علوم اعصاب تربیتی Educational Neuroscience
Статистикаکانال علوم اعصاب تربیتی به هدف اشاعه دانش و پژوهش در حیطه علوم اعصاب تربیتی(مطالعات ذهن، مغز و تربیت) و امکان ارتباط بیشتر با علاقمندان این حوزه در حال رشد، جذاب و پویا توسط دکتر علی نوری هدایت و مدیریت میشود. تماس با ادمین: @edu_neuro
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 133
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 412
- 1/48двое суток
- 472
- 1/72трое суток
- 509
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
🔻🔻 آیا آنچه در ایران، تحت عنوان «تحصیل (آموزش) در خانه» ارائه میشود، واقعاً تحصیل در خانه است؟ ✍ علی نوری دانشیار برنامهریزی درسی دانشگاه ملایر 🔳 تحصیل در خانه (Homeschooling) ابتکار جدیدی نیست. پیش از شکلگیری و گسترش نظامهای مدرسهای مدرن، در جوامع مختلف آموزش فرزندان اغلب در خانه و توسط والدین انجام میشد. با گسترش آموزش عمومی و اجباری، مدرسه به شکل غالب سازماندهی آموزش کودکان تبدیل شد و آموزش انحصاری در خانه تا میانه قرن بیستم به پدیدهای نسبتاً نادر تبدیل شد. جنبش مدرن تحصیل در خانه از اواخر دهه ۱۹۶۰ و بهویژه در دهه ۱۹۷۰، تحت تأثیر جریانهای مختلف اصلاح آموزش و منتقدان مدرسه مدرن، دوباره رشد کرد و بهتدریج به یک انتخاب آموزشی سازمانیافته و جنبشی اجتماعی تبدیل شد (برای مطالعه تاریخ تحصیل در مدرسه اینجا را بخوانید). ⚪️ امروزه تحصیل در خانه به یکی از انتخابهای خانوادهها در نقاط مختلف جهان تبدیل شده است، اگرچه درباره پیامدهای آن هنوز نمیتوان به سادگی داوری کرد. یک مرور سيستماتيک در سال ۲۰۱۷ نشان داد طبق نتایج بیشتر مطالعات، دانشآموزان تحصیل در خانه در مقایسه با دانشآموزان مدارس معمولی عملکرد تحصیلی بهتری دارند. به لحاظ رشد اجتماعی و عاطفی نیز از ۱۵ مطالعه مرور شده، ۱۳ مطالعه از بهتر بودن عملکرد گروه تحصیل در خانه حمایت کردهاند. اما مرور سيستماتيک دیگری که بتازگی منتشر شده، تصویر محتاطانهتری ارائه میدهد: از ۲۴ مطالعه مربوط به پیشرفت تحصیلی، ۱۵ مطالعه (۶۲٪) نتایج مثبت؛ در رشد اجتماعی و عاطفی، ۱۶ مطالعه از ۲۵ مطالعه (۶۴٪) نتایج مثبت؛ و در موفقیت در بزرگسالی، ۱۳ مطالعه از ۲۴ مطالعه (۵۴٪) نتایج مثبت گزارش کردند. بنابراین، شواهد نشان میدهند که تحصیل در خانه میتواند با پیامدهای مثبت همراه باشد، اما این یافتهها به معنای اثبات برتری آن بر مدرسه نیستند؛ بهویژه آنکه بخش مهمی از پژوهشها غیرآزمایشیاند و تفاوتهای مشاهدهشده ممکن است تا حدی به ویژگی خانوادههایی مربوط باشد که این شیوه را انتخاب میکنند (معمولا خانوادههای دارای تحصیلات عالی و موقعیت اجتماعی-اقتصادی بالا این شکل آموزش را انتخاب میکنند). ⚫️ در ایران نیز این موضوع اخیراً مورد استقبال در فضای عمومی قرار گرفته و بهتدریج وارد ادبیات پژوهشی شده است. پژوهش نشان داده عواملی مانند فضای رقابتی مدارس، نارضایتی از برنامه درسی و روشهای تدریس، بیتوجهی به استقلال کودک در مدارس و از طرف دیگر امکان توجه به علایق و نیازهای کودک، علاقه و تمایل والدین به پذیرش مسئولیت بیشتر در آموزش فرزند، در گرایش آنان به تحصیل در خانه نقش داشتهاند. 🔲 به هر حال، مفهوم «آموزش در خانه» ترجمه رایج برای homeschooling معنای این مفهوم را بدرستی منتقل نمیکند. واژه schooling به آموزش رسمی اشاره دارد که معنایش آموزشی است که به دریافت گواهینامه آکادمیک منجر میشود. در ایران، بیشتر با مفهوم «تحصیل» ادراک میشود از همین رو، «تحصیل در خانه» را مناسبتر از «آموزش در خانه» میدانم. 🔶 تحصیل در خانه به معنای واگذاری تمام مسئولیت تحصیل فرزند به خانواده نیست. خانوادهها ممکن است برای بخشی از آموزش با خانوادههای دیگر همکاری کنند یا از خدمات آموزشی بیرونی استفاده کنند. مثلا در یک شکل «گروه یادگیری» (Learning Pod)، چند خانواده برای ایجاد یک محیط یادگیری کوچک با یکدیگر همکاری میکنند؛ یا در «همکاری آموزش خانگی» (Homeschool Co-op)، خانوادههای انتخابکننده تحصیل در خانه بخشی از فعالیتهای آموزشی را بهصورت مشترک سازماندهی میکنند. ☑️یکی از شکلهای مهم دیگر، «تحصیل در خانه هیبریدی» (Hybrid Homeschooling) است که در آن تحصیل خانگی با برخی شکلهای آموزش موسسهای ترکیب میشود. بنابراین، تحصیل در خانه هیبریدی را بهتر است نه همسان تحصیل درخانه، بلکه یکی از ترتیبات ترکیبی آن بدانیم. در ایران نیز این مدل در حال رشد است؛ پژوهش نشان میدهد که این رویکرد در ایران تازه مورد توجه قرار گرفته و مجریان این مدل به طور کامل آن را اجرا نمیکنند. 🟢حرکت به سوی شکلهای هیبریدی میتواند مسیر قابلتأملتری باشد؛ البته به شرط آنکه موسسه بتواند به خوبی «داربستسازی» کند، یعنی منابع و راهنمایی فراهم کند و به تدریج توان خانواده برای هدایت تحصیل کودک را افزایش دهد. 🟣چنانچه مؤسسه کار برنامهریزی درسی، تدریس، ارزشیابی و بخش عمده مسئولیت تحصیل را بر عهده بگیرد، دیگر نباید آن شکل آموزش را تحصیل در خانه نامید. این وضعیت میتواند به «آموزش سایه» (Shadow Education)، یعنی آموزش خصوصی مکمل در کنار نظام رسمی، نزدیک شود؛ یا اگر مؤسسه مستقلی گروه کوچکی از دانشآموزان را با برنامه و سازماندهی مستقل آموزش دهد، ممکن است بیشتر به «ریزمدرسه» (Microschool) یا مدرسه خصوصی کوچکمقیاس شباهت داشته باشد. #یادداشت #تحصیل_در_خانه @eduneuro
ژان ژاک روسو Jean-Jacques Rousseau ✅ یکی از برجسته ترین اندیشمندان و فیلسوفان قرن هجدهم است که مکتب طبیعت گرایی را بنیان گذاشت. روسو در جدال با اندیشه دینی قرون وسطایی که تصورش این بود کودک موجودی شرور و گناهکار به دنیا می اید و بزرگسالان باید او را هدایت کنند تا به مسیر درست وارد شود و زندگی کند شدیدا مخالف بود. ✅ ✅ در مقابل، روسو اعتقاد داشت که کودکان با ذاتی پاک به دنیا می آیند و طبیعت یا سرشت آنان هر آنچه مناسب باشد برایشان انتخاب می کند. بنابراین باید آنها را آزاد گذاشت تا خودشان انتخاب کنند. ✅ ✅ ✅ در میان نوشتههای تربیتی روسو کتاب امیل او واقعا جالب و خواندنی است. بنطرم تاکنون کسی نتوانسته است علم را در قالب رمان آنچنان بنویسد که روسو در امیل نوشته است. کتاب امیل توصیف کودکی تخیلی است که روسو خود مسئولیت تربیت وی را به عهده گرفته است و از این طریق سعی دارد شیوه طبیعت گرایانه به تربیت را نشان دهد. #ویدیوی_دیدنی #معرفی_شخصیت_ها #معرفی_کتاب #تاریخ #روسو #طبیعت_گرایی #تاریخ_فلسفه #تاریخ_تربیت @eduneuro ✅✔️✅✔️✅
🧠🧠 اگرسالمند هستید از همین فردا برنامه ریزی برای یادگیری یک مهارت جدید را شروع کنید- یادگیری میتواند از مغز شما در دوران سالمندی محافظت کند؟ ✍هدر استرینگر (Heather Stringer) ♦️ بر خلاف تصورات رایج، مغز انسان حتی در دوران میانسالی و سالمندی نیز از ظرفیت سازگاری و تغییر برخوردار است. از این منظر، سالمندی الزاماً به معنای توقف یادگیری یا کاهش اجتنابناپذیر تواناییهای ذهنی نیست. ♦️فعالیتهایی مانند یادگیری یک زبان جدید، استفاده از تبلت و برنامههای کاربردی، نقاشی یا مهارتهای استفاده از تکنولوژی میتوانند مغز را با چالشهای تازه مواجه کنند. 🔷یکی از نمونههای قابل توجه، پژوهش راشل وو (Rachel Wu) است. در این مطالعه، افراد ۵۸ تا ۸۶ ساله به مدت سه ماه، هر هفته حدود ۱۵ ساعت در کلاسها و فعالیتهای آموزشی شرکت کردند و دستکم سه مهارت جدید، مانند استفاده از آیپد، زبان اسپانیایی و نقاشی را آموختند. محیط یادگیری بهگونهای طراحی شده بود که حمایتگر باشد و شرکتکنندگان بتوانند از آموزشگران سؤال بپرسند و اشتباه کردن را بخشی طبیعی از فرایند یادگیری بدانند. پس از پایان دوره، عملکرد شرکتکنندگان در حافظه و توجه به سطح بزرگسالان میانسال ۳۵ تا ۵۱ ساله نزدیک شد و یک سال بعد، نمرات آنها همسطح دانشجویان دوره کارشناسی شد. علاوه بر این، بسیاری از شرکتکنندگان پس از پایان برنامه نیز یادگیری را ادامه دادند. برخی در دورههای آنلاین یا کلاسهای دیگر شرکت کردند و بعضی حتی مهارتهایی را که آموخته بودند به فعالیتهای حرفهای تبدیل کردند. 🔷یکی دیگر از عوامل مهم، باور افراد درباره سالمندی است. پیامهای منفی مانند «دیگر برای یادگیری دیر شده است» یا «سالمندان نمیتوانند فناوری را یاد بگیرند» ممکن است به سالمندیگرایی درونیشده منجر شوند. در چنین شرایطی، افراد ممکن است محدودیتهایی را که جامعه به آنها نسبت میدهد، خودشان نیز بپذیرند و فرصتهای یادگیری و فعالیت را کاهش دهند. در مقابل، پژوهشها نشان میدهند نگرشهای مثبت نسبت به سالمندی با سلامت بهتر و طول عمر بیشتر ارتباط دارند. ♦️ تعداد فزایندهای از افراد در سنین بالاتر همچنان به کار ادامه میدهند و برای حفظ قابلیت اشتغال خود نیازمند یادگیری مهارتهای جدید هستند. اگرچه سرعت یادگیری و برخی تواناییهای شناختی ممکن است با افزایش سن تغییر کنند، این تغییرات به معنای ناتوانی در یادگیری نیستند. افراد سالمند معمولاً زمانی انگیزه بیشتری برای یادگیری دارند که بدانند مهارت جدید چه کاربردی برای زندگی یا کار آنها دارد. همچنین خودکارآمدی، یعنی باور فرد به توانایی خود برای موفقیت در یادگیری، یکی از عوامل مهم در تداوم مشارکت در فعالیتهای آموزشی است. ♦️تکنولوژی نیز میتواند فرصتهای تازهای برای یادگیری و حفظ استقلال سالمندان فراهم کند. پژوهشها نشان دادهاند حتی افرادی که با اختلال شناختی خفیف مواجهاند، میتوانند با آموزش مناسب نحوه استفاده از تبلت، بانکداری اینترنتی و مدیریت داروها را بیاموزند. چنین رویکردی میتواند علاوه بر بهبود عملکرد، اعتمادبهنفس سالمندان در استفاده از فناوری را افزایش دهد. 🔷یادگیری همچنین میتواند با کاهش انزوای اجتماعی ارتباط داشته باشد. آموزش استفاده از تکنولوژیهایی مانند تماس تصویری، برنامههای ارتباطی و ابزارهای دسترسی به رویدادهای اجتماعی میتواند به سالمندان کمک کند ارتباط خود را با دوستان و جامعه حفظ کنند. انزوای اجتماعی با پیامدهای نامطلوبی مانند افزایش خطر ناتوانی، زوال شناختی و زوال عقل ارتباط دارد؛ بنابراین تکنولوژی میتواند در صورت استفاده مناسب، یکی از ابزارهای حمایت از ارتباط اجتماعی باشد. 🔷بااینحال، سلامت مغز تنها به فعالیتهای شناختی وابسته نیست. فعالیت بدنی، تغذیه سالم، فعالیت اجتماعی، تمرینهای شناختی و کنترل عوامل خطر قلبیعروقی نیز اهمیت دارند. مطالعات نشان دادهاند که ترکیب این عوامل میتواند به بهبود عملکرد اجرایی، حافظه و سرعت پردازش اطلاعات کمک کند. ♦️پژوهشها همچنین نشان میدهند که سالمندان ممکن است در برخی شرایط از مهارتهای فراشناختی عالی برخوردار باشند. فراشناخت به آگاهی فرد از تواناییها و محدودیتهای شناختی خود اشاره دارد. سالمندان ممکن است در یادگیری یک مهارت جدید کندتر عمل کنند، اما میتوانند بهتر تشخیص دهند چه چیزی برایشان مهم است و انرژی شناختی خود را روی همان موضوع متمرکز کنند. همچنین نوعی از کنجکاوی که هنگام مواجهه با موضوعات جدید و جالب ایجاد میشود، میتواند در سالهای بعدی زندگی افزایش یابد و به تحریک مغز و یادگیری کمک کند. برای دسترسی به متن اصلی یادداشت اینجا را باز کنید ترجمه و تلخیص: کانال تلگرام علوماعصاب تربیتی
видео или голосовое, без подписи
🔻 شماره چهارم مجله مطالعات برنامه درسی در تربیت و بالندگی معلم منتشر شد: بازنگری بر مفهوم و ابعاد عمل تأملی معلمان: یک فراترکیب مفهومی مسعود رامرودی، خلیل غلامی و یحیی معروفی تأثیر تدریس مبتنی بر رویکرد واقعیتمدار بر حل مسائل ریاضی پایه ششم ابتدایی مریم موسوی پاکدل طرقبه، حسین جعفری ثانی، مرتضی کرمی و محمدحسین بهرامی رویکرد کوچینگمحور در تربیت و توسعه حرفهای معلمان: تحلیل بیبلیومتریک روندها و چشماندازها سمیه مهدی، مهدی شریعتمداری و حسنرضا زین آبادی تحلیل عوامل مؤثر بر سواد چندفرهنگی معلمان در نظام آموزشی عمومی ایران مهدی محمودی، پیمان صدفی و زهرا نیکخواه تبیین نقش مشاهده تأملی در تکوین هویت حرفهای و آمادگی دانشجومعلمان امالبنین احمدیحاجی، سعیده افصلی و بهناز بهادری تحلیل نگرش معلمان ابتدایی نسبت به ارزشیابی کیفی-توصیفی و راهکارهای ارتقای آن (مطالعه موردی: استان البرز) علی صحبتلو 📍سایت فصلنامۀ مطالعات برنامه درسی در تربیت و بالندگی معلم: https://www.jcstedicsa.ir
🧠🧠🧠 نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی از همان نخستین سالهای زندگی کودکان بر سلامت روان آنان تأثیر میگذارند 🧠 پژوهشگران در یک مطالعه بینالمللی تازه نشان دادهاند که نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی از همان سالهای نخست زندگی، با سلامت روان کودکان ارتباط دارد. این مطالعه که با استفاده از دادههای هشت مطالعه تولد (Birth Cohort) در اروپا انجام شده است، نشان میدهد کودکانی که در خانوادههای با وضعیت اجتماعی–اقتصادی پایینتر متولد میشوند، هنگام ورود به مدرسه بیشتر در معرض مشکلات هیجانی و رفتاری قرار دارند. همچنین بخشی از این نابرابریها از طریق عوامل خطرساز در دوران بارداری و سالهای نخست زندگی قابل تبیین است. 🧠 این پژوهش با استفاده از دادههای هشت مطالعه تولد در قالب شبکه کوهورت کودک اتحادیه اروپا (EU Child Cohort Network) انجام شد. پژوهشگران سطح تحصیلات مادر در دوران بارداری را بهعنوان شاخص وضعیت اجتماعی–اقتصادی اولیه در نظر گرفتند. سپس مشکلات برونریز (مانند رفتارهای پرخاشگرانه و تکانشی) و مشکلات درونریز (مانند اضطراب و افسردگی) کودکان در سن ورود به مدرسه ارزیابی شد. برای بررسی نقش عوامل میانجی، پنج عامل خطرساز شامل مصرف سیگار در دوران بارداری، سن بارداری هنگام تولد، کوچک بودن نوزاد نسبت به سن بارداری، افسردگی پس از زایمان و شیردهی مورد بررسی قرار گرفت. 🧠نتایج نشان داده است نابرابریهای اجتماعی در سلامت روان کودکان در همه گروههای مورد مطالعه الگوی مشابهی دارد. کودکانی که مادران آنها سطح تحصیلات پایینتری دارند، به طور متوسط ۱۲ واحد درصد بیشتر دچار مشکلات برونریز و ۱۱ واحد درصد بیشتر دچار مشکلات درونریز هستند. همچنین تحلیل عوامل میانجی نشان داده که عوامل خطرساز در سالهای نخست زندگی میتوانند بین ۸ تا ۵۴ درصد از نابرابری در مشکلات برونریز و بین ۷ تا ۲۵ درصد از نابرابری در مشکلات درونریز را توضیح دهند؛ هرچند میزان این اثر در کشورهای مختلف متفاوت است. 🧠پژوهشگران نتیجه میگیرند که کودکان خانوادههای دارای وضعیت اجتماعی–اقتصادی پایین، از همان سالهای پیش از ورود به مدرسه بیشتر در معرض مشکلات سلامت روان قرار دارند و بخشی از این نابرابری از طریق عوامل خطر در دوران بارداری و اوایل کودکی ایجاد میشود. بر این اساس، اجرای مداخلات بهداشت عمومی در دوران بارداری و سالهای پیش از دبستان میتواند در کاهش شکلگیری زودهنگام نابرابریهای سلامت روان کودکان نقش مهمی ایفا کند. برای دسترسی به مقاله اینجا را باز کنید. برای آگاهی از آخرین تحولات و پیشرفتهای در حوزه ذهن، مغز و تربیت، کانال تلگرام علوم اعصاب تربیتی را دنبال کنید و به علاقمندان معرفی کنید.👇👇👇 https://t.me/eduneuro #مقاله_خواندنی #نابرابری #رشد #سلامت_روان
🔻🧠🔻 آیا گوسفند زیر چاقوی قصاب همانند یک انسان درد و رنج را تجربه میکند؟ ✍ علی نوری، متخصص علوم اعصاب تربیتی 🔵احتمالا شما هم مثل من با مشاهده سلاخی حیوانات زنده با آنها همدلی میکنید و فکر میکنید چه مرگ دردناکی را تجربه میکنند! البته همیشه دچار یک ناهماهنگی شناختی هم میشویم، چون برخی از ما که از سلاخی حیوانات توسط حیوانات دیگر ناراحت میشویم،گاو و گوسفند و مرغ و دهها حیوان دیگر را به صورت پخته سر میز غداخوری با قاشق و چنگال میخوریم! 🔴 من بعد از اینکه کمی در مورد هیجانات مطالعه کردم متوجه شدم که برخی دانشوران، هیجانات را در دو سته هیجانات پایه و هیجانات خودآگاه قرار میدهند. برخی از آنها هیجانات پایه ( Basic emotions) هستند مانند ترس و اندوه و شادی و خشم که در بین انسان و حیوان تا اندازه زیادی مشترک هستند. اما دسته دوم هیجانات خودآگاه (Self-conscious emotions) هستند که به نظر می رسد در حیوانات، دستکم به شکلی مشابه انسان وجود نداشته باشند و یا بهتر است بگویم هنوز محل بحث و بررسی است. منظور از هیجانات خودآگاه حالت هایی همچون همدلی، احساس گناه، شرم، رحم، غرور و امثال اینها هستند. 🟢 پس اگر اینچنین باشد که حیوانات مانند انسانها هیجانات خودآگاه نداشته باشند وقتی یک قصاب گوسفند را می کشد احتمالا گوسفندان دیگر احساس گناه نمی کنند چرا نمی توانند کمکی برای نجات او بکنند. گوسفند در زیر چاقوی قصاب هم احتمالا نگران این نیست چه بر سر خانواده او خواهد آمد. پس ممکن است تجربه مرگ در حیوانات با تجربه انسانی آن متفاوت باشد؛ زیرا انسان علاوه بر درد جسمانی، میتواند درباره آینده، خانواده، معنای مرگ و از دست دادن بیندیشد. 🔹یکی دیگر از تفاوتهای مهم انسانها با حیوانات دیگر در نحوه بروز هیجان و انتقال آن است. انسانها از اشکال مختلف زبان گفتاری و شنیداری برای انتقال تجربههای هیجانی خود استفاده میکنند، ولی حیوانات از این قابلیت مانند انسانها برخوردار نیستند. انسانها موجوداتی نمادساز هستند. آنها حتی میتوانند طوری هیجانات خود را نشان دهند که حیوانات هم بفهمند. 🔸 جوزف لی دو، برای من دانشمند هیجانات است. او در مقالهای کوتاه یادآور میشود که شباهت رفتارهای هیجانی انسان و حیوانات لزوماً به معنای تجربه یکسان هیجان نیست. پستانداران بسته به پیچیدگی مغزشان ممکن است سطوح متفاوتی از آگاهی هیجانی داشته باشند. 🔵 همین طور برخی مطالعات نشان می دهند که ممکن است هیجاناتی آگاهانه مانند احساس شرم در حیوانات دیگر هم مشاهده شود. من خودم دیده ام که چگونه وقتی یک گربه مادر بچه اش را از دست می دهد شیون و زاری می کند و با زبان خودش از من تقاضای کمک کرده است. من درباره اسرار پیچیده هیجانات زیاد نمیدانم اما خیلی مشتاقم بیشتر یاد بگیرم. به طور خاصمن هم میخواهم بدانم چگونه یک انسان به درجهای میرسد که با دستان خود برای مرگ فرزندش اقدام میکند؟ آیا کسی که فرزند خود را می کشد همچنان می توان به او امید بست که به فرزندان سایر مردم رحم کند؟ آیا می توان همدلی و همدردی را در حیوانات غیر انسان مشاهده کرد؟ آیا ممکن است حیوانات برخوردار از هیجاناتی باشند که ما تاکنون آنها را درک نکردیم؟ چگونه می توان هیجانات خودآگاه را آموزش داد؟ آیا می توان رحم و مروت و دلسوزی را پرورش داد؟ چگونه می توان اشک حاکمان بیرحم را درآورد و احساس گناه را آنچنان در آنان تقویت کرد تا از کشتار انسان ها و حیوانات بیگناه دست بردارند؟ 🔴 و اینها تنها تعداد محدودی از پرسش هایی است که می توان در حیطه هیجانات مطالعه کرد. به همین خاطر واقعا مطالعه هیجانات جذاب و محرک است. ⚪️ شاید علاوه بر علم و فلسفه، هنر و ادبیات هم به ما در پاسخ به پرسشهای بالا کمک کند. مثلا قدرت ادبیات را در این برش کوتاه از سخنان صادق هدایت در بوف کور را بخوانید👇 "هردفعه که از دریچه [اتاق] به بیرون نگاه میکنم مرد قصاب را میبینم.... مرد قصاب دست چرب خود را به ریش حنا بستهاش میکشد، اول لاشه گوسفندها را با نگاه خریداری برانداز میکند، بعد دو تا از آنها را انتخاب میکند، دنبه آنها را با دستش وزن میکند، بعد میبرد و به چنگک دکانش میآویزد– ... تن آنها را بدقت تکه تکه میکند و گوشت لخم را با تبسم به مشتریانش میفروشد. تمام اینکارها را با چه لذتی انجام میدهد! من مطمئنم یک جور کیف و لذت هم میبرد– آن سگ زرد گردن کلفت هم که محله مان را قرق کرده و همیشه با گردن کج و چشمهای بیگناه نگاه حسرتآمیز بدست قصاب میکند آن سگ هم همه اینها را میداند– آن سگ هم میداند که قصاب از شغل خودش لذت میبرد!" 🧠🧠🧠🧠 @eduneuro #یادداشت #هیجانات #کردارشناسی #مغز_هیجانی #تکامل #هیجانات_خودآگاه
🔷🔹🔻🔻 به سوی درک آموزشگری به عنوان یک حرفه ◼️ فرض کنید میخواهید به مسافرت بروید. به دنبال یک راننده ماهر و باتجربه میگردید که از دانش و مهارت لازم برای طی سفر برخوردار باشد. آیا حاضرید رانندهای انتخاب کنید که تخصصی در این زمینه ندارد و صرفاً ادعا میکند میتواند شما را سلامت و بدون آزار و اذیت به مقصد میرساند؟ اما در مورد دانشآموزان و دانشجویان چطور؟ آیا ما تربیت دانشآموزان و دانشجویان خود را به افرادی میسپاریم که توانایی آموزشگری را کسب کردهاند؟ به نظر میرسد که ما دراین مورد چندان حساس نیستیم و دلیل اصلی آن هم این است که آموزشگری (معلمی و استادی) را به عنوان یک فعالیت حرفهای درک نمیکنیم. چنین نگرشی متاسفانه فراگیر است ودر میان بسیاری از افراد جامعه حتی برخی از آموزشگران نیز دیده میشود. ◻️در منابع تخصصی، حرفه به فعالیتی اطلاق میشود که احراز آن نیازمند دانش، مهارت ها و شایستگی هایی است که بری انجام آن فعالیت ضروری هستند. این مجموعه دانش و مهارتها در یک حرفه خاص، از طریق آموزشهای منظم و معمولا از طریق تحصیلات رسمی شکل گرفته و از طریق آموزشهای رشد حرفهای تقویت میگردد. با این تعریف، آموزشگری هم یک حرفه است، چرا که آموزشگران (معلمان و اساتید) هم باید به دانش و مهارتهایی مجهز باشند که برای احراز حرفه تدریس ضروری است، یعنی هم درباره موضوع درسی که به آنان واگذار میشود دانش و مهارت کافی داشته باشند و هم درباره نحوه تدریس موثر آن که اصطلاحا به آن دانش محتوای پداگوژیکی میگویند. ◼️ تربیت نسلهای آینده و پرورش ذهن آنها مستلزم تقویت نگاه به تدریس به عنوان یک حرفه است، یعنی فعالیتی که نیازمند دانش و مهارت و تخصص و هنر و تبحر خاصی است که تنها عده محدودی از افراد این قابلیت را پیدا میکنند. بنابراین، باید این درک را تقویت کنیم که تدریس یک حرفه است. ◻️اما، اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، آن وقت نمیتوانیم بپذیریم که دانشآموختگان رشتههای مختلف، صرفاً به دلیل داشتن مدرک تحصیلی، صلاحیت تدریس در همه زمینههای تخصصی را دارند. اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، نمیتوانیم بپذیریم که برای ارتقای دانش محتوای پداگوژیکی آموزشگران خود تلاش نکنیم. بسیاری از ما ممکن است پژوهشگرانی خوب باشیم ولی اگر بپذیریم که آموزشگری یک حرفه است، نمیتوانیم بپذیرم که آموزشگری را قربانی پژوهشگری کنیم. اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، دانشآموزان و دانشجویان خود را به دست آموزشگرانی نمیسپاریم که از دانش و مهارتهای آموزشگری برخوردار نیستند. اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، کسانی در حرفه آموزشگری بکار نمیگیریم که دانش محتوای پداگوژیکی برای ماده درسی مورد تدریس خود کسب نکردهاند. اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، برای ارتقای حرفه آموزشگری خود و تقویت دانش محتوای پداگوژیکی خویش کاری میکنیم. اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، استانداردهای اخلاق حرفهای مربوط به آموزشگری را رعایت میکنیم. اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، در صورتی ناتوانی در انجام مسئولیتهای مرتبط با این حرفه آن را رها میکنیم و حرفه دیگری را انتخاب میکنیم که از عهده آن بتوانیم برآئیم. اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، اجازه نمیدهیم افراد فاقد صلاحیت حرفهای وارد این حیطه شوند. اگر بپذیریم که تدریس یک حرفه است، شبکههای حرفهای قدرتمندی تشکیل میدهیم تا از اصول و ضوابط حرفهای خود دفاع کنیم. ◼️ و تا زمانیکه نتوانیم خودمان و سایر گروههای اجتماعی را متقاعد کنیم که آموزشگری یک حرفه است، همچنان حدود و مرزهای این حرفه ارزشمند مورد هجوم بیگانگان قرار میگیرد و بخشهای بیشتری از آن تصرف میشود. ✍ علی نوری، متخصص علوم اعصاب تربیتی #یادداشت #حرفه #آموزشگری #تدریس https://t.me/eduneuro
تدوین و اعتباربخشی یک طرح برنامه درسی برای آموزش ضمن خدمت معلمان پیش دبستان ✍علی نوری، هانیه کلانتری و فرزانه عباسی ♦️اندیشه های نوین تربیتی دوره هفدهم پاییز 1400شماره 3 ◻️مقاله پیوست گزارش یک طرح پژوهش حین عمل است که به هدف تدوین یک طرح برنامه درسی برای آموزش ضمن خدمت معلمان دوره پیش دبستان با مشارکت 24 معلم پیش دبستان و 6 متخصص تربیتی انجام شد. ◼️اهداف اساسی این برنامه عبارتند از شناخت ابعاد مختلف رشد کودکان، تشخیص و آموزش کودکان ویژه، طراحی بازیهای آموزشی، برقراری ارتباط موثر با کودکان و والدین، شناخت حقوق کودکان، آشنایی با مبانی یادگیری، تدریس هنرها و طراحی فضای یادگیری. 🟪این اهداف در چارچوب ساختار محتوایی با عناوین رشد و شخصیت کودک، بازیهای آموزشی، یادگیری و آموزش، حقوق دانشآموز، آموزش هنرها و طراحی محیط یادگیری تحقق پذیرند. ◻️در تدریس این مواد، معلمان شرکت کنندگان فعال تلقی میشوند و زمان و مکان دوره آموزش با نیازها و شرایط آنان متناسب میشود. ◼️ارزشیابی ابزاری برای ارائه بازخورد سازنده با هدف بهبود عملکرد معلم و ارتقای حرفه ای اوقلمداد میشود. #مقاله #آموزش_ضمن_خدمت #معلمان_پیش_دبستان
«زود باش، بدو دستشویی!» «همین الان کفشهایت را بپوش!» «اسباببازیها را جمع کن!» اینها جملاتی هستند که بسیاری از والدین هر روز بارها تکرار میکنند. اما گاهی کودک نهتنها همکاری نمیکند، بلکه حتی واکنشی کاملاً برعکس نشان میدهد؛ روی زمین مینشیند، به بازی ادامه میدهد یا میگوید: «بغلم کن.» این رفتارها همیشه به معنای لجبازی یا نافرمانی نیست. یکی از تواناییهایی که در سالهای نخست زندگی هنوز بهطور کامل رشد نکرده، انعطافپذیری شناختی است؛ یعنی توانایی جابهجا شدن از یک فعالیت یا فکر به فعالیت یا فکر دیگر. وقتی کودک عمیقاً درگیر بازی است، تغییر ناگهانی فعالیت برای او ساده نیست. او برای این انتقال، به زمان و حمایت نیاز دارد. در چنین موقعیتهایی، موثرترین راهبرد، داربستزنی است؛ یعنی حمایتی و کمکی که انجام رفتار درست را برای کودک آسانتر میکند. داد زدن، تهدید، قهر، تحقیر یا تنبیه معمولاً فقط استرس کودک را افزایش میدهند. نتیجه آن، اغلب گریه کودک و احساس ناراحتی یا عذاب وجدان والد است؛ احساسی که گاهی باعث میشود والد برای جبران، ناخواسته به رشوه دادن یا امتیازهای بیجا روی بیاورد. 🧠🧠🧠 https://t.me/eduneuro
🪟 دورههای الفب یک پنجره فرصت، برای هر معلمی است! محمود مهرمحمدی را تقریبا تمام آنهایی که در عرصه تعلیم و تربیت هستند میشناسند؛ فرقی نمیکند مدیر باشید یا معلم یا سیاستگذار. او که اکنون به عنوان مدیر علمی دورههای مدرسه معلمی الفب با نگاهی دقیق و تیزبین بر کیفیت دوره نظارت دارد، در این ویدئو توضیح میدهد که چرا برای هر معلمی، دورههای الفب یک فرصت است. چرا در دوره معلم ماهر الفب شرکت کنیم؟ 🔻 آموزش به روش معکوس با همراهی تسهیلگرانی حرفهای و دلسوز 🔻 مدیریت علمی دکتر محمود مهرمحمدی 🔻 پشتیبانی ۳۶۰ درجه و چند وجهی 🔻 بورسیههای تحصیلی تا سقف ۹۵٪ ویژه آموزگاران مناطق کمبرخوردار 🌱 شما هم میتوانید بخشی از این تغییر بزرگ باشید. همین حالا در دورههای مدرسه معلمی الفب ثبتنام کنید. با هم، آینده را روشن کنیم. ✨ 📍اطلاعات بیشتر و ثبتنام: https://zaya.io/pre-registert 🏫 مدرسه معلمی الفب 🌱 برای زیستن قصههای تازه
ترجمه و ترویج علم به زبان قابل فهم برای عموم مردم: ضرورت تربیت علمنویس 🔸علم زمانی به جامعه خدمت میکند که درست فهمیده و درست روایت شود. در غیر این صورت، ممکن است به شبهعلم تبدیل شود. اما، چه کسی علم را برای مردم روایت میکند؟ آیا هر پژوهشگر، نویسنده یا روزنامهنگاری میتواند یافتههای علمی را برای عموم مردم ترجمه کند؟ 🔻امروزه در برخی نقاط جهان، ترجمه علم برای مردم به یک فعالیت حرفهای تبدیل شده است. افرادی با عناوینی مانند Science Writer (علمنویس)، Science Journalist (روزنامهنگار علم) و Science Communicator (ارتباطگر علم) در دانشگاهها، مؤسسات پژوهشی، رسانهها، شرکتها و نهادهای علمی فعالیت میکنند. 🔷اما، علمنویسی صرفا «سادهنویسی» گزارشهای علمی نیست؛ بلکه هنر ترجمه مفاهیم پیچیده علمی به زبانی روشن، دقیق و قابل فهم، بدون تحریف یا اغراق است. ✔️یک علمنویس باید علم را بهدرستی بفهمد، پژوهشها را بخواند، اعتبار شواهد را ارزیابی کند و در عین حال، توانایی روایت و انتقال مفاهیم علمی را داشته باشد. بدون این دو توانایی، احتمال تفسیر ناروا و گسترش شبهعلم افزایش مییابد. #یادداشت 🧠🧠🧠 https://t.me/eduneuro
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
افسانه سبک های یادگیری حسی ⚪️ یکی از رایج ترین افسانه های عصبی، طبقه بندی یادگیرندگان بر حسب سبک یادگیری حسی آنان است. ادعا می شود که بخاطر سبک یادگیری ترجیحی یادگیرندگان، برخی از آنان از طریق ارائه دیداری بهتر یاد می گیرند، برخی از طریق شنیداری و برخی از راههای لمسی. سپس توصیه می شود که سبک یادگیری ترجیحی یادگیرندگان شناسایی و برای هر گروه دارای سبک یادگیری مشخص آموزش متناسب با آن سبک طراحی و ارائه شود. 🔹واقعیت این است که این ادعا شبه علم است و با شواهد علمی حمایت نمی شود. بهمین خاطر در دسته افسانه های عصبی قرار می گیرد. ⚪️⚪️ پیدایش و گسترش این ادعا به نظرورزی های فردریک وستر در سال ۱۹۷۵ برمی گردد. او در یکی از کتابهایش یادگیرندگان را در چهار سبک شنیداری، بینایی، لمسی و شناختی دسته بندی کرد و ادعا کرد که هر سبک از یک کانال حسی متمایز یاد می گیرد؛ یعنی یادگیرندگان دیداری از طریق چشم، یادگیرندگان شنیداری از طریق گوش، یادگیرندگان لمسی از طریق تماس و لمس کردن و یادگیرندگان شناختی از طریق فهمیدن شخصی. از آن زمان به بعد این ادعا توسط برخی تربیت شناسان به معلمان توصیه می شود و به شکلی گسترده معلمان به این ادعای نادرست اعتقاد پیدا کرده اند. ◼️ نخستین دلیل بر نادرست بودن این ادعا فقدان سازگاری منطقی ادعا و ناهمخوانی درونی آن است. در حالیکه ادعا می شود یادگیرندگان بر اساس کانال حسی شان دسته بندی می شوند، اما دسته چهارم گروهی هستند که تفاوت شان با سه گروه دیگر در کانال حسی ترجیحی شان نیست، چرا که ادعا شده است آنها از راه فهمیدن یاد می گیرند! بنابراین به زبان منطقی، سبک چهارم در طبقه بندی وستر نمی گنجد. ◼️◼️دومین محدودیت آشکار این ادعا باز به توضیحش درباره این سبک چهارم برمی گردد که اشاره شده است از راه درک خود یاد می گیرند. به این ترتیب، به نظر می رسد این گروه از یادگیرندگان نیازی به استفاده از حواس خود ندارند. ◼️◼️◼️سومین نقص آشکار این ادعا مربوط به توضیح آن درباره تفاوت سه سبک دیگر با گروه چهارم است. آنها ظاهرا از راه حس ترجیحی خود یاد می گیرند و نیازی به درک ندارند. ◼️◼️◼️◼️نقص چهارم این ادعا به توصیف نادرستی است که به یادگیری نسبت داده شده است. طرفداران این ادعا احساس را یادگیری معنا می کنند. احساس یعنی دریافت حسی از طریق منابع حسی. در حالیکه بعد از این احساس، ادراک اتفاق می افتد: یعنی دریافت های حسی تفسیر می شوند و بعد از این تفسیر است که معنا پیدا می کنند. هنوز یادگیری فراتر از ادراک است و به تغییراتی اشاره دارد که در نتیجه ادراک افراد در ذهن و رفتار آنان رخ می دهد. ◼️◼️◼️◼️◼️نقص پنجم و اساسی این ادعا اما برمی گردد به تکیه آن به ارایه شواهد عصب شناختی برای تایید آن. طرفداران ادعای سبک های یادگیری می گویند چون برای هر حس نواحی معزی متفاوتی درگیر هستند، پس افراد به لحاظ سبک حسی متفاوت هستند. واقعیت این است که نواحی مغزی درگیر پردازش حواس مختلف هماهنگ و مرتبط با هم هستند و در مواردی حتی محدودیت های یکدیگر را جبران می کنند. مثلا در افراد نابینا ناحیه پس سری که مسئول پردازش دیداری است به ناحیه آهیانه ای، ناحیه درگیر پردازش لمسی و فضایی کمک می کند. بهمین خاطر است که افراد نابینا نسبت به افراد عادی خط بریل را راحت تر یاد می گیرند. ◼️◼️◼️◼️◼◼️ششمین اشکال این ادعا این است که شواهد تجربی در حمایت از آن وجود ندارد. اگر این ادعا درست باشد باید افرادی باشند که از طریق مثلا کانال بینایی بهتر از کانال شنوایی مثلا مسائل ریاضی را یاد بگیرند و در عین حال گروهی باشند که بالعکس عمل کنند و گروه سومی که از طریق لمسی یا حرکتی بهتر از شنیداری و دیداری یاد بگیرند. اما چنین مطالعه ای حتی تعریف و صورتبندی آن هم بسیار دشوار خواهد بود. تصور کنید میخواهیم این کار را بکنیم، یک مطلب را یکبار به صورت دیداری، یکبار به صورت شنیداری و یکبار از طریق لمسی به افراد ارائه می دهیم. هر بار ارائه از همه افراد هم آزمون می گیریم و سپس نمرات بالا در هر شیوه ارائه را بعنوان سبک مربوط به آن افراد در نظر بگیریم. قاعدتا آن افراد در روش های ارائه دیگر باید نمره کمتری بگیرند و به لحاظ آماری هم معنی دار باشد. اما هنوز چنین پژوهشی منتشر نشده است. مطالعات مدعی موجودیت این سبک یادگیری یک پرسشنامه به افراد می دهند و بر اساس پاسخها برچسب سبک یادگیری مشخصی به فرد می زنند.! 