- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 47
- 1/48двое суток
- 53
- 1/72трое суток
- 58
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📎 فایل کامل مقاله #یک_مقاله_یک_تلنگر #هوش_مصنوعی_در_آموزش https://t.me/somayerazban
#یک_مقاله_یک_تلنگر ❓ آیا دیدن پاسخ غلط دانشآموز کافی است، یا باید بفهمیم چطور به آن پاسخ رسیده؟ این مقاله را پیشنهاد میکنم بخوانید، چون سراغ یکی از سختترین بخشهای کار معلم میرود. تشخیص درست یا غلط بودن پاسخ آسانتر از فهمیدن منطق و تصوری است که پشت آن قرار دارد. این موضوع برای معلم و طراح آموزشی مهم است، چون بازخورد خوب از جایی شروع میشود که واقعاً بفهمیم دانشآموز چگونه فکر کرده است. 📄 عنوان مقاله: Collaboration with ChatGPT: Preservice Elementary Teachers Analyzing and Interpreting Student Responses ✍️ نویسندگان: Hui Jin، Dante Cisterna، David Owens و Brian Riordan، 2025 🔍 حرف اصلی مقاله چیست؟ نویسندگان نشان میدهند که هم دانشجومعلمان و هم ChatGPT اغلب پاسخ دانشآموز را از زاویه درست یا غلط بودن بررسی میکنند. اما فهمیدن ایده ناقص، برداشت شهودی یا مسیر فکری دانشآموز برای هر دو دشوارتر است. مقاله یادآوری میکند که تحلیل پاسخ دانشآموز فقط تصحیح آن نیست. معلم باید بتواند از دل یک پاسخ ناقص، سرنخی برای ادامه یادگیری پیدا کند. 🔗 لینک مقاله: https://doi.org/10.1186/s43031-025-00146-8 #تفکر_دانشآموز #بازخورد_آموزشی https://t.me/somayerazban
آمریکا ۲هزار گیمر رو بهخاطر تصمیمگیری سریع و عملکرد خوب تو شرایط پراسترس، برای برج مراقبت فرودگاهها استخدام کرد. @Khabariee
без подписи
با انتشار نتايج اخير آزمون پرلز دانش آموزان ايراني به لحاظ رتبه جزو آخرين كشورها بودند. اين اتفاق به نظر ما دلايلي مختلفي دارد كه از جمله ميتوان به بي معنا شدن كلان روايتي به نام درس خواندن، بيسوادي و كم سوادي معلمان قديمي و تفاوت عظيم سبك زندگي آنها با بچههاي دهه هشتادي، افت محتواي كتب درسي و كاربردي نبودن آنها، شكل گيري مافياي كنكور و تغذيه آنها از ترس دانش آموزان و عدم كيفيت مراكز تربيت معلم و در نهايت بحرانهاي رواني و اجتماعي همچون افزايش طلاق اشاره كرد. نگارنده تلاش كرده تا در اين يادداشت ضمن تشريح اين عوامل به ارائه چند راهكار جهت بهبود اين وضعيت بپردازد./ نوید کلهرودی منتشر شده در شماره ۱۳۶ ماهنگار دیدهبان امنیت ملی @Nedaye_siyasat
📈 گزارشی از زیست مجازی کودکان 🔹 کودکان ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری در فضای مجازی حضور دارند، اما نقش ابزارهای نظارت والدین در مدیریت این حضور همچنان بسیار کمرنگ است. بر اساس نتایج نخستین پیمایش ملی زیست مجازی کودکان و نوجوانان، ۷۵.۱ درصد کودکان ۶ تا ۱۵ سال از اینترنت استفاده میکنند و نزدیک به یکچهارم آنها نیز از فیلترشکن بهره میبرند. با وجود این، تنها حدود ۸ درصد والدین از ابزارهای کنترل والدین برای مدیریت فعالیت آنلاین فرزندان خود استفاده میکنند؛ این در حالی است که ۸۸ درصد آنها نسبت به مواجهه فرزندانشان با محتوای نامناسب ابراز نگرانی کردهاند. ❓به نظر شما، فاصله میان این میزان نگرانی والدین و استفاده اندک از ابزارهای نظارت، از کجا ناشی میشود؟ کمبود آگاهی، دشواری استفاده از این ابزارها، بیاعتمادی به آنها، یا عوامل دیگری در میان است؟ منبع: https://peivast.com/p/263984 https://t.me/somayerazban
امید، پذیرشِ عدم قطعیت است. نه اطمینان از اینکه همهچیز خوب پیش خواهد رفت.
