tgindex
تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی

تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی

Статистика

مهدی الیاسی هستم، علاقه‌مند تاریخ اقتصاد | تحلیل‌گر صورت‌های مالی ارتباط با من: @elyasi_mehdi

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
13
Всего постов
30
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Экономика
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
2 896
+107 за 6 дн.
Сутки
+16
+0,56%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 516
30 постов
Вовлечённость
52,3%
к подписчикам
Постов в день
1,9
всего 30
Упоминаний
14
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
795
1/48двое суток
911
1/72трое суток
982

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.6733620

    🔷 فرمان فریدون به مردم برای بازگشت به نظام تقسیم کار و طبقه‌بندی مشاغل 🔹 فریدون پس از شکست دادن ضحاک و نابودی رژیم ضحاکی، در یکی از نخستین فرمان‌هایش در جایگاه پادشاه، از مردم خواست به نظام تقسیم کار و طبقه‌بندی مشاغل بازگردند. امری که ضحاک در دوران فرمانروایی‌اش آن را خدشه‌دار و آشفته کرده بود. 🔹 فردوسی، فرمان فریدون خطاب مردم را این گونه بازگو می‌کند: نباید که باشید با ساز جنگ نه زین گونه جوید کسی نام و ننگ سپاهی نباید که با پیشه‌ور به یک روی جویند هر دو هنر یکی کارورز و یکی گُرزدار سزاوار هر کس پدید است کار چو این کار آن جوید آن کار این پرآشوب گردد سراسر زمین شما دیر مانید و خرم بَوید به رامش سوی ورزش خود شوید @tarikh_eghtesaad1

  • 14 авг.2 78283135

    🔷 ضحاک؛ یک کمونیست انقلابی، علیه نظام طبقاتی جمشیدی | شاملو و کودتای فریدون! 🔹در شاهنامه یکی از اقدامات خردستیزانه، ضد تمدن و اهریمنی ضحاک این بود که در دوران حکمرانی‌اش، نظام چهارگانه طبقاتی دوران جمشید را از بین برد. این کار ضحاک موجب آشفتگی، انحطاط اجتماعی و ورشکستگی اقتصادی شده بود. از نخستین دستورهای فریدون پس از شکست دادن ضحاک، این بود که از ایرانیان خواست به همان چهار طبقه دوران جمشید بازگردند. 🔹 اما در روایت جریان روشنفکری توده‌ای/مارکسیستی، ضحاک یک نیروی انقلابی طرفدار نظام اشتراکی، قلمداد می‌شود. ضحاک، رهبری انقلاب کمونیستی علیه نظام طبقاتی جمشیدی را برعهده گرفت و آن را به پیروزی رساند. ضحاک پس از پیروزی، در نخستین اقدام انقلابی، نظام طبقاتی را ملغی کرد. 🔹 روایت توده‌ای/مارکسیستی می‌گوید فردوسی و خدای‌نامه‌های ساسانی، تعمدا یک چهره به شدت زشت، خونخوار و بیدادگر از ضحاک ترسیم کردند تا این جنبش ضد نظام طبفاتی را کاملا بد نام و سرکوبش را توجیه کنند. 🔹 احمد شاملو در سال ۱۹۹۰ میلادی در یک سخنرانی در دانشگاه برکلی گفته بود: ضحاک بیچاره، یک انقلابی بود که فریدون علیه او کودتا کرد! @tarikh_eghtesaad1

