تردیدار | شاهین کلانتری
Статистикаیادداشتهای شاهین کلانتری Shahinkalantari.com کانال مدرسه نویسندگی:🔻 @shahinkalantari
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 320
- 1/48двое суток
- 366
- 1/72трое суток
- 395
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
۱۰ فرمان امروز من به خودم: ۱. لغتنامه بگشا و واژههای جالب را برگزین و به پوشهی «کلمهبرداری» بیفزا. ۲. حوصله کن. ۳. «فرهنگوارهی فارسی خلاق» را بیشتر معرفی کن. ۴. روی تختت قلم و کاغذ بگذار و بهمحض بیدار شدن، بیدرنگ رؤیاهایت را بنویس. ۵. بیشتر روی کاغذ بنویس. از وررفتن با شکل کلمات لذت ببر. اندامِ واژه را دگرگون کن. ۶. از نکبتِ گذشته و ابتذالِ حال و توهمِ آینده بگذر. زمان را جور دیگری دریاب. ۷. به مطالعهی آثار شهریار مندنیپور ادامه بده. — و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ وبینار نویسندهساز: ماهان و احسان هم بودند. از داستانک حرف زدیم و نگاهی انداختیم به کتاب: «از آن چند تن عاشقان کتاب» ➖️ تماشای «بی داد» از سهیل بیرقی: یاد ندارم حین دیدن فیلمی بغض کرده باشم، اما آخرِ «بی داد»، لحظهی تعلل دختر برای آواز سر دادن، بغضم گرفت، نزدیک گریه. فیلمِ خامداستانه و تهیمایهی «یک تصادف ساده» چنان ناامیدم کرده بود از سینمای زیرزمینی که پیش از تماشای «بی داد» چندان امیدی نداشته بهش. اما «بی داد» هر دقیقه که پیشتر رفت مجذوبترم کرد. آدمهای قصه، کاریکاتور مسخرهای نیستند که سینمای فرهنگِ رسمی و مسلط میکوشد بهعنوان ایرانیِ امروز جا بزند. «بی داد» روایت تپندهی تپشهای ماست برای ماندن و ساختن، خفه نشدن. روایتِ ما که آیندگانیم. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید: http://shahinkalantari.com/gozaresh-94
۱۰ فرمان امروز من به خودم: ۱. لابهلای کارها لغتنامه را ورق بزن و چند کلمهای رونویسی کنی. ۲. هر فیلمی را طوری ببین که انگار آخرین فیلمیست که داری میبینی. ۳. توی وب دنبال فونتهای متفاوت بگرد. ببین میتوانی حس تازهای به تایپکردنت بدهی. ۴. از شهریار مندنیپور بخان. ۵. به مطالعهی کتاب «خوابها چه میگویند» ادامه بده. ۶. پاشو برو کمی درخت و خاک ببین. ۷. چنان غضبآلود زل بزن تو چشم هیولای روزمرگی که بجیشد بخیش. ۸. قوز نکن. صاف بنشین. حالتِ جسمی تو حالتِ ذهنیات را میسازد و برعکس. ۹. بپناه به موسیقی شوستاکوویچ. ۱۰. قسمت پنجم سریال «بیگانه» را ببین. — و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ بازطراحی ساختمان دورههای مدرسه نویسندگی و ارسال آن برای همکاران ➖️ دو جلسه کلاس خصوصی ➖️ وبینار نویسندهساز: آزادنویسی با جملات کمکلمه و گپوگفتی متنوع. ➖️ دورهی قصهقصه: از قصههای سپیده جدیری حرف زدیم. ➖️ بازخورد نویسندگی خلاق ۷۴ ➖️ بازخورد نویسندگی خلاق ۷۶: سطح تمرینها چشمگیر بود. در نخستین جلسه انتظار چنین متنهای خوبی نداشتم. ➖️ دو تا فیلم دیگر دیدم از لیام نیسون که ببین طبقمعمول چرا به مخمصه افتاده و اینبار خودش را چطور میرهاند: «The Commuter 2018» و «Retribution 2023». هر دو سرگرمکننده و هیجانانگیزگیز. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-93/
۱۰ فرمان روزانه به خودم ۱. نگاه کن. دقیقتر نگاه کن. بیش از حد معمول نگاه کن. فرقی نمیکند به چی. مهم آن است که چنان خیره شوی که چیزهای نادیده به چشمت بیاید. ۲. کتابهایت را مرتب کن. ۳. این کلمه را به دایرهی واژگان فعالت بیفزا: «زیانبار» ۴. چند تا حلزون تازه طراحی کن. قلمهای متفاوت را به کار بگیر. ۵. از سر رودربایستی خودفرسایی نکن. از هر چه به آن اطمینانی نداری دست بردار. ۶. نگاهی بینداز به دیوان یکی از شاعران سبک هندی. ۷. آب ولرم بیشتر بنوش. ۸. قهوهات را با جانودل مزهمزه کن. ۹. دوباره ستون «روزواژه» را فعال کن تو کانال مدرسه نویسندگی. ۱۰. خلاصهی قصهی فیلمهایی که میبینی بنویس. — و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ دو جلسه کلاس خصوصی ➖️ وبینار نویسندهساز: پرسشوپاسخ+ادامهنویسی. نباید فراموش کنیم که بنیان این وبینارها بر پرسشوپاسخ است. از امروز سهم بیشتر به گفتوگو میدهیم. ➖️ جلسهی جهارم دورهی شعر: ادامهی بحث ترانه، اینبار با تنوعی بسیار بیشتر و پرداختن به آثار ترانهسرایانی مانند: شهیار قنبری و زویا زاکاریان و اردلان سرفراز و سعید دبیری و فرامرز اصلانی. ➖️ تماشای فیلم هیجانانگیز و خوشساختِ «Taken 2008». بازیگر محبوبم: لیام نیسون شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-92/
➖️خلاقیت: خلبازیِ خردمندانه ➖️ اولویت من: زیاد بنویسم و زیاد راه بروم. چون میدانم اگر بر کمیت این دو بیفزایم کیفیت بخشهای دیگری زندگیام نیز بالاتر میرود. ➖️ هرمز علیپور نوشته بود: «تکلیف چشمهای من چه بود که دوست داشتند در سنگها معنا شوند؟» — و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ سه جلسه کلاس خصوصی: مقاله و داستان ➖️ حضور در نشست کتابخانی ابهر: گفتن از روزانهنویسی و تنوعبخشی به آن ➖️ برگزاری جلسهی مقدماتی دورهی پیشرفتهی نویسندگی خلاق: سخن از لایهی واژگانی سبک ➖️ وبینار نویسندهساز: معرفی کتاب «در کمال سادگی» و سخن از سادهگویی و سادهنویسی ➖️ تماشای فیلم جدید «The Invite 2026»: شبنشینیِ طنزآمیز دو زوج میانسال که در نهایت زوج میزبان را به درک تازهای از ازدواجشان میرساند. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید: http://shahinkalantari.com/gozaresh-91
پراکندههایی از زیر دستوپای روزمرگی: ➖️ بعضی ایدهها در اصل باتلاقند. مثلن به ایدهیی فکر کن که مدتهاست تو ذهنت مانده و نمیگذارد نوشتن داستان دیگری را شروع کنی. ➖️ عشق داستانیست، داستانی که کمتر خوب نوشته میشود. داستانی با تنها یکی دو فصل خوب از دستِکم ده بیست فصل. ➖️ از یک نامه: وقتی برای خودم مینویسم لازم نمیبینم برخی چیزها را چندان دقیق بگویم. اما نوشتن خطاب به تو این انگیزه را فراهم میکند. ➖️ از نوشتن که دور میشوم میرنجم. باید بنویسم تا زنده شوم، زندهتر. وقتی مینویسم درخت میشوم. درختم با نوشتن. ➖️ باید دید. باید رفت. باید بود. باید شد. باید ساخت. ➖️ تویی اویی که فعلی میفزایی به فارسی. _ و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ برگزاری جلسهی بازخورد کلاس نویسندگی خلاق ۷۵ ➖️ یک جلسه کلاس خصوصی: بازنویسی رمان ➖️ وبینار نویسندهساز: سیری در چند شعر از بیژن جلالی+تمرین ادامهنویسی و فهرست هفتگی کلمات ➖️ برگزاری جلسهی پنجم ۷۵مین دورهی نویسندگی خلاق: ساختار داستان و پیرنگ ➖️ پایان مطالعهی کتاب «خوانش فراگون» شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-90/
پراکندههایی از زیر دستوپای روزمرگی: ➖️ گفت: «اگه میخوای دنیا رو بفهمی، بخون. اگه میخوای خودت رو بفهمی، بنویس.» ➖️ واژهی «سینهریز» را کی ساخته یعنی؟ خوشگل است. ➖️ تخممرغ شعریست ذلیلِ روزمرهی آدمیزاد. ➖️ زندگی را هورت میکشی. ➖️ شخمیترین نوع حسرت هم این است که بگویی چرا در این زمانه به دنیا آمدم و در فلان زمانه نه، چرا اینجا، چرا آنجا نه، چرا اینجوری چرا آنجوری نه. ➖️ آخر شبی مینشیم ترک موتورِ دوست. میرویم مغازهی جدیدش را نشانم بدهد. لبهسازی توی گاراژی کنار جاده. یاد فیلم «روسیِ» امیرحسین ثقفی میافتم. چرک و بیابانی. بعد گازش را میگیرد سمت یک کانکس حاشیهی شهر که نمونه نشانم بدهد. بدم نمیآید وسط مزرعهی بابابزرگ یک چاردیواری بنا کنم. چیزی شبیه کاروانِ فیلم «دست سوزان». بعد. میرویم یخدربهشتِ انبه میزنیم. خنکای شب هوسم میاندازد زودتر خودم را برسانم خانه و مابقیِ سریال «بیگانه» را ببینم و کمی هم از «خوانش فراگون» را بخانم. — و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ دو جلسه کلاس خصوصی ➖️ وبینار نویسندهساز: برای تمرین ادامهنویسی جزوهای نوشتم که بنا دارم بهتدریج کاملش کنم تا کتابچهای بشود پر از جرقههای آزادنویسی. فهرستی هم نوشتم از نکاتی که به بهبود تمرین ادامهنویسی کمک میکند: اگر حس میکنیم چیزی برای نوشتن نداریم، مدام پارهی نخست جمله را از نو بنویسیم. از تکرار نپرهیزیم. به جریان تداعیها توجه کنیم. یکی از اهداف آزادنویسی ایجاد ارتباط بین ایدههای بهظاهر بیربط است. از نوشتن جملههای بد و غلط نهراسیم. بیپرده بنویسیم. هنگام نوشتن به ارائهی نوشتههایمان فکر نکنیم. همهی شروعها را آسان بپنداریم. دربارهی نتیجهی کار پیشبینی نکنیم. همه چیز را بسپاریم به جریان نوشتن. همهی انواع نوشتن را بیازماییم؛ شوخی و جدی، ادبی و غیر ادبی، داستانی و غیرداستانی. ➖️ نخستین جلسهی ۷۶مین دورهی نویسندگی خلاق: همه چیز باکیفیت مطلوب و مطابق برنامه پیش رفت و شنگولم، شنگولترین. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: http://shahinkalantari.com/gozaresh-89
عاشق سیسش شدم 😅😍
پراکندههایی از زیر دستوپای روزمرگی: ➖️ از شیرینترین بخشهای امروز کتاب خریدن بود: • چاپ اول رمان «آزاده خانم…» رضا براهنی. نسخهی چاپ سوئد. با طرح جلدی متفاوت با هر دو چاپ داخل ایران. • «گنجواژهی فارسی» از بهروز صفرزاده که اولین لغتنامهی تزارس فارسی است. دریایی از واژگان قدیمی و جدید فارسی که در طیفهای موضوعی دستهبندی شده است. • یک نسخهی دیگر از چاپ «اتوپرتره» مفت چنگم شد. این هم مرض من: از کتابهای محبوبم چندتاچندتا میخرم. محض قحطی و هدیه و… • و کتاب جدید حسین رسولزاده. باز هم موضوعی نو در نظریهی ادبی. عنوان فرعی کتاب: «خوانشی که میخواهد صدای حیوانات را به آنان بازگرداند تا خود سخن بگویند». از اشارهی آغازین کتاب: «اینک برای نخستین بار، خوانشی جوانه زده تا حیوانات را به سخن درآورد، که خود سخن بگویند، که خود باشند. سخن بگویند از خود، با خود و برای خود… حیوانات برای باز پس گرفتنِ زیستگاههای خود، ابتدا باید صدای خود را باز پس بگیرند.» • یادداشتهای پراکنده، افکار پریشان از اقبال لاهوری: «ملتها در قلب شاعران متولد میشوند، در دست سیاستمداران