🔘 بنابراین، اگر چه افراد به لحاظ ساختار و کارکرد مغز با هم متفاوت هستند و آنها ممکن است به لحاظ نحوه پردازش اطلاعات به شکل متفاوتی عمل کنند، اما نمی توان یادگیرندگان را در دسته های مشابه سبک های یادگیری حسی طبقه بندی نمود. ✍ علی نوری، مدیر سیگ علوم اعصاب تربیتی #یادداشت #عصب_افسانه_شناسی #بدفهمی_مغز #افسانه_های_عصبی #سبک_های_یادگیری #شبه_علم 🧠〰🧠〰 @eduneuro
🔻🔻🔻 پنج عامل کلیدی خوشبختی از نظر مردم ۶۶ کشور جهان چه عواملی باعث میشوند مردم یک کشور احساس خوشبختی بیشتری داشته باشند؟ برخلاف تصور رایج، احساس خوشبختی مردم یک جامعه در رشد اقتصادی یا افزایش درآمد فردی خلاصه نمیشود. پژوهش تازه نشان میدهد عوامل اجتماعی و کیفیت حکمرانی، نقشی تعیینکنندهتری در خوشبختی مردم دارند. پژوهشگران با استفاده از دادههای ۹۷ هزار و ۲۲۰ نفر از ۶۶ کشور و تحلیل بیش از ۲۰۰ متغیر اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روانشناختی، مهمترین عوامل مرتبط با خوشبختی را شناسایی کردند. نتایج نشان داد پنج عامل بیش از سایر عوامل با خوشبختی مردم ارتباط دارند: روابط اجتماعی و حمایت متقابل، آزادی در انتخاب مسیر زندگی، تأمین نیازهای اساسی، حکومت کارآمد و نهادهای قابل اعتماد، و سلامت و امنیت اجتماعی. یافتهها همچنین نشان داد کشورهایی که از سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی بیشتری برخوردارند، معمولاً شهروندان خوشبختتری نیز دارند. برای دسترسی به مقاله اینجا را باز کنید. #مقاله_خواندنی #خوشبختی #رفاه کانال تلگرام علوم اعصاب تربیتی 👇👇👇 https://t.me/eduneuro
✔️✔️ در چه سنی برای کودکان گوشی همراه بخریم؟ هر چه دیرتر، بهتر👇 نتایج یک پژوهش نشان داده است که نوجوانانی که قبل از ۱۲ سالگی گوشی هوشمند داشتهاند، در مقایسه با همسالان فاقد گوشی، بیشتر در معرض افسردگی، چاقی و کمخوابی قرار دارند. همچنین هرچه سن دریافت نخستین گوشی پایینتر باشد، احتمال چاقی و کمخوابی نیز بیشتر گزارش شده است. افزون بر این، نوجوانانی که بین ۱۲ تا ۱۳ سالگی برای نخستین بار صاحب گوشی هوشمند میشوند، در سال بعد مشکلات روانشناختی و کمخوابی بیشتری را نسبت به همسالان فاقد گوشی خود گزارش کردهاند. پژوهشگران معتقدند این یافتهها میتواند به والدین و سیاستگذاران در تصمیمگیری درباره زمان مناسب واگذاری نخستین گوشی هوشمند به کودکان و نوجوانان کمک کند. متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید. برای آگاهی از آخرین تحولات و پیشرفتهای در حوزه ذهن، مغز و تربیت، کانال تلگرام علوم اعصاب تربیتی را دنبال کنید و به علاقمندان معرفی کنید.👇👇👇 https://t.me/eduneuro #مقاله_خواندنی #گوشی_هوشمند #بیخوابی #چاقی
Channel photo updated
روز جهانی مغز (World Brain Day) هر سال در ۲۲ ژوئیه در سراسر جهان گرامی داشته میشود. این مناسبت از سال ۲۰۱۴ به ابتکار فدراسیون جهانی عصبشناسی (World Federation of Neurology) با هدف افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت مغز، پیشگیری از بیماریهای مغزی و ارتقای کیفیت زندگی تعیین شده است. تم سال ۲۰۲۶، «سلامت مغز؛ دسترسی برای همه» (Brain Health: Access for All)، بر این نکته تأکید دارد که همه افراد، بدون توجه به محل زندگی یا وضعیت اقتصادی، باید به آموزش و خدمات مرتبط با سلامت مغز دسترسی عادلانه داشته باشند. این تم تنها متخصصان مغز و اعصاب را مخاطب قرار نمیدهد؛ بلکه روانشناسان، متخصصان علوم شناختی، پژوهشگران علوم تربیتی، معلمان و بهویژه عصبتربیتشناسان را نیز مسئول میداند. ما میدانیم که هر تجربه یادگیری میتواند ساختار و کارکرد مغز را به گونهای تغییر دهد؛ این ویژگی شگفتانگیز انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity) نام دارد. عصبتربیتشناسان، میکوشند برنامه های درسی و تجربههای یادگیری را به گونهای طراحی و سازماندهی کنند که به حفظ و تقویت سلامت مغز کمک کنند. 🧠🧠🧠🧠 https://t.me/eduneuro #یادداشت