  • 13 авг.5065316из iranpazhohi

    شریعتی و سروش؛ جفنگیات در تنگی قافیه و بسکوات در سنت قصه «روشنفکری دینی» که از برکات انقلاب است در این دیار، حکایت کشدار و ملال‌آوری گ از تلاش بیهوده برای بخیه زدن آسمانِ سنت به ریسمانِ مدرنیته است. وقتی با ارجاع به عقل یک فاصله‌گذاری به کارنامه چهره‌هایی چون علی شریعتی و عبدالکریم سروش نگاه می‌کنیم، توهمات یک دوران تاریخی با تمام تناقض‌هایش بیرون می‌زند. شریعتی، آن آخوند فرنگ رفته، با کراوات و سیگار ژیتان در حسینیه ارشاد معرکه‌ای به پا کرد که دودش هنوز به چشم این ولایت می‌رود. او با نثر مطنطن و رمانتیک خود، یک ذهنیت جهادی خطرناک را در زرورق جامعه‌شناسی و ادبیات چپ مارکسیستی پیچید و به خورد نسلی داد که تشنه قهرمان‌بازی بود. مخاطب آرمانی او، در واقع همان بچه شیعه شیرین عقل بود که خیال می‌کرد می‌تواند با یک دست کتاب سارتر و فانون را ورق بزند و با دست دیگر شمشیر ابوذر را در هوا بچرخاند؛ غافل از اینکه این معجون هلاهل، در نهایت نه به آزادی و توسعه، که تولید تمامیت خواه لوده می‌انجامد که حتی به کاریکاتورهای تاریخی خودش هم رحم نمی‌کند و در خیابان‌ها نعره می‌کشد. بعد از فروکش کردن آن تب و لرزهای چریکی و آرمان‌گرایانه، نوبت به عبدالکریم سروش رسید تا با قبض و بسط‌های بی‌پایانش، همان ماشین فرسوده ایدئولوژی را در گل‌ولای معرفت‌شناسی به بکسوات بیندازد. سروش و هم‌مسلکانش، با تمام ادعاهای پوپری، لیبرال‌مآبانه و بازی با کلمات فلسفه علم، در نهایتِ امر همان بچه‌های شیخ فضل الله هستند که فقط عبا و عمامه را با کت و شلوار و کرسی‌های دانشگاهی تاخت زده‌اند. البته عینک هم می‌زنند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا ناسازگاری‌های ذاتی یک سیستم بسته و مجهول را با کلمات پرطمطراق ماست‌مالی کنند، اما در این چرخشِ درجا، هیچ راهی به سوی جهان آزاد باز نمی‌شود. هر دوی این جریان‌ها ـ چه آن‌که با شورش و خون پیوند خورد و چه این‌که در لابه‌لای متون عرفانی و معرفت‌شناختی در زیر پتو پنهان شد ـ در هسته مرکزی خود به تجدد ستیز هستند. وانگهی، این قسم تلاش‌ها برای اختراع چرخِ «اسلامِ دموکراتیک»، به طرز غم‌انگیزی محصول عقب مانده‌های فکری است؛ دلیلش هم سهل و ممتنع است، سپهر دین جای بزذگ‌تر از سپهر سیاست است و کارایی‌اش هم چیز دیگری است. واقعیت تلخ این جماعت شیرین عقل این است که هرجا قافیه تمدن مدرن به ایشان تنگ می‌آید و پای نقد و عقل خودبنیاد به میان کشیده می‌شود، نقاب تساهل و روشنفکریِ این آقایان فرو می‌افتد و با چنگال و خنج به جان عقلانیت عرفی می‌افتند تا مبادا تَرَکی بر آن اتوپیای مقدس و ذهنی‌شان وارد شود. پاینده ایران

  • 13 авг.2 0883855

    #شاهنامه‌خوانی 🔷 جمشید شاه، بنیان‌گذار طبقه‌بندی مشاغل و نظام طبقاتی 🔹 در شاهنامه، یکی از اقدامات خردمندانه جمشید شاه، در مسیر تمدن‌سازی، پایه‌گذاری ساختار نخستین ِ طبقه‌بندی مشاغل، نظام طبقاتی و زیست اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر طبقات بود. طبقات چهارگانه‌ای که جمشید، بنیان گذاشت عبارت بودند از  کاتوزیان،  نیساریان، نسودی و اهنوخوشی. 🔹 جمشید شاه، طبقه نخست را کاتوزی نامید و گفت که در کوه‌ها و غارها نیایش کنند. طبقه دوم را نیساری خواند و گفت امور نظامی و سپاهی‌گری بیاموزند. طبقه سوم را نسودی نامید و دستور داد کشاورزی کنند. طبقه چهارم را اهنوخوشی لقب داد و گفت به صنعت و انواع حرفه‌ها بپردازند. کاتوزیان (موبدان): گروهی که کاتوزیان خوانی‌اش به رسم پرستندگان دانی‌اش جدا کردشان از میان گروه پرستنده را جایگه کرد کوه بدان تا پرستش بود کارشان نوان پیش روشن جهاندارشان نیساریان (ارتشیان): صفی بر دگر دست بنشاندند همی نام نیساریان خواندند کجا شیر مردان جنگ آورند فروزندهٔ لشکر و کشورند کز ایشان بود تخت شاهی به جای و ز ایشان بود نام مردی به پای بسودی (کشاورزان): بسودی، سه دیگر گره را شناس کجا نیست از کس بر ایشان سپاس بکارند و ورزند و خود بِدروَند به گاه خورش، سرزنش نشنوند ز فرمان، تن‌آزاده و ژنده‌پوش ز آواز پیغاره، آسوده گوش تن آزاد و آباد گیتی بر اوی بر آسوده از داور و گفتگوی اهتوخوشی (صنعتگران) چهارم که خوانند اهتوخوشی همان دست‌ورزان ابا سرکشی کجا کارشان همگنان پیشه بود روان‌شان همیشه پر اندیشه بود @tarikh_eghtesaad1

  • 13 авг.15361удалён 14 авг.