شخصیت آدمها را نباید در زیباترین جملههایش جستوجو کرد، بلکه باید آن را در عادتهایش، انتخابهایش و الگوهای تکرارشوندهی زندگیاش دید. زیرا رفتار، زبانی است که ناخودآگاه با آن سخن میگوید.
📎 فایل کامل مقاله #یک_مقاله_یک_تلنگر #عدالت_آموزشی #هوش_مصنوعی_در_آموزش https://t.me/somayerazban
#یک_مقاله_یک_تلنگر ❓ آیا تمایز(Differentiation) در آموزش همیشه به نفع دانشآموز است؟ این مقاله را پیشنهاد میکنم بخوانید، چون سراغ موضوعی میرود که خیلی اوقات در بحثهای مربوط به هوش مصنوعی کمتر دیده میشود. وقتی یک ابزار بر اساس عملکرد قبلی دانشآموز برای او فعالیت طراحی میکند، ممکن است ناخواسته همان تصویر قبلی از توانایی او را تثبیت کند. برای معلم و طراح آموزشی، این هشدار مهمی است که شخصیسازی همیشه به معنای خلق فرصتهای تازه و عادلانه نیست. 📄 عنوان مقاله: Addressing the Dark Side of Differentiation: Bias and Micro-Streaming in Artificial Intelligence-Facilitated Lesson Planning ✍️ نویسنده: Jason Zagami، 2026 🔍 حرف اصلی مقاله چیست؟ نویسنده توضیح میدهد که ابزارهای هوش مصنوعی ممکن است برای دانشآموزانی که ضعیفتر تشخیص داده شدهاند، مدام فعالیتهای سادهتری تولید کنند. در نتیجه، دانشآموز به جای اینکه فرصت حرکت به سطحهای بالاتر را پیدا کند، در همان سطح قبلی نگه داشته میشود. مقاله این وضعیت را نوعی ریزگروهبندی میداند و یادآوری میکند که قضاوت معلم هنوز نقش تعیینکنندهای دارد. 🔗 لینک مقاله: https://doi.org/10.3390/info17010012 #عدالت_آموزشی #هوش_مصنوعی_در_آموزش https://t.me/somayerazban
آزادی یک فرایند دائمیِ بیدار شدن است. فرایند اینکه انسان کمکم بفهمد بسیاری از چیزهایی که طبیعی و بدیهی به نظر میرسند، ساختهی تاریخ، فرهنگ، قدرت و روابط انسانی هستند. بنابراین میتوان دربارهشان دوباره فکر کرد. فریره
عادت امنیت میآورد. اما زندگی همیشه مقداری بیثباتی هم نیاز دارد. اگر همه چیز آنقدر قابل پیشبینی باشد که دیگر هیچ ریسکی، هیچ تجربه تازهای و هیچ رشدی در آن نباشد، امنیت کمکم به زندان تبدیل میشود.
🔰 شفافیت در بازخورد، اخلاق گفتوگو بازخورد مبهم، یادگیرنده را در موقعیتی قرار میدهد که بیش از یادگیری، درگیر تفسیر قدرت میشود. او به جای آنکه به تجربه خود رجوع کند، میکوشد نیت کسی را کشف کند که حق قضاوت و نامگذاری را در اختیار دارد. در این وضعیت، رابطه آموزشی از گفتوگو فاصله میگیرد و به رابطهای تبدیل میشود که معنا از یک سو تولید و از سوی دیگر حدس زده میشود. پائولو فریره آموزش را کنشی گفتوگویی میدانست. گفتوگو زمانی شکل میگیرد که هر دو سوی رابطه بتوانند جهان را با هم نامگذاری کنند. بازخورد مبهم این امکان را از یادگیرنده میگیرد. او دیگر نمیتواند تجربه خود را بازشناسی کند، چون نمیداند دقیقاً چه چیزی دیده شده و چه چیزی پنهان مانده است. در نتیجه، به جای خواندن جهان، درگیر خواندن ذهن دیگری میشود. انرژی ذهن در چنین شرایطی صرف یادگیری نمیشود. صرف پر کردن خلأ معنا میشود. هر ابهام، میدان تازهای برای حدس، تردید و خودسانسوری میسازد. یادگیرنده آرامآرام میآموزد که به جای اندیشیدن درباره موضوع، نشانههای رضایت یا نارضایتی صاحب قدرت را تفسیر کند. به همین دلیل، شفافیت در بازخورد فقط یک مهارت ارتباطی نیست. بلکه کیفیت یک رابطه آموزشی را آشکار میکند. هر جا معنا از مسیر گفتوگو ساخته شود، یادگیرنده فرصت پیدا میکند جهان و خودش را با صدای خود نامگذاری کند. هر جا معنا در ابهام باقی بماند، وابستگی جای عاملیت را میگیرد و آموزش، توانایی خواندن جهان را از همان جایی محدود میکند که قرار بود آن را ممکن سازد. https://t.me/somayerazban
без подписи
امروز بیشتر نگاهش میکنم در این باغ کوچک چرا صدای تبر قطع نمیشود؟
من در اين آبادی، پی چیزی میگشتم: پی خوابی شايد، پی نوری، ریگی، لبخندی... - سهراب سپهری
🔰شانس به ذهن آماده روی میآورد لویی پاستور میگوید: در میدان مشاهده، شانس فقط به ذهن آماده روی میآورد. خیلی اوقات یک اتفاق مهم پیش چشم افراد زیادی رخ میدهد، اما فقط یک نفر اهمیت آن را تشخیص میدهد و می تواند آن را متفاوت تحلیل کند. بدیهی است که تفاوت در خود اتفاق نیست، در آمادگی ذهنی کسی است که آن را میبیند. ذهن آماده، ذهنی نیست که همه جواب ها را بداند. ذهنی است که مطالعه کرده، تجربههایش را جدی گرفته، سوال خوب دارد و به نشانههایی حساس شده است. چنین ذهنی وقتی با نتیجهای غیرمنتظره روبهرو میشود، آن را فقط یک خطا یا تصادف نمیداند. مکث میکند و میپرسد: «چرا؟» نظریه به ما نسخه آماده نمیدهند، اما نگاه ما را تربیت میکنند. کمک میکنند چیزهایی را ببینیم که شاید بارها مقابل چشممان بودهاند، اما معنای آنها را نفهمیدهایم. شانس ممکن است به سراغ همه بیاید، اما فقط ذهن آماده میتواند آن را به یک کشف، یک فهم تازه یا یک فرصت تبدیل کند. منبع: سخنرانی لویی پاستور در دانشگاه لیل، ۱۸۵۴ https://t.me/somayerazban
ما ماشینهای فکرکنندهای نیستیم که احساس هم داریم؛ ما موجودات احساسکنندهای هستیم که فکر هم میکنیم. از Antonio Damasio (عصبشناس پرتغالی-آمریکایی)
🔰وقتی قدرت، احساسات را هم مدیریت میکند یکی از شکلهای پنهان قدرت، تعیین کردن شیوهی ابراز احساسات دیگران است. بسیاری از گفتوگوها قبل از آنکه دربارهی ایدهها باشند، دربارهی این هستند که چه کسی حق دارد چگونه در گفتوگو حضور داشته باشد. قدرت، پیش از آنکه محتوای سخن را محدود کند، شکل بیان آن را تنظیم میکند. به بعضی صداها اجازه میدهد خشمگین باشند و بعضی دیگر را به آرام بودن دعوت میکند. اشک را از قلمرو عقلانیت بیرون میگذارد و این تصور را میسازد که اندیشه فقط با صدایی خنثی اعتبار پیدا میکند. احساس، مانع شناخت نیست. احساس، بخشی از شناخت است. خشم از مرزهای نقضشده خبر میدهد و اندوه از چیزی که برای انسان ارزش دارد. وقتی این تجربهها نامعتبر اعلام میشوند، بخشی از واقعیت هم از فرایند فهم حذف میشود. گفتوگوی برابر، زمانی شروع می شود که انسان برای شنیده شدن، مجبور نباشد بخشی از وجودش را پنهان کند. جامعهای که برای بعضی احساسات حق حضور قائل است و بعضی دیگر را نشانهی ضعف میداند، در واقع دربارهی ارزش انسانها هم داوری میکند. بنظرم کیفیت یک اجتماع را میتوان از این پرسش سنجید که چه کسانی میتوانند احساسات واقعیشان را آشکار کنند، بیآنکه اعتبار سخنشان زیر سوال برود و استدلالشان نادیده گرفته شود.
🔰 آموزش چگونه به اینجا رسید؟ در این تصویر، نسلهای آموزش و نقش مهارتهای بنیادین در عصر هوش مصنوعی را میبینیم https://t.me/somayerazban