزینه‌های نظامی همچنان رو به افزایش است. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6379 #علیرضا_رییسی #روابط_بین‌الملل #امریکا 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 5 апр.8 209136

    📝📝📝بیماری ترامپ 🔺رئیس‌جمهور امریکا در کدام کشور رژیم-چنج کرده است؟ ✍️سعید حجاریان | نظریه‌پرداز و تحلیل‌گر سیاسی 🖊سعید حجاریان می‌گوید جنبش «No Kings» در امریکا نشانه اعتراض بخشی از جامعه به برآمدن نوعی سلطانیسم در قالب ریاست‌جمهوری است. او یادآوری می‌کند که پیش‌تر نیز درباره ویژگی‌های سلطانی در رفتار دانلد ترامپ هشدار داده بود؛ الگویی مبتنی بر شخص‌محوری، تقرّب‌گرایی و سبک حکمرانی دربارگونه که در تعارض با جامعه مدنی امریکا قرار می‌گیرد. 🖊حجاریان با ارجاع به تحولات اخیر و نقش افرادی مانند کوشنر و ویتکاف می‌نویسد گرایش‌ سلطانی اکنون تقویت شده‌ است. وی تأکید می‌کند تناقض‌گویی‌های ترامپ درباره سیاست خارجی، از جمله ایران، را نباید صرفاً مقوله‌ای روان‌شناختی دید یا برای مصرف داخلی دانست، بلکه باید آن را نشانه تغییری عمیق‌تر در ماهیت نظام سیاسی امریکا تلقی کرد. 🖊این تحلیل‌گر سیاسی با ارجاع به سنت فکری شکل‌گرفته از توکویل تا رابرت دال، تأکید می‌کند دموکراسی امریکایی پیش‌تر نیز دچار فرسایش شده بود، اما در دوره ترامپ این روند به گسست رسیده است. به‌زعم او، اگر توکویل امروز زنده بود، ناچار به بازنگری اساسی در تحلیل خود از دموکراسی امریکا می‌شد. 🖊نویسنده می‌گوید ترامپ در عرصه خارجی با پیمان‌شکنی و تضعیف نهادهای بین‌المللی، و در داخل با تعمیق نابرابری طبقاتی، به‌نوعی «رژیم‌چنج» کرده است. او تأکید می‌کند برچسب‌زنی گسترده به مخالفان، تضعیف استقلال قوا و تمرکز قدرت در ریاست‌جمهوری، نشانه‌های آشکار این دگرگونی هستند. 🖊در پایان، حجاریان با اشاره به ویژگی‌هایی چون نارسیسیسم، نهادستیزی و تمایل به بسط‌محوری، نتیجه می‌گیرد ترامپ بسیاری از سنت‌های تاریخی امریکا را گسسته است. با این حال، او می‌نویسد هرچند تحقق کامل سلطانیسم در امریکا ممکن نیست، اما خطر بازآرایی قدرت در قالبی شبه‌امارتی وجود دارد که الهام‌گیری از آن می‌تواند الگویی خطرناک برای سایر کشورها باشد. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6373 #سعید_حجاریان #امریکا #ترامپ 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 31 мар.2 41939

    📝📝📝طنز سیاه 🔺میل فزاینده به «ارباب» و منجی چه گفتمان و شرایطی را بازتولید می‌کند؟ ✍️محمدرضا تاجیک | استاد علوم سیاسی 🖊محمدرضا تاجیک در این یادداشت می‌گوید ما در جهانی گرفتار «طنز سیاه» زندگی می‌کنیم؛ جایی که قدرت‌ها مدعی حفاظت‌اند اما خود منشأ خشونت‌اند، سیاست به کاریکاتور بدل شده و شایعه بر واقعیت پیشی گرفته است. او این وضعیت را زمینه‌ساز افسردگی غیرسیاسی و کلبی‌مسلکی فراگیر در جامعه می‌داند. 🖊تاجیک استدلال می‌کند که در دل این وضعیت، اشتیاق به «ارباب» یا مرجعیت جدید شکل می‌گیرد؛ زیرا فرد برای تبدیل‌شدن به سوژه، به نوعی اتوریته نیاز دارد. به‌زعم او، انسانِ رهاشده لزوماً آزاد نیست، بلکه اسیر سوگیری‌ها و رسانه‌هاست و به نیرویی نیاز دارد که به او بگوید: «می‌توانی». 🖊این استاد علوم سیاسی در ادامه تأکید می‌کند که حتی در نظام‌های دموکراتیک نیز نوعی اطاعت نامرئی وجود دارد؛ چنان‌که مردم در عین احساس آزادی، خواستار هدایت‌اند. او با اشاره به نظریات نخبگانی، نشان می‌دهد که سیاست‌مدار موفق کسی است که به مردم بگوید «چه می‌خواهند» و آن‌ها را از انفعال خارج کند. 