    🔷 دونالد ترامپ: پیروزی تجارت ِ نخست آمریکا ترامپ در شبکه‌ اجتماعی‌اش نوشت: «امروز در دادگاه تجارت بین‌المللی ایالات متحده، در مورد یکی از نفرت‌انگیزترین روزنه‌های قانونی در سیاست تجاری آمریکا، یک پیروزی بزرگ به دست آوردیم؛ یعنی معافیت موسوم به «دِ مینیمیس» (de minimis). سال‌ها، فرستندگان خارجی می‌توانستند بسته‌هایی به ارزش حداکثر ۸۰۰ دلار را بدون پرداخت عوارض گمرکی، بدون تعرفه و با نظارت و بازرسی بسیار کمتر وارد کشور ما کنند. این مقررات به یک روزنه بزرگ برای فرار از پرداخت تعرفه‌ها تبدیل شد؛ و همچنین به مجرای انتقالی تبدیل شد که قاچاقچیان فنتانیل، جاعلان و دیگر مجرمان از آن برای ارسال کالاهای خطرناک و غیرقانونی به داخل آمریکا استفاده می‌کردند. ارقام تکان‌دهنده بود. فقط در سال ۲۰۲۴، معافیت de minimis حدود ۱۰.۸ میلیارد دلار از درآمد تعرفه‌ای خارجی را از آمریکا دریغ کرد و سهم قابل‌توجهی از کشفیات مواد مخدر و کالاهای تقلبی نیز از طریق همین کانال de minimis وارد کشور شده بود. بنابراین، ما آن را بستیم. با یک ضربه از قلم قدرتمند خودم ــ بدون استفاده از دستگاه امضای خودکار (AUTOPEN)!!! ــ به این بخشش مضحک پایان دادیم و کالاهای خارجی را وادار کردیم که طبق قوانین عمل کنند. واردکنندگان از ما شکایت کردند. امروز آنها شکست خوردند. دادگاه حکم داد که رئیس‌جمهور از اختیار قانونی لازم برای لغو این به‌اصطلاح «امتیاز» برخوردار بوده است. اکنون آمریکا امن‌تر است، از کارگران ما بهتر محافظت می‌شود و میلیاردها دلار درآمد تعرفه‌ای که پیش‌تر از طریق این روزنه از دست می‌رفت، می‌تواند به جای آن برای تأمین هزینه‌های ارتش قدرتمند ما، کاهش مالیات، عدم اخذ مالیات از انعام‌ها و عدم اخذ مالیات از تأمین اجتماعی به کار رود. تجارت نخست آمریکا ــ و اجرای قانون نخست آمریکا! رئیس‌جمهور دونالد جی. ترامپ» @tarikh_eghtesaad1

  • 12 авг.3 1329948

    🔷 نکته جالبی که یاسر جبرائیلی یادآوری کرد #حقوق_مالکیت #حکومت_قانون @tarikh_eghtesaad1

  • 12 авг.8387339из ContemporaryhistoryofIran1400

    فیلمی تاریخی از افتتاح بزرگترین کارخانه ذوب آهن غرب آسیا و خاورمیانه در اصفهان توسط محمدرضا شاه و  آلکسی کاسیگین، رییس شورای وزرای شوروی ( نخست‌وزیر ) که برای حضور در مراسم گشایش و افتتاح کارخانهٔ ذوب‌آهن اصفهان  همراه دخترش به ایران آماده بود.  ۲۳ اسفند ۱۳۵۱ در دهه 40، به دستور محمدرضاشاه دو قرارداد مهم اقتصادی و نظامی میان ایران و شوروی به امضا رسید. در قرارداد اقتصادی که در دی ماه ۱۳۴۴ امضا شد، ایران متعهد گردید که از سال ۱۳۴٩ گاز طبیعی به ارزش بیش از ۶۰۰ میلیون دلار در اختیار شوروی قرار دهد.. و در عوض شوروی به ساختن اولین کارخانه بزرگ ذوب‌آهن در اصفهان، یک کارخانه تراشکاری ابزار ماشین‌آلات در شیراز، و یک خط لوله گاز از شمال ایران به قفقاز بپردازد. در قرارداد نظامی که از بهمن ۱۳۴۵ آغاز شد، مسکو موافقت کرد در مقابل گاز طبیعی ایران، سلاح‌های سبک به ارزش حدود ۱۱۰ میلیون دلار در اختیار ایران بگذارد. متأسفانه امروزه ، روسیه به بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی در جهان و ایران به دلیل ناکارآمدی و سومدیریت تبدیل به واردکننده گاز تبدیل شده است #تاریخ_معاصرایران 👇👇👇 📚https://t.me/+F_UAApSmgJM5Njk0

  • 12 авг.7535632из ContemporaryhistoryofIran1400

    فیلمی تاریخی از سخنرانی محمدرضا شاه در روز افتتاحیه و در جمع کارکنان و مدیران ذوب آهن .. شاه : « امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. پدر من هم دست به ایجاد کارخانه ذوب آهن زده بود، ولی جنگ بین المللی دوم و آثار آن این امر را متوقف کرد تا اینکه رستاخیز ملت ایران در ۱۳۳۲ ایران را از مهلکه حتمی نجات داد و اجازه داد که در ششم بهمن ۱۳۴۱ با انقلاب همه جانبه و ملی ایران دو مرتبه ایران به سرنوشت خود مسلط شود و راه استقرار سیاست مستقل ملی خود را پیدا کند، کما اینکه دیدیم بعد از بهمن ۱۳۴۱ ایران توانست به آرزوی دیرینه خود که داشتن صنعت مادر ذوب آهن بود نایل بشود. بعد از آن بود که توانستیم به مظاهر ارتجاع و عقب ماندگی و عدم تساوی افراد و از بین بردن استثمار فرد به وسیله فرد و سوءاستفاده باز بعضی افراد از ثروت‌های طبیعی مملکت و هر مظهری در جامعه که امتیازات بیهوده‌ای به یک طبقه‌ای بر طبقه دیگر می‌داد خاتمه بدهیم. و ثروت‌های ملی مثل جنگل‌ها و مراتع و معادن بزرگ و ذخایر آب ملی شد،» #تاریخ_معاصرایران 👇👇👇 📚https://t.me/+F_UAApSmgJM5Njk0

  • без подписи

  • без подписи

  • 12 авг.8954735

    🔷 ببینید| گشایش شرکت ذوب آهن اصفهان در تاریخ ۲۵ اسفند سال ۱۳۵۱ خورشیدی | سخنرانی مهم شاه در مراسم @tarikh_eghtesaad1

  • 11 авг.3924721из Garajetadayoni

    «عطش فولاد» تأسیس ذوب‌آهن در ایران در کشاکش میان آمریکا و شوروی در آغاز دهۀ ۱۳۴۰ ایران عطش توسعه داشت و یکی از کمبودهای اصلی‌ش برای توسعه آهن و فولاد بود. اما شاه و دولتمردان اقتصادی فهمیده بودند آمریکایی‌ها تمایلی به کمک به این در این زمینه ندارند ــ حتی حاضر به کارشکنی هم بودند. ایران روی نقشۀ ژئوپولتیک در جبهۀ غرب بود و طبعاً برای ساخت کارخونۀ ذوب‌آهن و فولاد به متحدان غربی مراجعه می‌کرد. اما آمریکایی‌ها نه تنها پای معامله نمی‌اومدند، بلکه می‌کوشیدند ایران رو از ورود به این صنعت منصرف کنند. ایران وقتی دید آمریکایی‌ها کمک نمی‌کنند، تلاش کرد از بانک جهانی کمک بگیره، اما گویا آمریکا بانک جهانی رو هم از کمک به ایران بازداشت. اواخر حکومت رضاشاه ایران با کمپانی آلمانیِ «کروپ»، اون زمان بزرگ‌ترین تولیدکنندۀ فولاد در جهان، به توافق رسید تا یک کارخونۀ ذوب‌آهن در کرج با ظرفیت تولید سالانه پنجاه هزار تن بسازه. از بد روزگار جنگ جهانی درگرفت و کارخونه نیمه‌کاره ‌موند. متفقین تجهیزات کارخونه رو در راه ایران توقیف کردند. (بقایای ساختمان نیمه‌کارۀ این کارخانه هنوز در کرج هست.) وقتی عالیخانی در اواخر ۱۳۴۱ به عنوان وزیر اقتصاد وارد کابینۀ اسدالله علم شد، مصمم بود یک کارخونۀ ذوب‌آهن با ظرفیت اولیۀ سالانه ۵۰۰ هزار تن تأسیس کنه. با توجه به عدم همکاری آمریکا و سابقۀ همکاری با شرکت کروپ، قرار شد مدیر شرکت کروپ به ایران بیاد تا توافقی شکل بگیره. اما مدیر کروپ ۲۴ ساعت قبل از پرواز به تهران سفرش رو کنسل کرد. علیقلی اردلان، سفیر ایران در آلمان، فهمید بازم کار آمریکایی‌هاست و مدیر کروپ رو از سفر به ایران منصرف کرده بودند. شاه به این جمع‎‌بندی رسید برای ساخت ذوب‌آهن از شوروی کمک بگیرد ــ چیزی که می‌تونست آمریکا رو خشمگین و بیمناک کنه. پروژۀ سختی در پیش بود. همه می‌دونستند که چنین ایده‌ای به این آسونی‌ها سر نمی‌گیرد. از طرفی شاه هرگز نمی‌خواست خودش شخصاً از شوروی درخواست کمک کنه (بعید نبود خبرش به گوش آمریکایی‌ها برسه). خرداد ۴۴ شاه به شوروی سفر کرد؛ اون زمان خروشچِف، جانشین استالین، تازه از قدرت کنار رفته بود و برژنف مرد شمارۀ یک شوروی شده بود. شوروی که مشتاق بود به هر قیمتی در ایرانِ متحدِ آمریکا جای پایی باز کنه، آماده بود به خواسته‌های ایرانی‌ها تن بده. مقامات پایین‌تر هماهنگ کردند تا خود برژنف به شاه پیشنهاد بده دولت شوروی در زمینۀ آهن و فولاد به ایران کمک کنه. شاه هم بدون اینکه خوشحالی‌ش رو بروز بده، پاسخ داد: "بررسی می‌کنیم". اما نیاز به بررسی نبود، ایران مشتاق و آماده بود. سریع یه هیئت مذاکره‌کننده در وزارت اقتصاد شروع به کار کرد. اما نه به این راحتی! حدود پونزده نفر با وسواس برای این مذاکرات تعیین شدند. سوابق همه‌شون از جهت امنیتی کامل بررسی شد و موظف شدند با نهایت رازداری در مذاکرات شرکت کنند. در طول مذاکرات ــ که یک ماه طول کشید ــ محل کار و خطوط تلفنشون دقیق کنترل می‌شد تا اطلاع دربارۀ مذاکرۀ ایران و شوروی درز نکند. اما قرارداد احداث ذوب‌آهن، ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز در آستانۀ انعقاد بود که گویا مِیِر (Armin H. Meyer) سفیر آمریکا در ایران، بو برد مذاکراتی در وزارت اقتصاد جریان داره. با معاون وزیر اقتصاد، محمد یگانه، تماس گرفت و به مهمونی شام دعوتش کرد تا اگر خبریه، از زیر زبونش بکشه. یگانه قبل از پاسخ دادن به سفیر با عالیخانی مشورت کرد. از این لحظه شطرنجی سرعتی بین وزارت اقتصاد و سفیر آمریکا درگرفت. یگانه، عالیخانی (وزیر اقتصاد) و اصفیاء (رئیس سازمان برنامه) که در مذاکرات نقش داشتند، به مهمونی سفیر رفتند. اما دو ساعت قبلش قرارداد با شوروری رو امضا کردند و خبرش رو به روزنامه‌ها دادند. کار تمام بود! در مهمونی، عالیخانی به سفیر می‌گه با شوروی برای ساخت ذوب‌آهن قرارداد بستیم. رنگ از رخسار سفیر می‌ره! اما عالیخانی از موضع طلبکار به سفیر می‌گه: «ما که اول از شما خیلی کمک خواستیم، خودتون کمک نکردید!» این اتفاق تغییر بزرگی در مناسبات تجاری ایران ایجاد کرد. تقریباً همۀ دولت‌های غربی فهمیدند ایران مصمم به توسعه‌ست... و از اون به بعد، به تعبیر عامیانه، برای همکاری با ایران ناز نمی‌کردند، چون می‌دونستند خطر بزرگ‌تر اینه که شوروی یا یکی دیگه از اعضای بلوک شرق جاشون رو بگیره. در این صورت، هم یه معاملۀ خوب رو از دست می‌دادند و هم بازار ایران رو می‌باختند. رفتار غربی‌ها از اون پس عوض شد. به این ترتیب، سیاست موازنه بین شرق و غرب که می‌تونست بسیار خطرناک باشه، با موفقیت انجام شد. شاه — که معمار این سیاست بود — به غرب فهموند ایران برای توسعه اولویت قائله و پیشرفتش رو فدای جنگ سرد نمی‌کنه. بازی با کارت شوروی — البته بدون زیاده‌روی سیاسی— باعث شد آمریکا دست‌ودل‌بازتر بشه و بفهمه برای حفظ متحدش باید با دلش راه بیاد. و البته شوروی هم فهمید، باید دست از مطامع سیاسی‌ش در مورد ایران برداره و به همکاری دوستانه و غیرمغرضانه روی بیاره. بهترین راه برای کشورهایی مانند ایران هم همینه: بهره‌گیری از تضاد منافع قدرت‌ها در جهت کسب منافع ملی حداکثری. پی‌نوشت: مهم‎ترین نکات این نوشته را در گوشه‌وکنار کتاب خاطرات محمد یگانه یافته‌ام. #شاهد تاریخی @Garajetadayoni | گاراژ

  • 11 авг.3 45765149

    🔷 ببینید| اعتراف غلامحسین ساعدی به ارتباط با سازمان چریک‌های فدایی خلق برای ترور محمدصادق فاتح در سال ۱۳۵۳ 🔹 در ۲۰ امرداد سال ۱۳۵۳ تروریست‌های موسوم به چریک‌های فدایی خلق در ادامه فعالیت‌های تروریستی خود، محمدصادق فاتح یزدی، کارآفرین برجسته ایرانی را به قتل رساندند. @tarikh_eghtesaad1

  • 11 авг.1 5077653

    🔷 سالروز ترور یک کارآفرین توسط سازمان تروریستی چریک‌های فدایی خلق 🔹 در ۲۰ امرداد سال ۱۳۵۳ اوباش موسوم به چریک‌های فدایی خلق در ادامه فعالیت‌های تروریستی خود، محمدصادق فاتح یزدی را به قتل رساندند. 🔹 محمدصادق فاتح یزدی از بزرگ‌ترین کارخانه‌داران و کارآفرینان ایران در سال‌های پیش از ۵۷ بود. او پدیدآورندهٔ جهانشهر و محله‌های مختلفی در کرج و بنیان‌گذار کارخانه‌های بسیاری چون جهان‌چیت در گروه صنعتی جهان بود. از او به عنوان بنیانگذار کرج نوین نام برده می‌شود. فعالیت‌های او در پنج حوزه اقتصادی، اجتماعی، شهری، خدماتی و زیست‌محیطی شایان توجه است. @tarikh_eghtesaad1

  • 11 авг.1 49310539

    🔷 توجیه شیادی علی شریعتی ✍ موسی غنی‌نژاد شیاد نامیدن علی شریعتی آنهم با شواهد و دلایل روشن، به جای پاسخ‌گویی مستدل، هجمه گسترده‌ای را از سوی طرفداران وی بر انگیخت که عمدتاً ناظر بر توجیه شیادی وی بود. برای این توجیه نه تنها به طور سبک‌سرانه به افلاتون و سقراط بلک به نیچه و حتی خاله‌ای در زیدآباد متوسل شدند تا ثابت کنند کار او به رغم آن دلایل و شواهد شیادی نبوده است. البته در صدر این هجمه یک به اصطلاح فیلسوف روشنفکری دینی قرار داشت که در نوشته‌ای آکنده از خشم و هتاکیِ بی پرده، شهرت خود را از دباغی به خیاطی ارتقاء داده بود و باری دیگر بر قصد خود بر دوختن زبان آزادی‌خواهان تاکید می‌ورزید. بگذریم از اینکه شریعتی فیلسوفان را پفیوزان تاریخ می‌دانست! به هر حال، این دست‌پاچگی و شتابزدگی در توجیه شیادی علی شریعتی را از سوی طرفداران وی چگونه می‌توان توضیح داد؟ به نظر می‌رسد پذیرفتن شیادی علی شریعتی برای کسانی که حداقل روزگاری طرفدار وی بوده‌اند آن‌چنان برای وجدانشان سنگین است که هرگز زیر بار آن نخواهند رفت، چراکه پذیرفتن چنین حقیقتی به این معنی است که همه یا بخشی از عمرعزیز خود را در دنیایی دروغین به هدر داده‌اند و بازیچه مغالطه‌های یک شیاد بوده‌اند. #شیاد #شریعتی #سروش #موسی_غنی‌نژاد #پفیوزان_تاریخ #خاله‌ای_در_زیدآباد @tarikh_eghtesaad1

  • 8 авг.1 4794517

    🔷 بساط فروش شمشیر و سپر در واپسین سال‌‌های دوران قاجار در تهران @tarikh_eghtesaad1

  • 8 авг.1 4914616

    🔷 ابوالحسن ابتهاج، تنها ایرانی که در کنفرانس برتون وودز شرکت کرد 🔹 کنفرانس برتون وودز در جولای ۱۹۴۴ (تیر ماه ۱۳۲۳ خورشیدی) با مشارکت نمایندگانی از  ۴۴ دولت در نیوهمپشایر آمریکا برگزار شد تا نظمی تازه به جهان پس از جنگ جهانی دوم ببخشند. جنگی که پایان آن قریب الوقوع می‌نمود. انتخاب دلار آمریکا به عنوان ارز اصلی جهان در مبادلات جهانی و همچنین تاسیس صندوق بین‌المللی پول از نتایج و پیامدهای کنفرانس برتون وودز بود. 🔹محمد ساعد (نخست وزیرِ وقت ایران در سال ۱۳۲۳ خورشیدی) به ابوالحسن ابتهاج، تکنوکرات نام‌آشنا که فعالیت‌ در بانک رهنی (ریاست ۱۳۱۹–۱۳۲۱)، بانک ملی (معاونت ۱۳۱۷–۱۳۱۹، ریاست ۱۳۲۱–۱۳۲۹) و سازمان برنامه (۱۳۳۳–۱۳۳۷) جزو پیشینه کوشش‌های اوست، ماموریت داد در کنفرانس برتون وودز شرکت کند و در ضمن، با وزیر امورخارجه آمریکا در مورد فعالیت‌های آرتور میلسپوی آمریکایی مذاکراتی را انجام دهد. ابتهاج به‌عنوان تنها ایرانی در کنفرانس برتون وودز شرکت کرد و در مذاکرات این کنفرانس، فعالانه مشارکت داشت. @tarikh_eghtesaad1

