tgindex
آکادمی فلسفه و هنر مارزوک

آکادمی فلسفه و هنر مارزوک

Статистика

کار فلسفه آزردن حماقت است. کانالِ فلسفه وهنر مارزوک https://t.me/marzockacademy

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
33
Всего постов
149
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
16 008
+257 за 5 дн.
Сутки
−8
−0,05%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
411
40 постов
Вовлечённость
2,6%
к подписчикам
Постов в день
4,7
всего 149
Упоминаний
13
каналов
Охват размещения
по 18 постам
1/24сутки в ленте
206
1/48двое суток
276
1/72трое суток
297

Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.

Посты

  • محدثه ساعدی رتبه ۶ نخبگان جهان @marzockacademy

  • ‍ 🔻 آکادمیِ فلسفه‌ی مارزوک تقدیم می‌کنند. 🔹 درسگفتار : ایا ابطال پذیری معیارتمایز علم ،از سایر معرفت هااست؟      🎙محمد رضا توکلی صابری  دکترای داروسازی ،فوق دکترای شیمی پزشکی        🕒 زمان ۲۳ مرداد جمعه ،۱۴۰۴ 14.08.2026       ساعت  ۲۲بوقت ایران لینک گروه اکادمی https://t.me/+RgpoTxExbs0yOTA0 کانالِ اکادمی @marzockacademy اینستاگرام آکادمی http://www.instagram.com/marzockacademy

  • آگامبن و بن‌بست «حیات برهنه»؛ وقتی ترحم جای سیاست را می‌گیرد آگامبن انسان حذف‌شده را به مرکز فلسفه‌ی سیاسی می‌آورد اما درست در همین نقطه گرفتار تناقض می‌شود. او انسان را به «حیات برهنه» تقلیل می‌دهد و سپس او را در برابر قدرت به صورت موجودی بی‌پناه قرار می‌دهد.…

  • marzockacademy

  • ۱-                                 هومو ساکر [ انسانِ مقدس ] عمیق ترین و گمنام ترین کنج های تاریخ سکنه هایی دارد که در سایهُ فراموشی فرد فرو رفته اند . آنهایی که در تقسیمات مرسوم جوامع به صنوف و طبقات و یا هیچ طیفی جای نمی گیرند . تاریخ که تجربهُ زیسته ایی…