🖊نویسنده می‌گوید میل به تغییرات رادیکال، اغلب به بازتولید اقتدار می‌انجامد؛ چنان‌که اشتیاق انقلابی می‌تواند به بازگشت «گفتمان ارباب» ختم شود. او استدلال می‌کند که خستگی جمعی، زمینه‌ساز ظهور منجی‌های اسطوره‌ای و روایت‌های ساده‌انگارانه‌ای می‌شود که وعده رهایی فوری و بی‌هزینه می‌دهند. 🖊در پایان، وی تأکید می‌کند که در جامعه امروز، «مصرف آلترناتیوهای سیاسی» به نوعی سرگرمی و کنش نمایشی بدل شده است. او این وضعیت را نشانه‌ای از نوعی آگاهی کاذب می‌داند که به پذیرش وضع موجود می‌انجامد و در نهایت، به بازتولید «شر ریشه‌ای» و ناآزادی منجر می‌شود. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6371 #محمدرضا_تاجیک #سیاست #گفتمان 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 30 мар.3 84845

    📝📝📝پس از هابرماس 🔺یورگن هابرماس را چگونه می‌توان توصیف کرد؟ ✍️نانسی فریزر | فیلسوف 🖊...جهان در حال تغییر بود. همان‌طور که «آسیب‌شناسی‌های حقوقی‌شدن» جای خود را به هرج‌ومرجِ نئولیبرال‌سازی می‌داد، نقد نیز باید تغییر مسیر می‌داد. به‌ویژه، نقدِ بحران نیاز به احیاء داشت. در غیر این صورت، چگونه می‌توان «ناکارآمدی‌های» نظام‌مند آشکاری مانند همه‌گیری‌های جهانی و گرمایش سیاره، بدهی‌های سرسام‌آور و سقوط دستمزدها، کاهش خدمات عمومی و زیرساخت‌های رو به زوال، مرزهای سخت‌گیرانه و قربانی‌کردن‌های آزارگرانه، دموکراسی‌زدایی و نظامی‌گری، نسل‌کشی و جنگ گرم را درک کرد– و چگونه می‌توان آن‌ها را نه به‌عنوان «بدی‌های» تصادفی، بلکه به‌عنوان پیامدهای غیرتصادفیِ منطق درونی سرمایه‌داری فهمید؟ 🖊در جستجوی شکل‌های غیراقتصادیِ نظریه‌ی بحران، بار دیگر به سراغ هابرماس رفتم. بحران مشروعیت این شایستگی بزرگ را داشت که چرخش نسل من به سمت ارزش‌های «پسا-مادی» را در دگرگونی‌های ساختاری-نهادیِ جامعه‌ی سرمایه‌داری ریشه‌یابی کند. اما دو مورد از تزهای اصلیِ آن چندان درست به نظر نمی‌رسیدند. من نه متقاعد شده بودم که بحران سیاسیِ مشروعیت، جایگزین بحران اقتصادیِ انباشت شده است، و نه بر این باور بودم که شهروندان دموکراتیک باید جایگزین فرودستانِ تحت‌ستم به‌عنوان عاملان اصلیِ دگرگونی شوند. 🖊من به جاهایی دیگر رو آوردم: به گرامشی در باب هژمونی و ضدهژمونی؛ به آلتوسر درباره‌ی ایدئولوژی؛ به نظریه‌پردازان فمینیست درباره‌ی بازتولید اجتماعی؛ به اکو-مارکسیست‌ها در مورد «طبیعت‌های» سرمایه؛ به دانیل بل و لوک بولتانسکی پیرامون فرهنگ‌های آن؛ به رزا لوکزامبورگ و دیو بویس در باب امپریالیسم نژادپرستانه؛ به ادوارد سعید و رشید خالدی در خصوص استعمار شهرک‌نشین؛ به کارل پولانی در مورد کالایی‌سازیِ موهوم و مبارزه‌ی اجتماعی؛ به دیوید هاروی درباره‌ی نئولیبرالیسم؛ و به خود مارکس در باب منطق سرمایه. با این وجود، احساس می‌کردم که هابرماس به‌نوعی در هر قدم با من همراه است. 🖊این هابرماس بود که در ابتدا مسیر مرا به‌عنوان نظریه‌پرداز انتقادی روشن ساخت. من عمیقاً از این بابت سپاسگزارم. اما با گذشت سال‌ها، نوری که او می‌تاباند سوسو زد و کمرنگ شد– تا اینکه، با موضع‌گیری‌اش درباره‌ی غزه، گویی کاملاً خاموش شد. مورخان در نهایت تصمیم خواهند گرفت که آیا این موضع‌گیری استثناء بود، یا نقطه‌ی اوج فرآیند طولانی‌ای که در آن نظریه‌ی انتقادی مکتب فرانکفورت به شکلی از لیبرالیسم تبدیل شد که اغلب با امپریالیسم آمریکا همدست بوده است. 