  • 7 авг.1 9164144

    🔷 دفاع احسان طبری از واگذاری نفت شمال به شوروی/ برپایی دکل استخراج نفت روس‌ها در شیرگاه و سوادکوه/ خروج جلال آل‌احمد از صفوف تظاهرات حزب توده ✍ مهدی الیاسی 🔹 حضور استعماری انگلستان و روسیه در ایران در چارچوب ایده موازنه مثبت صورت می‌گرفت. بر اساس قرارداد دارسی، امتیاز استخراج و بهره‌برداری از نفت در سراسر ایران به استثنای ایالات شمالی شامل گیلان، مازندران، گرگان، خراسان و آذربایجان برای مدت ۶۰ سال به انگلیسی‌ها واگذار شده بود. روسیه که این قرارداد را مغایر با موازنه مثبت می‌دانست در صدد دستیابی به امتیاز نفت شمال برآمد. 🔹 پس از ورود ارتش شوروی به کشور در جریان جنگ جهانی دوم، شوروی خود را در آستانه دستیابی به امتیاز  نفت شمال می‌دید. ماموران شوروی در ایران اشغال شده پس از شهریور بیست تا آنجا پیش رفتند که حتی در کنار راه تهران به ساری، در نزدیکی شیرگاه، دکل آزمایشی به قصد اکتشاف نفت بر پا کردند و زمین‌شناسان شوروی مشغول به کار شدند.  🔹 استالین برنامه‌های گسترده‌ای برای صنعتی کردن شوروی در ذهن داشت، از این رو دستیابی به منابع انرژی، از جمله نفت شمال ایران را مهم و حیاتی می‌دانست. 🔹 حزب توده به مثابه سمپات و پیاده نظام شوروی، به سرعت و با تمام توان و امکانات تشکیلاتی و رسانه‌ای پای کار آمد و علیه دولت ساعد و در دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی، وارد میدان شد. 🔹 فعالان توده‌ای، در رسانه‌ها و تجمعات حزب توده، استدلال‌های گوناگونی در دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی، مطرح می‌کردند. یکی از استدلال‌های نویسندگان و سخنرانان توده‌ای این بود که ورود شوروی به صنعت نفت ایران از لحاظ اقتصادی و سیاسی، مفید است و محیط ایران را دموکراتیزه می‌کند! 🔹 معروف‌ترین و پر سر و صداترین مقاله در دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی را احسان طبری، که به عنوان یک شخصیت تئوریک و ایدئولوگ در حزب توده شناخته می‌شد، نگاشت. 🔹 طبری در زمستان سال ۱۳۲۳ پس از مشورت و هماهنگی با اعضای ارشد حزب توده، در مقاله‌ای که در روزنامه مردم (از نشریات حزب توده) منتشر شد به صراحت به دفاع از  واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی پرداخت. 🔹 وی در این مقاله واگذاری نفت شمال به شوروی را برای تدوام سیاست موازنه مثبت، ضروری ارزیابی کرده و ورود شوروی به ایران را موجب تسهیل تکامل و ترقی ایران دانسته بود. طبری همچنین حضور شوروی در ایران را در راستای انترناسیونالیسم پرولتری می‌دانست. 🔹 حزب توده همچنین در تهران، تظاهراتی را در دفاع از واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی برگزار کرد. تظاهر کنندگان توده‌ای در مسیر حرکت به سد نظامیان دولت وقت ایران (دولت ساعد) برخورد کردند. در این هنگام کامیون‌های حامل سربازان شوروی در حمایت از تظاهر کنندگان در صحنه حاضر شدند. 🔹 این اتفاق بر بسیاری از افراد عضو حزب توده که تا آن موقع تصور می‌کردند عضو حزبی میهن‌دوست هستند، تاثیر منفی گذاشت. برخی اعضا با دیدن سربازان روسی، از صفوف تظاهرات خارج شدند. از جمله جلال آل‌احمد که در آن ایام بسیار جوان بود و به عنوان مامور انتظامات در تظاهرات حزب توده شرکت داشت، بازو بند خود را باز کرد و از صفوف تظاهرات حزب توده، خارج شد. @tarikh_eghtesaad1

  • 6 авг.8913018из SasanAghaei

    ✍🏼 مشروطه‌خواهان چه می‌خواستند و چه نمی‌خواستند؟ 📜 #تاریخ_نگاری سال‌روز مشروطیت شکوهمند ایرانی یادآور چیزهایی‌ست که مشروطه‌خواهان راستین ایران از یک قرن پیش از صدور فرمان مشروطه در پی آن بودند، چیزهایی که می‌خواستند و آن‌چه نمی‌خواستند: ▫️ مشروعه نمی‌خواستند، ▫️ دموکراسی نمی‌خواستند، ▫️ تضعیف قدرت پادشاه را نمی‌خواستند، ▫️ هرج و مرج دیوانی و سیاسی را نمی‌خواستند، ▫️ ایران ضعیف و ناتوان در برابر نفوذ قدرت‌های خارجی را نمی‌خواستند، ▫️ مردمان عقب‌نگاه‌داشته و اقتصاد نابه‌سامان و اجتماع فروپاشیده نمی‌خواستند. تجددگرایی ایرانی با مشروطیت، پیش از هر چیز در پی این‌ها بود: 🔹 احیای سیاسی و اقتصادی دولت-ملت ایران و اعاده‌ی استقلال ملی، 🔹 احیای اقتدار دولت عَلِیَّه ایران و به زیر کشیده شدن مزدوران خارجی سربرآورده در هر گوشه‌ی مملکت، 🔹 پی‌ریزی نظم و قانون و دیوانی که قادر به اجرای آن باشد، 🔹 پی‌ریزی یک برنامه‌ی مدون نوسازی زیرساختی ایران و بازسازی اقتصادی آن و ساختاری که متعهد به آن باشد، آن‌چه تجددگرایی ایرانی در آرزویش بود، البته با یک فرمان چند خطی مظفرالدین شاه هرگز پدید نیامد، بدتر آن‌که مشروطه با نفوذ بنیادگرایان و یاغیان، همان ساختار نیم‌بند دولت تهران را نیز از هم گسیخت و بد از بدتر شد و در جنگ جهانی نخست، ایران تجربه‌ی مهلکی را از سر گذراند. آن‌که ایران را در آن دره‌ی تاریکی نجات داد و ایران بر شانه‌هایش ایستاد، یک تن بود که قلندری گمنام از آلاشت بود اما آرزوهای بزرگی برای مملکتش در سر داشت و به زودی، به سردار سپه مشهور شد. رضاشاه، میوه‌ی فکر و نبوغ تجددگرایی ایران بود که از یک قرن پیش در آرزوی فرمانده‌ای جز او در تقلا می‌بود و تلاشش بی‌فرجام بود. هر آن‌چه جنبش مشروطیت می‌خواست را رضاشاه دنبال کرد و به نتیجه رساند و پر بیراه نبود که مشروطه‌خواهان راستین، در کنار او ایستادند و به فرمان او درآمدند تا ایران، دوباره ایران شود. یاد باد کوشش آن مردان و زنان نیک‌اندیشِ ایران‌خواه که ایران، معبدشان بود! ↙️ واژه‌ی "دولت «عَلِیَّه ایران" به مفهوم دولت عالی‌مرتبه/ شکوهمند/والاجاه ایران، از واژگان مشهور عصر قاجاری و مشروطیت است. با عَلیه اشتباه گرفته نشود! ✔️ @SasanAghaei 📌 در مدبویز بشنوید: 📻 اپیزود ۴۹: عقل ایران (کست‌باکس | تلگرام) 📻 اپیزود ۵۰: خط‌شکنان فرهنگ (کست‌باکس | تلگرام) 📻 اپیزود ۶۹: در تقلای کنستیتوسیون (کست‌باکس | تلگرام)

  • 6 авг.1 1483817

    #شاهنامه‌خوانی 🔷 فریدون و انتقال پایتخت از بیت المقدس به مازندران و منطقه تمیشه و زآن پس فریدون به گرد جهان بگردید و دید آشکار و نهان هر آن چیز کز راه بیداد دید هر آن بوم و بر کآن نه آباد دید به نیکی ببست از همه دست بد چنانک از ره هوشیاران سِزد بیاراست گیتی بسان بهشت به جای گیا سرو گلبن بکشت از آمل گذر سوی تمیشه کرد نشست اندر آن نامور، بیشه کرد کجا کز جهان گوش خوانی همی جز این نیز نامش ندانی همی @tarikh_eghtesaad1