- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 245
- 1/48двое суток
- 1 426
- 1/72трое суток
- 1 538
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
جذّابِ چهچیز و چهکس هستیم؟ این پرسش، محکِ مهمی است که عیار ما را میسنجد! • آهنربا جذابِ آهن است پرزگیر، جذابِ ناچیزیها؛ پس آنچه به «خود» جذب میکنیم گواهی میدهد در خود چه داریم جذاب همهچیز و همهکس نباید باشم ——— جمعه ۲۳ مرداد سال پنج #حسام_ایپکچی #نهان_خانه @hesam_ipakchi
من شایستهٔ زندگیام و شایسته غذای سالم و شایسته لباسی آراسته و شایسته بدنی مراقبتشده و شایسته بیانی مودب و تمیز و شایسته مصاحبتهای مثمر و شایسته یادگرفتن و اندیشیدن و شایسته دوستانی امن و صادق و شایسته مهلتی برای خلوت و شایسته همتی برای ورزش و شایسته دیدن زیباییها و شایسته خوابی کافی • اینها نه تکلیفاند و نه بهانههای سرزنش بلکه شایستگیهای مناند و برایشان عزمِ شایسته خواهم کرد. این سطرها را بلند بلند میخوانم …. ——— پنجشنبه ۲۲ مرداد سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi
کیمیایی که مس را طلا میکند قدرتی که بالانشینها را پایین و فروافتادگان را بر بالا مینشاند؛ و درسی که روزگار ارزان میدهد اما رفوزگان را بسیار گران رسوا میکند همه و همه و همه در یک کلمه ادب است و ادب است و ادب است از بیادب باید گریزان بود بهقدر پرهیز از مهلکترین بیماری و باادب را باید به خود نزدیک داشت حتی با هزار اختلاف و ناهمنظری...  سهشنبه ۲۰ مرداد سال پنج @hesam_ipakchi
روزها مثل ساعت میگذرند دنگ، دنگ، دنگ… جمعه، شنبه، یکشنبه با عمر چه باید کرد؟ از آنچه میدانم «نباید» کرد پرهیز میکنم تا پاسخْ، صدایم کند «روز»، خود خبر میدهد چه باید کرد اگر «شب»، پریشانی نکاشته باشم! صفحاتی از کتاب سرنوشت هم به دستخط ما نیست و فقط باید دست نویسنده را خط نزد ——— دوشنبه ۱۹ مرداد سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi
غمخوردن برای رنجی که شاید بیاید یعنی ساختنِ رنجِ آنی و قطعی از احتمالِ رنج در آینده • بهقدرِ توان، تدبیر میکنم اما تعجیلی ندارم در دعوت از غم • روزها مانند میوه هستند باید آنها را «رسیده» چید! غم و شادیِ نرسیده، کال است شادی نرسیده مزهٔ وهم میدهد غمِ کال هم، نه ثمر دارد و نه علاج --- شنبه ۱۷ مرداد سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi
میپندارند بهشتاب در حرکتاند بیخبرند که فقط از «موقعیت»ها میجهند؛ اما «تجربه»، تازه نمیشود! روزگار، درسِ نیاموخته را تکرار میکند • شتاب در توجه است و فهمیدن نه در نافهمیدهپریدن از پیچوخمها باید پرهیز کنم از خطاهای تکراری تا مجالِ خطاهای تازه از دست نرود ——— چهارشنبه ۱۴ مرداد سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi
حاکمِ خود بودن سخت است حاکمِ خوبِ خود بودن، سختتر! • در محاصره خشم و یأس و اندوه چگونه میتوان بر عزم استوار ماند؟ • کارهایی را باید انجام داد نه «به شرطِ حال»؛ بلکه «بههرحال»؛ و اینها ستونهای نگهدارندهٔ عزماند هرچه ستونها بجاتر و پابرجاتر، عزم زیباتر و استوارتر... برنامههای ثابتِ روزانه، ستونهای نشاطاند -------- سهشنبه ۱۳ مرداد سال پنج #حسام_ایپکچی #نهان_خانه @hesam_ipakchi
آنکه هنگام دویدن به پشت سرش خیره شده بهسوی زمین خوردن میدود - روبهرو را ببین از مرور هزارباره روزهای سپریشده چیزی حاصل نمیشود بهجز دوباره زمینخوردن در روزهای پیشِ رو - از گذشته «عبرت» بردار و «عبور» کن ——— دوشنبه ۱۲ مرداد سال پنج #حسام_ایپکچی #نهان_خانه @hesam_ipakchi
جهان به فرمان من نیست بدن که نزدیکترین است گاه غافلگیرم میکند چه رسد به دورها و دیگریها • این راه ناهموار را نمیشود پیمود مگر با پذیرش پیشبینیناپذیریاش سهم من از زندگی بهقدر «معلومِ حاضر» است • هر جزء را باید چنان زیست انگار همه زندگی همین است حالا همه زندگی همین فنجان چای همین یک لقمه نان و پنیر همین یک همصحبت همین یک گلدان تشنه و منتظر آب زندگی همین جزءِ معلومِ حاضر است ——— یکشنبه ۱۱ مرداد سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi
روزها وزن دارند برخی سبک و برخی سنگین تنوع احوال و دگرگونی در منظره نشانهای است بر «در حرکت» بودن * میوه هر درخت از آن خود است یک روز میوهاش شیرین است و یک روز دیگر میوهاش ترش یک روز نرم است و روز دیگر در پوستهای چوبین و سخت * جاری در بستان زندگی هستیم و جاری بودن با همه سختی ترجیح دارد بر ایستایی  جمعه ۹ مرداد سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی 🔴 خبر دارید جمعهها مِی داریم؟ @mey_podcast 👈🏼 ——— @hesam_ipakchi
کلید زندان به دستم نبود که دری باز کنم و آزادی را هدیه دهم بضاعتم همین بود که با خراشی از کلمات بر دیوار تاریکی، از روشنایی بنویسم و این سیصدوشصتوپنجمین خراش است به وسعت یکسال نوشتم؛ اما مشق امروز: - ایمان دارم به بارش قطراتِ نحیف کلمات آتشِ افتاده به جنگل را نمنم باران علاج است نه با یک قطره، بلکه با استمرار بیوقفه امید نه؛ اما عزمِ استمرار دارم دلگرم بمانید؛ آتش، سرد میشود و بر خاکستر این جنگل، جوانهها میروید -- پایانِ سال اول – ۸ مرداد سال پنج #حسام_ایپکچی #نهان_خانه
خورشید این دیار در اسارتِ کیست؟ که سپیدهدمان هم تاریکی طلوع میکند؟ * هیچ یکنفری نمیتواند همه خورشید را پنهان کند مبادا دزدِ نابکار، خورشید را تکهتکه در خانههای خودمان پنهان کرده باشد! ـ همانجا که هیچکس به فکرش نمیرسد ـ • روز میشود اگر هرکس تکهای پنهان شده از خورشید را در خانه خودش پیدا کند و به آسمان بفرستد! • هر صبح، به ذوق تماشای تکهای از طلوع خانه و جانِ خودم را جستوجو میکنم طلوعکِ امروز من کدام است؟ ---- چهارشنبه ۷ مرداد سال پنج #حسام_ایپکچی #نهان_خانه
امروز - در تفتیدهترین روزِ سال - تو ابر باش و بیطمع، ببار تشویق کن قدم خوب کوچکی را که شاید تشویق امروز تو از آن راه بلندی بسازد بهسوی خیر • ذرهبین بگیر به توانهای ریزریز دیگران آنقدر ریز و ناچیز که شاید حتی صاحبشان بیخبر باشد که توانی دارد تو اما خبرش کن و بذری بکار • میدانستی ذوق بهترین بذر است برای مزرعه قلب آدمها؟ ——— دوشنبه پنجِ ماهِ پنج از سال پنج #حسام_ایپکچی #نهان_خانه
روزها، جعبههای خالی نیستند که ما آنها را پُر کنیم هر روز جعبهای از هدیه است که باید آن را باز کرد و دید • عبور از «امروز چه کار کنم» به جمله «امروز با من چهکار دارد» تغییر بزرگ و لذیذی است ——— شنبه ۳ مرداد سال پنج #حسام_ایپکچی #نهان_خانه
در روزگار «مَشِقّت» هستیم و در چنین احوالی آدمها یکسره «باطن» میشوند و نقابِ «ظاهر» میاندازند + مشقِ روزگار مشقت، دو چیز است «اصلاح خود» و «شناخت دیگری» : اصلاح خود، چون ما هم بر خود آشکار میشویم، مانند ایستادن برابر آینه و شناختِ دیگری، چون در روزهای خوشی دوباره بساطِ نقابها پهن خواهد شد --- پنجشنبه یکم مرداد سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi
میل، برای خودش پرسه میزند چیزهای زیادی را میل دارم اما قصه «عزم» متفاوت است معطل مناسبت و شرط و دیگری نیست • انسانِ صاحبْعزم، یک نفس عمیق میکشد پاهاش را استوارتر بر زمین میگذارد و از جا بلند میشود و میگوید: از همین الان • و همین «آن» عزم کردم در مسیر بارها میافتم اما بارها و بارها برمیخیزم؛ چون عزم کردم و استمرار، امتدادِ عزم است • بماند به یادگار از عزمی در: چهارشنبه آخر تیر سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi
گاه از پایان رفاقتی آزردهایم که بهراستی هرگز آغاز نشده بود • شاید باید شاد از آشکارشدن باشیم و نه رنجیده از رسواییِ طمعی که خود را «ارادت و محبت» نمایش میداد ___ سهشنبه ۳۰ تیر سال پنج #حسام_ایپکچی #نهان_خانه @hesam_ipakchi
هر صبح بیدار میشویم در نقطهای عقبتر از آنجا که دیشب خوابیدهایم • معنا، آزادی، آینده و… اینها راههای اصلیاند و راههای اصلی ویران شدهاند • مسیرِ نجات در پسکوچههاست با خُردهانتخابها باید زنده ماند • همین روزمرگیها همین تکراریهای ساده و معمولی همین باریکه باقیمانده از «آزادی»... • قدردان و مراقب روزمرگیها هستم گاه انجام «همان همیشگی»ها در وضعیت اضطرار، نجاتبخش است ——— دوشنبه ۲۹ تیر سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی
گاهی میرسم به «مرزِ توان» آنجا که دیگر - حتی بهقدر یک قدم - بیشتر پیمودن را نمیتوانم • این نقطه - نه جای سرزنش؛ بلکه - افتخارآمیزترین قلمرو انسان است یعنی زیستن تا سرحد امکان • باید دادرسِ منصفِ خودم باشم تا دیگران را هم به انصاف ببینم ——— شنبه ۲۷ تیر سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi
ساکنین روزهای «مبادا»ییم آنچه امروز «سخت» است فردا «ساده» نخواهد شد • گاه دویدن و ایستادن به یک اندازه خطاست؛ باید عبور را طاقت آورد با رفتنِ مدامِ آرامِ سنجیده • این روزها سنجیدهتر زندگی میکنم ——— جمعه ۲۶ تیر سال پنج #نهان_خانه #حسام_ایپکچی @hesam_ipakchi