🖊من تمایل دارم در کنار کسانی قرار بگیرم که معتقدند هابرماس در ابتدا نظریه‌ی انتقادی را احیاء کرد، اما در نهایت به آن پایان داد. حتی اگر چنین باشد، او با حضور فوق‌العاده و غنای تفکرش، الهام‌بخش بسیاری از کسانی شد که همچنان به «نظریه‌پردازی انتقادی با نیت رهایی‌بخشی» و آرمان‌های سوسیالیستِ دموکراتیک مرتبط با آن متعهد مانده‌اند. شاید برخی از ما دیگر هابرماسی نباشیم، اما ما از او، همراه با او و در تقابل با او آموختیم که وفادار ماندن به مفهوم نقد به چه معناست. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6367 #نانسی_فریزر #یورگن_هابرماس #ترجمه 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 22 мар.2 99644

    📝📝📝وعده‌ی توخالی مداخله بشردوستانه 🔺پژوهش‌های روابط بین‌الملل درباره «مسئولیت حمایت» و جنگ با ایران چه می‌گویند؟ ✍️علیرضا رییسی | استاد روابط بین‌الملل 🖊در هفته[های] گذشته، هم‌زمان با آن‌که ایالات متحده و اسرائیل حملات گسترده‌ای را در سراسر ایران آغاز کردند، روایتی آشنا در برخی محافل سیاست‌گذاری در حال شکل‌گیری است: این جنگ شاید بتواند اهدافی بشردوستانه نیز داشته باشد. شاید تضعیف تهران از غیرنظامیان ایرانی محافظت کند. شاید فشار نظامی بتواند سرکوب را متوقف کند. شاید مداخله در نهایت به سود مردم ایران تمام شود. اما پیش از پذیرش این روایت، بهتر است یک پرسش ساده مطرح کنیم: در واقع امر، پژوهش‌های دانشگاهی درباره مداخله بشردوستانه چه می‌گویند؟ 🖊پاسخ برای آن دسته از سیاستمداران و مفسران طرفدار مداخله چندان دلگرم‌کننده نیست. واقعیت آن است که طی دو دهه گذشته استدلال‌های دانشگاهی علیه کارآمدی مداخله بشردوستانه به‌طور فزاینده‌ای قانع‌کننده شده است. 🖊پس از انتشار کتاب مهم آیدان هِیر (Aidan Hehir) در سال ۲۰۱۹ با عنوان «هنجارهای توخالی و مسئولیت حمایت»، می‌توان گفت پرونده فکری این موضوع تا حد زیادی بسته شد. این کتاب به نتیجه‌ای ویرانگر می‌رسد: مداخله بشردوستانه، به‌عنوان یک رویه منسجم و معنادار، عملاً وجود ندارد. 🖊اثر هِیر یکی از نظام‌مندترین نقدها را بر هنجار بین‌المللی موسوم به «مسئولیت حمایت» (R2P) ارائه می‌کند و نشان می‌دهد چگونه وعده مداخله بشردوستانه توسط واقعیت‌های ساختاری سیاست بین‌الملل تضعیف شده است. هِیر همچنین توضیح می‌دهد که چرا مداخله بشردوستانه در روابط بین‌الملل معاصر شکست خورده است. 🖊در سال ۲۰۰۵، پس از فجایع رواندا و سربرنیتسا، رهبران جهان در سازمان ملل متحد گرد هم آمدند و اصل جدیدی را تأیید کردند: دولت‌ها مسئولیت دارند از جمعیت‌های خود در برابر نسل‌کشی، جنایات جنگی، پاکسازی قومی و جنایات علیه بشریت محافظت کنند. اگر آن‌ها در انجام این مسئولیت شکست بخورند، و یا بدتر [از آن]، خود مرتکب این جنایات شوند، جامعه بین‌المللی مسئولیت دارد مداخله کند. 🖊این دکترین در نگاه نخست انقلابی به‌نظر می‌رسید. بسیاری از پژوهشگران استدلال کردند که این اصل آغاز دوره‌ای تازه در سیاست جهانی است؛ دوره‌ای که در آن حفاظت از انسان‌ها بر مفهوم سنتی حاکمیت دولت‌ها برتری خواهد داشت. اما به گفته هِیر، چنین انقلابی هرگز واقعاً رخ نداد. در عوض، اتفاقی بسیار آشناتر رخ داد: دولت‌ها زبان و ادبیات حمایت بشردوستانه را پذیرفتند، اما در عین حال ساختارهای قدرت نظم قدیمی بین‌المللی را به‌طور پنهان حفظ کردند. نتیجه چیزی است که هِیر آن را «هنجارِ توخالی» می‌نامد... 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6359 #علیرضا_رییسی #روابط_بین‌الملل #ایران 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial