تفکر
Статистикаروشنگری را فراموش نکنید. شعار روشنگری به قول کانت از این قرار است که “در به کار گیری فهم خود شهامت داشته باشیم.” هدف از ایجاد این کانال هم، همین روشنگری و روشنفکری است. رواج بدهید این مکتب عالمگیر را... پل ارتباطی👈زهرا مهر (شیرازیمهر) @Zahramehr
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 27
- Всего постов
- 34
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 573
- 1/48двое суток
- 1 851
- 1/72трое суток
- 1 996
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
مروانبنمحمد چون خلافت را به دست گرفت، به دنبال مردی فرستاد تا او را به ولایتی بگمارد. چون آمد، پینه بر پیشانی او دید و گفت: اگر این پینه از عبادت خداست، شایسته نیست تو را از عبادت بازداریم و اگر از ریا باشد جایز نیست که تو را به کاری بگماریم. محاضرات الأدباء راغب اصفهانی @Tafakkor
امام رضا (ع): «هر کسی در کار ظالمانه حضور نداشته باشد ولی به آن رضایت داشته باشد مانند کسی است که در متن ظلم قرار دارد.» عیون ج۲/ص۷۵ @Tafakkor
سری نشستهای بررسی كتب دينی (قرآن) مجموع نقد و تحليلهاي معاصر دکتر محمد جواد عظیمی @Tafakkor
فلسفه اخلاق هرمنوتیکی خوب و بد را نمیتوان اینگونه تشخیص داد که شما بنشینید با دلائل فلسفی بیان کنید که معنای خوب چیست، معنای بدچیست. شما معنای خوب و بد را در روند تحولات اجتماعی و قاطی شدن با تحولات اجتماعی و درگیر شدن با تحولات اجتماعی می توانید بفهمید. هر جایک قانونی هنوز معنا دارد، مفهوم دارد، وقتی آن قانون را اجرا میکنی ، درک میکنی، تجربه میکنی که اثر دارد، آنجا قانون درست است، درک میکنی که اجرای آن قانون معنا برایت تولید میکند، آنجا قانون درست است. هر جا که قانون داری اما هر چه عمل میکنی فرمالیته شده، هیچ معنایی به شما نمیدهد، صرفاً یک دستور است، آنجا قانون وجود ندارد. آیا این دستور اخلاقی در زندگی برایت معنا بخش است؟ افقی برایت باز میکند؟ داری تجربه میکنی که در یک دوراهی توانستی تصمیم درستی بگیری یا در سطح تحولات اجتماعی، واقعا این دستور اخلاقی، تولید معنا میکند؟ اخلاق از اینجا بیرون میآید؛ معنا داری، ارزشداری. هر دو اینها در عمل پیدا میشود، پراتیکی است. این هم تاریخی است، یعنی هیچ کس نمیتواند از اول معین کند، که این معنا خواهد داشت یا معنا نخواهد داشت. باید درگیر بشوی و ببینی آیا معنا پیدا کرد یا خیر. محمد مجتهد شبستری @Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم 👇به نام خدا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ و صلح، بهتر است. نساء/۱۲۸ @Tafakkor ࿐ྀུ༅࿇༅═┅ برای من، دیرزمانی است که داوری ظاهرِ زندگی کسی، دلهره آورترین فعل دنیاست. @Tafakkor
هیچ قومی نیست که نیروی مسلح احتیاج نداشته باشد، اما داشتن نیروی مسلح با جهادی کردن اسلام تفاوت دارد. داشتن نیروی دفاعی با اینکه جهان را انسان، خصمِ خودش بداند متفاوت است. @Tafakkor
حضرت محمد (ص) در آخرین خطبه قبل از رحلت، دربارهی نماز و روزه یا حجاب صحبت نکرد؛ خطبه بسیار کوتاه بود و فقط توصیه به حاکمان پیامبر فرمود «همهی حاکمانی که بعد از من والی مسلمانان میشوند قسم میدهم مردم را به فقر نکشانید که فقر، مردم را به کفر میکشد» خط قرمز پیامبر ما، فقر بود @Tafakkor
رسالت پیامبر(ص)ترویج خشونت یا تصاحب قدرت نبود. سه موضوعی که برای ایشان از اهمیت بالایی برخوردار بود عبارت بود از ؛ ۱- موضوع ایمان ۲-تربیت اخلاقی افراد ۳-موضوع مرگ دریغ که پس از مرگ پیامبر رسالت او توسط حکمرانان و فقیهان مسلمان کمرنگ و بجای آن قوانین و مقررات شرعی از اهمیت برخوردار شد. یعنی احکام جانشین اخلاق شد و زندگی شرعی جانشین زندگی لذت بخش معنوی شد. دکتر ناصر مهدوی @Tafakkor
وقتی خشونت، زبان مشترک جامعه میشود (قتل مداح حکومتی ) شاید خطرناکترین مرحله یک بحران، زمانی باشد که دیگر از دیدن خشونت شگفتزده نمیشویم. جامعهای که در آن خبر مرگ انسانها، شکنجه، انتقام، تحقیر و بیرحمی به بخشی از گفتوگوی روزمره تبدیل شود، فقط با یک بحران سیاسی یا امنیتی مواجه نیست؛ بخشی از سرمایه اخلاقی خود را از دست داده است. دردناکتر این است که ما کمکم یاد گرفتهایم رنج را هم دستهبندی کنیم. برای یکی عزاداری میکنیم، برای دیگری سکوت. مرگ یک نفر را فاجعه میدانیم و مرگ دیگری را نتیجه طبیعی درگیری. انگار ارزش جان آدمها به این بستگی دارد که در کدام سمت ایستاده باشند. اما حقیقت سادهتر از این حرفهاست؛ مرگ انسان، با تغییر پرچم و عقیده، انسانی بودن خود را از دست نمیدهد. اگر فرزند یک خانواده کشته شده، مادر او برای گرایش سیاسی یا اجتماعی فرزندش اشک نمیریزد؛ برای فرزندش گریه میکند. پشت هر نامی که در فهرست قربانیان نوشته میشود، خانوادهای وجود دارد، اتاقی خالی میماند، صندلیای بیصاحب میشود و زندگی چندین نفر برای همیشه تغییر میکند. مشکل از جایی آغاز میشود که خشم، جای عدالت را میگیرد و انتقام، جای قانون را. در چنین شرایطی هر طرف تصور میکند چون زخمی شده، حق دارد زخم تازهای بر دیگری وارد کند. نتیجه، جامعهای است که در آن هیچ زخمی فرصت ترمیم پیدا نمیکند. ما نمیتوانیم با افزودن قربانی به قربانی، به آرامش برسیم. اگر خشونت علیه مخالف را توجیه کنیم، در واقع داریم قانونی نانوشته میسازیم که روزی میتواند علیه خودمان استفاده شود. اگر امروز از رنج انسانی که دوستش نداریم عبور کنیم، فردا نباید انتظار داشته باشیم دیگران رنج ما را ببینند. جامعه برای عبور از چنین وضعیتی به آدمهایی نیاز دارد که در میانه آتش، هنوز بتوانند انسان را ببینند؛ کسانی که حاضر نباشند نفرت را با نفرت پاسخ دهند و شجاعت داشته باشند بگویند «این کار، حتی اگر علیه دشمن من انجام شده باشد، باز هم غلط است.» این شاید سختترین موضع ممکن باشد؛ چون در فضای ملتهب، انسان بیشتر تشویق میشود طرف خودش را بگیرد تا اینکه طرف حقیقت بایستد. اما اگر قرار است این سرزمین روزی از چرخهی خشونت بیرون بیاید، باید از همینجا شروع کنیم؛ از پذیرفتن اینکه هیچکس مالک انحصاری درد نیست و هیچ جناحی حق ندارد برای جان انسانها معیار دوگانه تعیین کند. متخصصان علوم اجتماعی، روانشناسان، دانشگاهیان، نویسندگان، روزنامهنگاران، بزرگان فکری و همه کسانی که هنوز دغدغهی آینده جامعه را دارند، باید دربارهی این وضعیت جدیتر حرف بزنند. سکوت در برابر عادی شدن خشونت، بهتدریج خود به بخشی از مشکل تبدیل میشود. و از همه مهمتر، کسانی که نفوذ و تریبون دارند باید به جای تحریک خشم، راهی برای کاهش آن پیدا کنند. جامعهی امروز بیش از هر چیز به صدای عقل، خویشتنداری و همدلی نیاز دارد. ممکن است با هم اختلاف داشته باشیم؛ حتی ممکن است یکدیگر را قبول نداشته باشیم. اما اگر نتوانیم بر سر یک اصل ساده توافق کنیم که جان انسان ارزشمند است، حتی وقتی آن انسان شبیه ما نیست، دیگر اختلافات ما فقط اختلاف نظر نخواهند بود؛ به جنگی فرسایشی علیه خودمان تبدیل خواهند شد. خشونت اگر متوقف نشود، قربانی نهاییاش کسی نخواهد بود جز خود جامعه. هنوز میتوان این چرخه را شکست؛ اما نه با پیروزی یک طرف بر طرف دیگر، بلکه با روزی که هیچ مادری مجبور نباشد برای اثبات حقانیت فرزندش، مادر دیگری را نادیده بگیرد. زهرا مهر @Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم 👇به نام خدا وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا تو را برای مردم به پیامبری فرستادیم، و گواه بودن خدا [بر پیامبریِ تو] کافی است. نساء/۷۹ @Tafakkor ࿐ྀུ༅࿇༅═┅ نخستین کسی که وارد آتش میشود، حاکم مسلّطی است که عدالت نکرده باشد. پیامبر(ص) @Tafakkor
یکی از وصفهایی که در نهجالبلاغه در مورد پیامبر آمده؛ «طبیب دوار بطبه» طبیب دورهگرد. طبیب بود، نه شلاقبهدست، نه عسس، نه پلیس @Tafakkor
یکی از بازیهای روزگار هم اینست که مردم برای آزادی، با ایثار و بیدریغ به شهادت میرسند تا یکی تنها به موجب آنکه وابسته به آقاست حدود «آزادی» آنها را معین کند. این را میگویند نیشخند انقلاب. شاهرخ مسکوب @Tafakkor
در شرایطی که شکافهای اجتماعی، بحران اعتماد عمومی و فرسایش سرمایهی نمادینِ نهادهای رسمی بهوضوح قابل مشاهده است، انتصاب حسین طائب را باید نه صرفاً یک جابهجایی اداری، بلکه نشانهای از غلبهی منطق امنیتی بر منطق حکمرانی دانست. کارنامهی او در سالهای گذشته، بهویژه در حوزهی اطلاعاتی و کنترلی، این برداشت را تقویت میکند که اولویت اصلی ساخت قدرت، مهار نارضایتی و مدیریت جامعه از مسیر نظارت سختگیرانه است، نه بازسازی رابطهی دولت-ملت از طریق اعتماد، شفافیت و اصلاح نهادی. از این منظر، این انتخاب بیش از آنکه پیام آمادگی در برابر تهدید بیرونی باشد، بیانگر حساسیت فزاینده نسبت به جامعهی داخل و هراس از گسترش اعتراض و بیاعتمادی در درون است. زهرا مهر @Tafakkor
نهاد ولایت فقیه بزرگترین مشکل این مملکت است. مصطفی مهرآیین @Tafakkor