tgindex
Nostalgia
@nostalgiqИскусствоперсидский

پرسه در حوالی فرهنگ و هنر ؛ نوستالـْژی از ریشهٔ واژهٔ یونانی نوستوس به معنی بازگشت به زادبوم است. رجعت به جایی و چیزی که فرد از آن کنده شده، جدا افتاده و از کف داده. یاد قدیم و کشش به خاطرات شیرین گذشته همراه با قدری حسرت...

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
265
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
629
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
241
40 постов
Вовлечённость
38,3%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 265
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
137
1/48двое суток
157
1/72трое суток
169

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 11 авг.7522из ibna_official

    🔰مترجم «در جستجوی صدای زنان در ادبیات»: نگاه وولف به زنان نویسنده، واقع‌بینانه و انتقادی بود 🔸سیدحسام فروزان، مترجم کتاب «در جستجوی صدای زنان در ادبیات» شامل گزیده‌ای از مقالات ادبی و جستارهای ویرجینیا وولف گفت: می‌توانیم بگوییم نگاه وولف به زنان نویسنده بسیار واقع‌بینانه و در عین حال انتقادی بود؛ او می‌دانست که پتانسیل عظیمی در زنان وجود دارد، اما معتقد بود این قدرت توسط «شرایط ساختاری» سرکوب شده است. 🔸مخاطب وولف ترکیبی از گروه‌های مختلف است، اما می‌توان آنها را در سه دسته اصلی خلاصه کرد یکی روشنفکران و متخصصان ادبیات یعنی کسانی که به دنبال بازتعریف مفاهیم کلاسیک و مدرن هستند و می‌خواهند با تکنیک‌های جدید روایت آشنا شوند. دیگری زنان در حال گذار اجتماعی؛ در زمان خود او، مخاطب اصلی او زنانی بودند که به دنبال هویت مستقل، استقلال مالی و فضایی برای بیان صدای خود بودند. او مخاطبی را خطاب قرار می‌دهد که می‌خواهد از نقش‌های سنتی فراتر رود. دسته دیگر خوانندگان عمومیِ متفکر؛ وولف توانایی عجیبی در تبدیل مفاهیم پیچیده فلسفی و اجتماعی به زبانی که برای یک خواننده تحصیل‌کرده و کنجکاو جذاب باشد، داشت. او فقط برای دانشگاهیان نمی‌نوشت، بلکه برای هر کسی می‌نوشت که به «تجربه زیسته» اهمیت می‌دهد. 🔸مسئله زنانگی و هویت در روایت؛ وولف با مطرح کردن مفهوم «اتاق مخصوص خود»، به دنبال فضایی برای خلاقیت بدون محدودیت‌های جنسیتی بود. این نظریه در ادبیات معاصر زنان ایران بسیار پررنگ است. نویسندگان زن ایرانی نه تنها در بحث ایجاد فضای مستقل برای نوشتن، بلکه در بازنمایی تجربه زیسته زنانه از زاویه‌ای که فراتر از کلیشه‌های مردانه باشد، از مفاهیم و ضرورت‌هایی که وولف مطرح کرده بود، بهره می‌برند. بحث بر سر این است که چگونه یک زن می‌تواند با نگاهی مستقل به جهان بنگرد و آن را روایت کند.. 🔸وولف به دنبال نویسنده‌ای است که مثل دیگران نباشد؛ کسی که جهان را از دریچه چشم خودش، با تمام نقص‌ها، ابهامات و رنگ‌های خاص خودش، بازسازی کند. او به دنبال اصالت در بیان است، حتی اگر این بیان با سنت‌های ادبی برخورد داشته باشد. در واقع او در مقالاتش به جای ستایش بی‌قید و شرط از یک نام واحد، بیشتر بر ایده‌ها و سبک‌ها تمرکز می‌کند، اما مشخص است که او تحت تأثیر و در عین حال در واکنش به سنت‌های ادبی (مثل رئالیسم قرن نوزدهمی) بوده است. 🔸️ او به دنبال ایجاد مسیری است که در آن نویسنده بتواند از بند داستان‌گویی صرف رها شود و به هنر بیان زندگی برسد. در مجموع وولف به نویسنده‌ای علاقه ندارد که قوانین را رعایت کند، بلکه نویسنده‌ای را می‌پسندند که واقعیت انسانی را با دقت روانی و ظرافت زبانی بازنمایی کند. او از نویسنده‌ای حمایت می‌کند که بتواند میان خارج (اتفاقات) و داخل (ذهن) پل بزند. 🔸️او به جای ستایش صرف از توانایی زنان، به موانعِ سیستماتیک اشاره کرده که مانع از آن می‌شود. او می‌گفت مشکل کمبود استعداد نیست، بلکه مشکل کمبود امکانات و آزادی است. در میان معاصران او کمتر روشنفکری را می‌بینم که تا این حد دقیق و عمیق به موقعیت زنان فکر کرده و برای رهایی ایده داشته باشد. ibna.ir/x6HZd @ibna_official

  • https://ibna.ir/x6HZd

  • ༄ شازده کوچولو به سیاره دوم رفت... انجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد؛ بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند، اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت: نرو، تورا وزیر دادگستری میکنیم! شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم فروانروا گفت: خب، خودت را محاکمه کن! این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی... 📚 شازده کوچولو 👤آنتوان دوسنت اگزوپری #تکه_متن 📖 @nostalgiq

  • * واژگان بسیاری در زبان فارسی هستند که امروزه ديگر به کار نمی روند؛ اما هستند و بسیار هم زیبا هستند و در قديم هم بوده‌ و درمتون قديمی جايگاه ويژه خود را داشتند. ای کاش در فرهنگستانها سطح مطالعه بالاتر برود و به جای «واژه سازی»، « واژه يابی» رايج شود، آن وقت گنجينه هايی از واژه گان اصيل فارسی کشف خواهد شد که خيلی از اين کلماتی که ساخته می شود، خوش‌طنين‌ترند. برای نمونه به چندی از آنها و شاهدشان در شعر و نثر قديم اشاره می شود تا خودتان داوری بفرمایید و ببینيد آنکه فراموش شده زيباتر است يا آنکه امروزه استفاده می کنيم: ره نامه = نقشه ی جغرافيا . ز خاقان بپرسيد کاين شهر کيست به «ره نامه »در، نام اين شهر چيست ؟ (نظامی) گرمابه زدن = حمام رفتن. گرمابه زد و لباس پوشيد آرام گرفت و باده نوشيد (نظامی) خموشانه = حق السکوت . خواجه امير را «خموشانه »داد و زبان گويای او را ساکت کرد. (تاريخ اولجايتو) صد دگر به «خموشانه »می دهم رشوت نه بهر من ، ز برای خدای را زنهار ( انوری) پُرسه = تعزيت . وارث ديگر ندارم ای محبت پيشگان / چون بميرم پُرسه ی پروانه و بلبل کنيد (سالک يزدی) خشک بند= پانسمان . جراحان را حاضر گردانيد تا جراحات را «خشک بند» کردند.(تاريخ ابن بی بی) شب خانه = آسايشگاه فقرا در شب . جايی که بزرگان و شاهان برای تنگدستان می‌ساختند تا شب را در آنجا به سر برند . بنا کرد و نان داد و لشکر نواخت شب از بهر درويش «شب خانه» ساخت ( سعدی ) زاد = سن و سال . مردی جوان و «زاد»ش، زير چهل وليکن / سنگين چو سنگ پيری، ديرينه و معمر ( فرخی ) دوده = آل، تبار . همه مرز ايران پر از دشمن است به هر «دوده» ای ماتم و شيون است ( فردوسی) آژير = آگاه ، هوشيار . سپه را نگهدار و «آژير »باش شب و روز با ترکش و تير باش ( فردوسی) آسمانه = سقف اتاق . تا همی آسمان توانی ديد آسمان بين و «آسمانه» مبين ( عماره ) بريزيدن = ريزريز شدن ، متلاشی شدن. آن مردگان در آن چهار ديوار بماندند ساليان بسيار و جمله «بريزيدند» و خاک شدند. (ترجمه ی تفسير طبری) جنابه = همزاد، دو قلو،دو کودک که به يک بار از مادر زاده شوند دو قلو واژه ای ترکی است و مرکب از دوق / دوغ / دُغ ) به معنای زادن و ( لو ) که علامت نسبت در ترکی است . جای تأسف بسيار است که حتا رسانه های گروهی گسترده و معتبر امروز هم به اشتباه کلمه ی (دو) را عدد فارسی (2) می پندارند و بر اساس آن واژگان سه قلو ، چهار قلو ، پنج قلو و ... را هم می سازند ! قصه چه کنم که در ره عشق با محنت و غم «جنابه» زاديم (سنايی) 💠 پیرایه یغمایی #زبان_پارسی 🪎 @nostalgiq

  • 9 авг.226222

    The.Odyssey.2026.iNTERNAL.1080p.WEB-DL.AAC.x264-DB_encoded.mkv 🎞 اودیسه نسخه کامل کیفیت عالی بدون سانسور #فیلمخانه 🎬 @nostalgiq

  • видео или голосовое, без подписи

  • The.Odyssey.2026.720p.Hdrip.Duble.MyMoviz.mp4 🎞 اودیسه/ کارگردان: کریستوفر نولان نسخه کامل کیفیت خوب / دوبله فارسی #فیلمخانه 🖥 @nostalgiq

  • The.Odyssey.2026.720p.Hdrip.Duble.MyMoviz.mp4

  • نمی شود مدام گذشته را تجزیه و تحلیل کنیم. باید چیزی را که یاد گرفته‌ایم جذب کنیم. باید شروع به ایجاد تغییر، چرخش و حرکتی به جلو کنیم. باید کاری کنیم! تغییراتی که در درون می کنیم، باید با عمل بیرونی بیان شوند. باید به طرزی بی‌رحمانه با خودمان صادق باشیم - آیا واقعاً متحول شده‌ایم؟ یا فقط حرفش را می‌زنیم؟ 📌 باربارا دی انجلیس #خودشناسی 🪞 @nostalgiq

  • 8 авг.15541из Cinemaetemad1

    🔻شهرام مُكری، متاسينما و بازي با حافظه و زمان 🔹تحليلي بر فيلم «خرگوش سياه، خرگوش سفيد» ساخته جديد این کارگردان 🔹وقتي اشياء حرف مي‌زنند حسام فروزان 🔹در فيلم «خرگوش سياه، خرگوش سفيد»، چيزها از آدميان پيشي مي‌گيرند؛ اشياء سخن مي‌گويند پيش از آنكه كسي حرفي بزند، پوسترها حافظه‌اي پنهان را آشكار مي‌كنند و لباس‌ها انگار رازهاي تن را براي خود نگه داشته‌اند. روايت چونان موزاييكي از اپيزودهاي به‌ ظاهر بي‌ارتباط جلوه مي‌نمايد: ليلايي باندپيچي ‌شده كه پس از تصادفي مبهم گمان مي‌كند مي‌تواند اشياء را با نيروي ذهن جابه‌جا كند؛ بازيگري سرگشته ميان سوله‌هاي عظيم كه در جست‌وجوي كارگرداني گمشده است؛ گروهي كه مشغول بازآفريني صحنه‌اي از «هزاردستان»ند؛ دنيايي كه همزمان شعبده‌گر است و مي‌خواهد بازيگر شود. 🔹اين روايت‌هاي پراكنده، در بافتي از لوپ‌هاي زماني، ارجاعات سينمايي و بازي‌هاي ادراكي به هم مي‌پيوندند و فيلمي مي‌آفرينند كه بيشتر درباره خود سينماست تا درباره سرنوشت تك‌تك شخصيت‌ها. متن کامل در سایت https://cinemaetemad.ir/?p=87887 @cinemaetemad1

  • _ مامان زنِ خراب یعنی چی؟ + یعنی مریض. _ مث مامان بزرگ؟ +ای بی‌تربیت دایره زنگی🎬 #دیالوگ_ناب 🎞 @nostalgiq

  • 🗞 به روایت خانم وولف نگاهی به کتاب «در جستجوی صدای زنان در ادبیات» بهار خسروی صفحه ویژه ویرجینیا وولف | گروه کتاب | روزنامه ایران 📌 ویرجینیا وولف معمولاً با رمان‌های «خانم دالووی» و «به‌سوی فانوس دریایی» شناخته می‌شود؛ اما بخش مهمی از جایگاه او در تاریخ ادبیات، مدیون جستارها و نقدهای ادبی‌اش است. وولف در این نوشته‌ها نه تنها به ارزیابی آثار و نویسندگان می‌پردازد، بلکه پرسش‌هایی بنیادین را مطرح می‌کند: چه کسانی امکان نوشتن دارند؟ تجربه چه کسانی در ادبیات جدی تلقی می‌شود؟ و نویسنده برای دستیابی به زبان و صدای مستقل خود، نیازمند چه بسترهایی است؟ او در این متون، پیوندی جدانشدنی میان فرم ادبی و عدالت اجتماعی برقرار می‌کند و نشان می‌دهد برای تحول در ادبیات، ابتدا باید شرایط مادی و ساختارهای ذهنی تولید آن را دگرگون کرد. با این حال، نقد وولف صرفاً به مقولات اجتماعی محدود نمی‌ماند و در پی واکاوی امکان آفرینش هنری است. از نگاه او نویسنده برای خلق اثری زنده و ماندگار، باید از تقلید قالب‌های تکراری و داوری‌های کلیشه‌ای فاصله بگیرد. وولف معتقد بود ادبیات نباید فقط ظاهر زندگی یعنی اتفاق‌ها، مکان‌ها و جزئیات بیرونی را نشان بدهد. به نظر او، بخش مهم‌تر زندگی در درون انسان می‌گذرد: در فکرها، خاطره‌ها، احساس‌های لحظه‌ای و در نکاتی که شاید خیلی زود از ذهن عبور کنند. برای همین، نویسنده‌ خوب کسی است که بتواند این حرکت‌های ظریف ذهن را ثبت کند، نه اینکه فقط یک داستان معمولی را تعریف کند. وولف همچنین نگاه تازه‌ای به زمان در داستان داشته است؛ او معتقد بود زمان فقط آن چیزی نیست که با ساعت و تقویم سنجیده می‌شود، گاهی یک لحظه‌ کوتاه در ذهن انسان آن‌قدر عمیق و مهم است که از چند سال زندگی عادی پررنگ‌تر به نظر می‌رسد. ادبیات، از نظر او، باید بتواند همین لحظه‌های مهم و درونی را به تصویر بکشد. از طرف دیگر، وولف برای خواننده هم نقش مهمی قائل است. او بر این باور بود که معنی متن فقط همان چیزی نیست که نویسنده از قبل تعیین کرده، بلکه خواننده باید با دقت و حساسیت وارد متن شود و خودش هم در فهم آن شریک باشد. به همین دلیل، نقد ادبی برای وولف فقط داوری کردن نبود، بلکه نوعی گفت‌وگو با اثر ادبی بود. در این نگاه، خواندن هم مانند نوشتن، کاری خلاقانه است. خواننده نباید فقط به دنبال پیام مستقیم یا نتیجه‌گیری قطعی متن باشد. او باید به لحن، سکوت‌ها، تغییر احساس‌ها و ارتباط میان بخش‌های مختلف اثر توجه کند. گاهی معنای اصلی یک داستان در چیزی پنهان است که گفته نمی‌شود، نه در جمله‌هایی که به‌روشنی بیان شده‌اند. کتاب «در جست‌وجوی صدای زنان در ادبیات» نوشته ویرجینیا وولف و ترجمه سید حسام فروزان که در نشر عینک منتشر شده، گزیده‌ای کم ‌حجم اما پرمضمون از جستارهای انتقادی این نویسنده است. این مجموعه، خواننده را با وجوه مختلف اندیشه وولف درباره داستان مدرن، هنر نوشتن، تجربه روزمره و بویژه جایگاه زنان در سنت ادبی آشنا می‌کند. وولف در این مقاله‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد که آفرینش ادبی محصول نبوغ فردی نیست؛ بلکه آموزش، امنیت اقتصادی، برخورداری از زمان، خلوت شخصی و رهایی نسبی از محدودیت‌ها پیش‌نیازهای مهم آن هستند. این کتاب صرفاً یک گلچین ادبی نیست، بلکه تلاشی است برای نمایش کارگاه نویسندگی ویرجینیا وولف. بسیاری از دغدغه‌هایی که وولف در این جستارها مطرح کرده، همان مفاهیمی هستند که او بعدها در رمان‌های «خانم دالووی» و «به سوی فانوس دریایی» آنها را به کمال می‌رساند. یکی از موضوعات مهم در نوشته‌های وولف، رابطه‌ میان زندگی خصوصی و زندگی اجتماعی است. او نشان می‌دهد احساس تنهایی، ترس، خستگی یا ناتوانی یک فرد، همیشه مسأله‌ای کاملاً شخصی نیست، بسیاری از این احساسات به شرایط اجتماعی، جایگاه طبقاتی و محدودیت‌ها مربوط می‌شوند. ... 🗃 پرونده کامل : 📎 https://irannewspaper.ir/9092/15

  • 💠 باز نشر: پاسداشت سال روز صدور فرمان مشروطه هنگامی که ایران به دوران پیش از مشروطه که هیچ ، حتی به دوران پیش از رنسانس ناصری برگشته است، گرچه جان گزاست اما روزنه ای از امید را هم برایمان می گشاید. امید به قدرت مردمی که صد و بیست سال پیش، ایمانشان به پایان دادن به استبداد و تحجر، درخشان‌ترین فصل تاریخ معاصر ایران را رقم زد. بی شک یاد آوری از انقلاب مشروطه غرور ملی ما را احیا می کند. اما این یادداشت درباره صدور فرمان مشروطه به انشای مبارک قوام السلطنه نیست، این یادداشت درباره مردی است که طبق روایات موجود سی سال پیش از پیروزی انقلاب مشروطه در یکی از روزهای هفته اول ماه آگوست در تهران پا به جهان گذشت و من میان آن هفت روز، پنجم اگوست را برای بزرگداشت خجسته زادروزش برگزیدم چرا که برایم او شایسته ترین ایرانی است برای چنین تقارنی. مشروطه برای من‌همیشه عجین است با خرد و وطن پرستی و این دو مفهوم هم برایم یاد آورد محمد علی فروغی است. درباره خردمندی چون فروغی و عشقش به ایران ‌و تجددخواهی برای ایران هرچه نوشته شود کم است. برای بیان این عشق شاید اشاره به این یک نکته کفایت کند که او چنان دل در گرو ی ایران داشت که به خدمت پادشاه جوانی درآمد که پدرش او را به دفعات رانده و رنجانده بود. فروغی درخواست رضاشاه را برای نجات ایران از اشغال و حفظ امنیت مردم لبیک گفت. او‌، هم خود بزرگتر از آن بود که کینه به دل گیرد و هم خردمندتر از آن‌ بود که نداند اصل ایران است و غرور او در برابر صلاح ایران نباید به حساب بیاید. ایران دوستی فروغی از چشمان تیزبین آتا ترک هم‌پنهان نمانده بود و گفته بود:« من تاکنون مردی به این جامعی و وطن‌پرستی و مطلعی ندیدم. کاش مملکت من هم یک فروغی داشت». بسیاری ذکاءالملک را مهم‌ترین و‌تأثیرگزارترین سیاستمدار ایرانی تاریخ معاصر می دانند و در این تردیدی نیست اما کمتر به فروغی در مقام یک Visionary پرداخته شده است. مردی که نزدیک به یک‌قرن پیش در مقدمه رساله « اندیشه های دور و‌دراز» که یک جزوه علمی- تخیلی شصت صفحه‌ای است آورده است: «از خواندن این رساله توقع ندارم همه‌کس معتقد شود که پیشامد احوال نوع بشر چنان است که من فرض کرده‌ام، زیرا خود نیز مطمئن نیستم چنین باشد، بلکه قریب به‌یقین دارم که سیر عالم انسانیت در مدارج ترقی عینا مطابق آنچه به خیال من رسیده نخواهد بود. مقصود من از نگارش این سطور فقط تفریح خاطر جوانان و برانگیختن ایشان به تفکر بوده است. او در این رساله از آرزویش برای ابداع کتاب صوتی سخن می گوید و از امیدش به ایجاد آنچه امروز به آن مدارس مجازی گفته می شود. همه این تخیلات در ذهن او آمده برای اینکه معتقد بود و امیدوار که خواندن و آموختن باید در اختیار همگان باشد. بسیاری از آرزوهای دور و‌دراز فروغی به وقو‌ع پیوستند او که روزگاری در مدرسه میرزا یحی دولت آبادی - از مؤسسان نهادهای نوین آموزشی در ایران- تدریس می کرد، نیست تا ببیند از طعنه روزگار امروز باور مندان به دین یحی دولت آبادی از بیم جانشان باید در دانشگاه های مجازی آموزش ببینند. رویای فروغی چنان قدرتمند بود که حکومت اشغالگر اسلامی هم نتوانست جلوی تعبیر آنها را بگیرد. ✍ مهشید زمانی ————— -سپاس از امیر حکیمی عزیز که توجه مرا به رساله « اندیشه های دور ‌دراز» جلب کرد و خود درباره این رساله در کانال درخشان تلگرامی اش نوشته است: « شادروان فروغی در رسالۀ «اندیشۀ دور و دراز» آینده‌ای را ترسیم می‌کند که برای خود، و به چشم من، برای مردم و کشورش در آن زمان در رسیدن به آن آتیۀ علمی‌ـ‌تخیلی نقشی نه می‌بیند، نه می‌تواند متصور شود.» #تاریخ_ایران ⌛️ @nostalgiq

  • 📖 «سطحی‌ترین اظهارنظرها پیرامون داستان مدرن انگلیسی نیز ناگزیر از اعتراف به تأثیر ادبیات روس بر ما هستند و حالا که بحث روس‌ها به میان آمد، باید این نکته را هم متذکر شویم که هر نویسنده‌ای بخواهد در رمان‌نویسی به ادبیات روس نظر نداشته باشد، تنها اتلاف وقت کرده است. اگر به دنبال درک روح و قلب آدمی باشیم، چه جایی را سراغ داریم که عمیق تر از ادبیات روسیه این درک را در اختیارمان قرار دهد؟ اگر ما امروز از ماتریالیسم (ماده‌گرایی) خود به تنگ آمده‌ایم، اکثر قریب به اتفاق نویسندگان روس به شکلی طبیعی برای توجه به روح و روان انسان و روح‌گرایی احترام قائلند.» ✍🏼 ویرجینیا وولف 📕 مقاله «داستان مدرن» از کتاب «در جستجوی صدای زنان در ادبیات» | نشر عینک #تکه_متن 📚 @nostalgiq

  • 5 авг.14111из Thefilmzi

    مرلین مونرو ستاره‌ای که از قاب سینما بیرون می‌زند | نظر پنج منتقد مرلین مونرو با آن لبخند ماندگار، همواره میان بحث ستاره بودن و بازیگری جدی در نوسان بوده است. منتقدان در تحلیل آثار او به دیدگاه‌های متفاوتی رسیده‌اند. برخی مانند علیرضا بهنام، با اشاره به فیلم «جنگل آسفالت (The Asphalt Jungle)» ساخته‌ی جان هیوستون، توانایی او را در انتقال احساسات از طریق زبان بدن و فروپاشی شخصیت نشان می‌دهند. در مقابل، نگاهی متفاوت مانند دیدگاه فرزانه متین، بر جذابیت ظاهری او تأکید دارد و فیلم «خارش هفت‌ساله (The Seven Year Itch)» ساخته‌ی بیلی وایلدر را به دلیل طنز هوشمندانه و قاب‌های تاریخی، اثر برتر او می‌داند. عمر کوتاه ۳۶ ساله‌ی این ستاره، فرصت نمایش تمام ظرفیت‌های هنری او را نگرفت، اما میراث تصویری او همچنان در سینما زنده است. 🔍 مطالعه‌ی تحلیل کامل منتقدان 🆔 @Thefilmzi

  • 📜 ‏پرسید چگونه‌ای؟ گفت: چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک برتخته ای بمانند؟ گفتند: صعب باشد. گفت: حال من هم چنین است. تذکرة الاولیا عطار نیشابوری #ایرانیان #متون_کهن 🪞 @nostalgiq

  • 🎹 در زمان‌هایی خیلی دور... 📌 لالایی فیلم «هزارتوی پن» که مثل بیشتر لالایی‌ها رازآمیز و افسانه‌ای است. به یاد لالایی بچه رزمری... #شباهنگ 🎼 @nostalgiq

  • مستند ابرشهر پیر (1364) کارگردان: زنده یاد خسرو سینایی خلاصه فیلم: نقل قول زنده یاد خسرو سینایی در مورد مستند ابرشهر پیر: تاریخ نیشابور، تاریخی است که از آن هیچ خاطره تصویری وجود ندارد. وقتی فیلمی را بر مبنای تاریخ می سازیم، با کمبود منابع تصویری روبرو هستیم و من برای اینکه بتوانم راه حل این قضیه را پیدا کنم از نقاشی های مینیاتوری موضوعی استفاده کردم. البته می توانستم از یک تاریخ شناس بخواهم که درباره نیشابور صحبت کند، اما دوربین را به نیشابور بردم و گفتار و موسیقی برای آن انتخاب کردم، چون در آن زمان فکر کردم این راه خوبی برای انتقال اطلاعات است. به بهانه سالروز درگذشت خسرو سینایی

  • 4 авг.618824

    💎 من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم. تلخی‌ها و زهر هجری که چشیدم بارها مرا به این فکر انداخت که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود، شاید این‌طور نمی‌شد.» یکی از آشناترین عبارت‌های تاریخ ادبیات معاصر همین جملات آغازین رمان دایی جان ناپلئون  اثر ایرج پزشکزاد است. #نوستالژی 🎞 @nostalgiq

  • نام اثر: «منتقد هنری» ۱۹۵۵ نورمن راکول ( آمریکا، ۱۸۹۴ - ۱۹۷۸) #قاب_روز 🖼 @nostalgiq

Nostalgia — tgindex