  • ۱-                                 هومو ساکر [ انسانِ مقدس ] عمیق ترین و گمنام ترین کنج های تاریخ سکنه هایی دارد که در سایهُ فراموشی فرد فرو رفته اند . آنهایی که در تقسیمات مرسوم جوامع به صنوف و طبقات و یا هیچ طیفی جای نمی گیرند . تاریخ که تجربهُ زیسته ایی از ناکامی ها و تبعیض هاست، برای متعلقان " هومو ساکر " چندان معنا ندارد ، این بدان معناست که این فاعلینِ مستثنا فراتر از بدترین تبعیض ها در گذرِ عمر جهنمی خود قرار دارند . انسانِ هومو ساکر یا به تعبیری نه مقدس که نام گذاری آیرونیک ( تجاهل آمیزی ) به آن محسوب می شود بلکه آنها تجسم همان " حیاتِ برهنه " اند . عنوانی که جورجو آگامبن فیلسوف ایتالیایی می خواهد در کتابش تحت همین عنوان از ژرفنای فراموشی بیرون کشد و تاریخ شقاوت را بازنمایی کند که چگونه زیست جهان هایی داریم سراسر زخمی و نادیده شده یا بی اهمیت . انسانی که همه می توانند او را بکشند یا حقوق اش را زیر پا بگذارند .‌ آگامبن با این عبارات گام به این زمینِ سوخته می نهد : این نکته سراپا درک ناشدنی می ماند که چرا هر کسی می تواند بدون آلوده شدن به گناهِ توهین به مقدسات هومو ساکر را بکشد ( و ازاینجاست توضیح متناقض ماکروبیوس که بنا به آن نفوس انسان های مقدس [ هومینس ساکری ] در اسرع وقت به بهشت گسیل می شدند زیرا نفوس ایشان دُیون وقف شده به خدایان بود . آگامبن نشان می دهد که چنین انسانی همزاد تاریخِ سلطه عمر دارد و تا اکنونای مدرنیته این محرومیت کشیده شده تا آلمان نازی یا گولاگ یا هر جایی در زمین . در آغاز گاه با چنین مختصاتی شروع می شود : مشخصهُ هومو ساکر : بی کیفر بودن کشتن او و حرام بودنِ قربانی کردن او . در پرتو آنچه از نظام دینی و قضایی رومی می دانیم ( هم از قانون الهی و هم از قانون بشری ) ، با این تناقض که با اینکه هومو ساکر مایملک خدایان است ، چرا هر کسی می تواند بدون آلوده شدن خویش به توهین به مقدسات او را بکشد ؟ آگامبن پرسش می کند : پس در این صورت حیات هومو ساکر به چه معناست ؟ تمثالی که با واکاوی آن میشود به ساختار سیاسی آغازین رسید که در حوزه ایی مقدم بر تمایز مقدس و نامقدس ، دینی و قضایی ، مستقر است . ما با نوعی تابو مواجهیم . در کنار اقسام تابوها در ادیان سامی . همچون قواعدِ ناظر بر نجاست ، زنان پس از زایمان ، یا مردانی که جسدی را لمس کرده اند ، که صفت نجاست را با خود حمل می کنند ، و چنین شخصی مقدس شمرده نمی شود زیرا او از نزدیک شدن به عبادتگاه یا تماس با مردان منع شده است . نمونهُ دیگری که اگامبن به نقل از ویلیام رابرتسن اسمیت در درسگفتارهای دربارهُ دین اقوام سامی اورده ، این است واژهُ تحریم ( ban ) ، از واژهُ عبری حِرِم است که به واسطهُ آن گناهکاران بی تقوا یا دشمنان قوم و خدای قوم روانهُ دیار عدم می شدند . حرمت شکلی از عبودیت و وقف خدا کردن است و از این رو فعل " تحریم کردن " گاهی به " وقف خدا کردن " با تخصیص دادن به او ترجمه شده است . که در کهن ترین ادوار تاریخ یهود ، این فعل متضمن معدوم کردن تام بوده است حتی نه تنها خود شخص بلکه نابودی مایملک او نیز ، دام ها نیز نه قربانی بلکه سلاخی می شدند . در واقع تحریم با تابو یکی می شود . همان عرصه ای که فروید در نگارش توتم وتابو بکار بست. کلمهُ لاتینی sacer با مقولهُ تابو پیوند می خورد : sacer esto = ملعون باد به واقع یک نفرین است ، و در این تحقیق که اگامبن به نقل از فِستوس می آورد هومو ساکر که این نفرین بر او نازل میشود ، فردی مطرود , تحریم شده ، تابو شده و خطرناک است . این همان روندی بود که از یک وضعیت حقوقیِ اسرار آمیز در روم باستان ،‌محملی شد برای مقولهُ دینی امر مقدس . حداقل دو ویژگی برای هومو ساکر بایست حاکم باشد : مجازات ناپذیریِ فعل کشتن و بیرون گذاشته شدن از مناسک قربانی . یا به تعبیری دقیق تر کسی که از حدود و مرزهای اعمال قانون کنار گذاشته شده ،‌ بخصوص از اِعمال قانون مربوط به قتل نفس که قانونی قدیمی برای رومی ها بوده است . هومو ساکر هم از هر دو حوزهُ قوانین قضایی و دینی بیرون گذاشته می شود به تعبیر آگامبن این تجربهُ وضعیت ویرانگری به مفهوم حیات برهنه فراهم  می سازد که هیچ پناهی ندارد ، مگر زیستن در فضای خشونتِ عریان . خشونتی در امتداد قتلِ نفس تحریم ناپذیری است که هر کسی می تواند مرتکب شود که قتل محسوب نمی شود ، حتی بدون طی روند جزایی اعدامِ یک انسان ، این خشونتی است که با ایستادن بیرون از شمول صورت های جایزِ قوانین بشری و الهی بدل به رخدادی خشن می شود . آگامبن : نوعی رابطهُ مبتنی بر استثنا : همان حوزهُ تصمیم حاکم ، که در وضعیت استثنایی قانون را معلق می کند و بدین ترتیب حیات برهنه را درگیر آن می سازد ....و زندگی مقدس یعنی زندگی ای که می تواند به قتل برسد اما قربانی نمی شود زندگی ای که در این حوزه اسیر شده است . ع- زاهدی https://t.me/marzockacademy

  • 💥مفهوم Hyper- reality که در فارسی به حاد-واقعیت ترجمه شده است، واقعیت نیست؛ اما تصویری بسیار مشابه آن است، به اندازه‌ای که می‌تواند جایگاه واقعیت را تسخیرکند. حاد-واقعیت، گاهی یک بازنمایی از تصویر واقعی است، گاهی تحریف‌کننده‌ و پنهان‌کننده‌ی واقعیت است و گاه حتی کمترین نسبتی با واقعیت ندارد. امروز حاد-‌واقعیت جهان را با ابزار رسانه‌ دربرگرفته است، آن‌قدر بازنمایی می‌شود و آن‌قدر به جای واقعیت می‌نشیند و چنان بدلی از واقعیت تولید می‌کند که گاهی دیگر نبودن واقعیت را حس نمی‌کنیم. ژان بودریار فیلسوف و جامعه‌شناس فرانسوی نظریه‌پرداز حاد- واقعیت است. جدی‌گرفتنِ بودریار یعنی قبول این حکم که کار انسان در مقام عاملیت، تمام است و دیگر هیچ‌گونه امکانی برای اعتراض یا مبارزه‌ی سیاسی و اجتماعی در جهانِ حاد-واقعی شده وجود ندارد. آیا باید بودریار را جدی گرفت؟ در چنین جهان رسانه‌ای‌شده‌ای، کجا می‌توان واقعیت و حقیقت را جست‌وجو کرد؟ @elhammrad #اندیشه https://t.me/marzockacademy

  • ۲-                                     حیات برهنه و حاکم تاریح سیری است ضروری برای استقرار حاکمیت . جهان طبیعی و اسطوره ایی در آسمان یا زمین بطرف وحدت یافتن بر بستر شطی ناگزیر در حرکت بودند ، تا به جایگاه نامتناهی خویش وصول شوند . هومو ساکر [ انسانِ مقدس ] معنای قدسی خویش را بتدریج در حال واگذاری به صاحب اصلی بود . از متن همین درآمیزی در میدان واقعی بود که رازگونگی انسانِمقدس فروکاست و بدل به حیات برهنه شد . انسانی که هستی اش در امتداد امری به مفهوم " حاکم " جلوه می کند . این نوع به هم رسیدنِ پر ستیز را آگامبن اینگونه بازشناسی می کند : در دو حد نهایی این نظام ، حاکم و هوموساکر معرف دو تمثال قرینه اند که ساختاری یکسان دارند و متضایفند : حاکم کسی است که در نسبت با او همه بالقوه هومو ساکرند ، و هومو ساکر کسی است که در نسبت با او همهُ آدمهاحاکمند . در تحلیل آگامبن حاکم و هومو ساکر در هیئت کنشی به هم می رسند . نخستین فضای سیاسی در غرب که از هر دو حوزهُ دین و عرف ، از هر دو نظم طبیعی و قضایی ، متمایز است . مقدس بودن معنایی غیر از ادغام شدن حیات برهنه در نظام قضایی نیست . به معنایی واقعی تر ، حیات برهنه فقط تا جایی مقدس است که جزئی از استثنای حاکم باشد تا که جایی هومو ساکر برای آنکه به قتل برسد و نشان داده شود چقدر بی پناه است ، و یا حیاتش برهنه است ، تنها و سرگردان و بی تکیه بر جایی . اگامبن : قانون نوما ( دومین پادشاه افسانه ای روم ) در باب قتل نفس ( parricidas non damnatur ) ، به یک نظام شکل می دهد . این مجموعهُ درهم تنیده همان ساختار آغازینی است که قدرت حاکم را بنیان می نهد . اما آگامبن این توضیح را نیز می افزاید که اگر به قول فوکو در  کتاب " تاریخ امر جنسی " یکی از امتیازهای برجستهُ قدرت حاکم حق تصمیم گیری دربارهُ زندگی و مرگ بود اما آنچه که محرز است اولین بار داشتن " حق تعیین مرگ و زندگی " وقتی است که با اختیار نامشروط پدر بر پسرانش مواجه می شویم و نه قدرت حاکم. و اختیار پدر یا شوهری است که دختر یا همسرش را حین ارتکاب زنا دستگیر کند . تا جاییکه این اختیارات به حوزه های قدرت حاکم هم تسری پیدا می کند ، قرابتی میان اختیار مرگ و زندگی پدر و حکومتِ قانون ، چنان این اختیارات معنای خود را در عمل تکمیل کردند که این دو حوزه درهم تنیده شدند . بدینسان پدر آمر یا قدر قدرت که خود هم خصلت پدر را دارد و هم قابلیت حکمرانی شخصی که ذره ایی در کشتن پسر خائن اش تردید نمی کند . اگر چه ممکن است این اختیار از جانب پسر بر پدر همچون شمشیری بر آهیخته فرود آید . با نمونه های فراوان در افسانه و تاریخ . حتی در روم باستان اختیار پدرانه نوعی وظیفهُ عمومی یا مدنی تلقی می شد و آن را به نحوی دنباله ایی از قدرت خدشه ناپذیر حاکم می دانستند . وقتی شاه عباس چشمان پسرانش را کور می کند ، همان قدرت تهدید به مرگ است ، در کندوکاوِ آگامبن وقتی لقب " پدر مردم " که در مدیحه سرایی ها مرسوم است و در هر عصری مختص رهبرانی است که از اقتدار حاکم برخوردارند همان معنای خونین را تداعی می کند . آگامبن : حاکمیت حکمران هیچ نیست مگر " اختیار مرگ و زندگیِ " پدر که اینک به همهُ شهروندان تعمیم می یابد . راه بهتری برای بیان این معنی وجود ندارد که نخستین شالودهُ زندگی سیاسی حیاتی است که می تواند به قتل برسد ، حیاتی که دقیقا به واسطهُ قابلیتِ سیاسی به قتل رسیدن سیاسی می شود . که در دنیای امروز به وفور در حال انجام است . ادامه دارد ... علی - زاهدی https://t.me/marzockacademy

  • تلگرام سیزده ساله شد. سیزده سالگی تلگرام را می‌توان جشن یک پلتفرم دانست اما شایسته‌تر آن است که آن را جشن یک پرسش بدانیم آیا انسان در عصر دیجیتال هنوز می‌تواند مالک صدای خود باشد؟ تلگرام با همه قوت‌ها و کاستی‌هایش کوشیده است پاسخی عملی به این پرسش بدهد. شاید میراث اصلی پاول دوروف نیز همین باشد این‌که به جهان یادآوری کرد ساختن فناوری، هم‌زمان ساختن امکان‌های تازه‌ای برای آزادی و مسئولیت است. تلگرام امروز فقط خاطره سیزده سال فعالیت نیست بخشی از تاریخ معاصر ارتباطات انسانی است. آینده درباره میزان موفقیت یا شکست آن داوری خواهد کرد اما تردیدی نیست که این پلتفرم در تغییر تصور ما از پیام‌رسانی حریم خصوصی و استقلال دیجیتال نقش مهمی داشته است.دوازده سالگی این پلتفرم فرم خجسته باد . به احترام خالقی که نشان داد گاهی یک نرم افزار میتواند به بیانیه‌ای برای آزادی تبدیل شود . https://t.me/marzockacademy

  • ‍ 🔻 آکادمیِ فلسفه‌ی مارزوک تقدیم می‌کنند. 🔹 درسگفتار : ایا ابطال پذیری معیارتمایز علم ،از سایر معرفت هااست؟      🎙محمد رضا توکلی صابری  دکترای داروسازی ،فوق دکترای شیمی پزشکی        🕒 زمان ۲۳ مرداد جمعه ،۱۴۰۴ 14.08.2026       ساعت  ۲۲بوقت ایران لینک گروه اکادمی https://t.me/+RgpoTxExbs0yOTA0 کانالِ اکادمی @marzockacademy اینستاگرام آکادمی http://www.instagram.com/marzockacademy

  • سخنرانی جمشید قسیمی در باره تحقیقات هوش مصنوعی @marzockacademy

  • @marzockacademy

  • خورشیدگرفتگی یادآور آن است که حتی روشن‌ترین حقیقت‌ها نیز گاهی در سایه‌ی تردید پنهان می‌شوند، اما هرگز از میان نمی‌روند. @marzockacademy

  • @marzockacademy

  • 13 авг.2071удалён 13 авг.

    🔸جامع ترین بانک pdf کتاب های نایاب در تلگرام، در اختیار شماست، کافیست با لمس متن وارد شوید. 📚⬆️

  • 12 авг.283удалён 13 авг.

    ⬅️مجموعه ای ویژه از بهترین کانال های تلگرام، برای مدت محدودی در اختیار شماست، با لمس متن وارد شوید.⭐️⤵️

  • 12 авг.2852удалён 13 авг.

    📖 بانک جامع pdf کتاب های نایاب 🎓 فلسفه تحلیلی، تاریخ فلسفه و فلسفه علم 🌐 اخبار و تحلیل سیاسی ایران و جهان 🤔برای ورود، متن را لمس کنید یا روی لینک مربوطه کلیک نمایید.🤔

  • The Basics of Critical Thinking, searchable http://t.me/+v_LmsK6x9UZiYmQ0 https://t.me/marzockacademy

  • سنجش معلم از کل کلاس https://t.me/marzockacademy

  • پرسش از دکتر محمد رضا واعظ در گروه اکادمی فلسفه مارزوک. https://t.me/marzockacademy با درود دوباره اخیرا مقاله ای در مورد الزام آموزش رویکردها و مفاهیم نامتعین و عدم تعین به کودکان در سنین پیش از دبستان و دبستان خواندم .. گو اینکه در سنین نزدیک به بلوغ از این سمت ـ نا آشنایی با روندهای نامتعین در زیست روزمره ـ آسیبی متوجه روح و روان کودکان است. پرسش من این است که به زعم اینکه آموزش در سنین پایین روندی ساختارگرا دارد یا در قالبی ساختارگرا ارائه می شود چگونه باید در این مسیر. تلاش کرد و اصلا این امر در عمل ممکن هست یا خیر؟! 🗣به نظرم آموزش عدم‌تعین به بچه‌ ها به این معنا نیست که آموزش را بی‌ ساختار و آشفته کنیم. اتفاقاً بچه، مخصوصاً در سن پایین، به یک محیط امن و قابل‌پیش‌بینی نیاز دارد؛ اما در همان محیط می‌شود او را کم‌کم با موقعیت‌ هایی روبه‌رو کرد که فقط یک جواب قطعی ندارند. مثلاً یاد بگیرد گاهی «نمی‌دانم» پاسخ کاملاً قابل‌قبولی است، و یا ممکن است چند نظر مختلف هرکدام دلیلی داشته باشند، با اطلاعات تازه می‌شود نظرمان را عوض کنیم و همیشه قرار نیست قبل از تصمیم گرفتن صددرصد مطمئن باشیم. بنابراین لازم نیست ساختار را از آموزش حذف کنیم، بلکه بهتر است ساختار را در فرایند حفظ کنیم و نتیجه را همیشه از قبل نبندیم. اتفاقاً گفت‌وگوی فلسفی با کودکان یکی از بهترین جاها برای تمرین همین وضعیت است،جایی که قواعد گفت‌وگو روشن است، اما کسی از قبل نمی‌داند بحث دقیقاً به کجا می‌رسد.