از بین میروند.» • کتاب غیرداستانی «خوابها چه میگویند: سفری علمی به دنیای کابوس و رؤیا» از راهول جاندیال، جراح و پژوهشگر مغز و اعصاب. بیست صفحهی اول چنان کنجکاوترم کرده دربارهی رؤیاها که مگو و مپرس: «شاید آنچه بهراستی به آن نیازمندیم نه خواب، که رؤیاها باشد.» و هفت هشت عنوان دیگر که اغلب دفتر شعرند. — و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ سومین جلسهی سمپوزیوم نویسندگی و دیدار نیک با دوستان نیک. بیش از همیشه با هم نوشتیم و به این پرداختیم که چگونه میتوانیم صدای منحصر به فرد خودمان را در نوشتن آزاد کنیم. ➖️ اعلام فراخان دورهی جدید شعر. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: http://shahinkalantari.com/gozaresh-87
پراکندههایی از زیر دستوپای روزمرگی: ➖️ داستانی بنویسیم که وادارمان کند به شنونده بودن، شنوندهی بهتری بودن. داستانی بنویسیم که خانندهی آن دریابد که چه لذت ژرفی در گفتوگوهای انسانی نهفته است. ➖️ دوست دارم به یکی از بهترین فیلمهای عاشقانهای اشاره کنم که در آن اشیا نیز بخش مؤثری از رابطهی عاطفی قصه است: مجنونوار (LIKE CRAZY). پسر داستان (جیکوب) برای دختر (آنا) که نویسنده است صندلی چوبی کوچک و سادهای میسازد در آغاز رابطهشان، به عنوان هدیهای که در ادامهی داستان معنای ویژهای مییابد، هنگامی که دختر در رابطهی بعدیاش صندلی شیکی را از شریک عاطفی تازهاش هدیه میگیرد اما این صندلی در قیاس با صندلی چوبی دستسازِ جیکوب، یادآورِ دردناکِ ژرفای عشقیست که دختر تنها میتوانست با جیکوب تجربه کند. ➖️ برخی جاها از نظر ما داستانیترند، داستانسازترند. مثل برکهای کوچک در دل جنگلی بزرگ، همیشه برای من مرموز و کنجکاویبرانگیز است. دوست دارم آدمهایی را در کنار آن تصور کنم که برای حل معمایی میکوشند. ➖️ عطسه روز است و سرفه شب. — و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ دو جلسه کلاس خصوصی: لذت بلندخاندن از روی متنها و کشف ظرافتهای آن ➖️ وبینار نویسندهساز: اشارهای به ترانههای علی معلم دامغانی+خاندن چند پاره از «چنین کنند بزرگان» ➖️ برگزاری جلسهی سوم دورهی شعر: ترانهنویسی+بازخورد به تمام تمرینهای جلسهی دوم ➖️ تماشای قسمت اول سریال «The Outsider». اقتباسیست از یکی از رمانهای استیون کینگ. قسمت اول که کنجکاویبرانگیز و خوشساخت بود، تا در ادامه چه شود. ➖️ کمی پیادهروی. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-85/
پراکندههایی از زیر دستوپای روزمرگی: ➖️ هر روز تازه مادهی خامیست که برای خلق اثری هنری در اختیار داریم. خب، بله، گاهی مینویسی و میاندازی تو سطل زبانه، گاهی بوم را به گه میکشی و پارهاش میکنی، ولی خیلی وقتها هم اثری ناب دستت را میگیرد. روزها هم همینطورند. روزهای بحرانی را هم میتوان متریال بیکیفیتی دید که صدالبته باز هم به کار آفرینش هنری میآیند. دیدهای اینها را که با زباله و نخاله مجسمههای جورواجور میسازند؟ از این روزهای نکبتبار اگر بشود چیزی آفرید، شاهکار هم که نباشد شاهکار است. ➖️ شیواترین گونهی فارسی را هنگامی میآموزی که حس کنی داری زبانی تازه را فرامیگیری؛ مانند زبانی بیگانه که تاکنون شناختی از آن نداشتهای. ➖️ یعنی دیروز به خاطر کمنوشتن بود که آنطور گرفته و گیج بودم؟ حالا که دارم مینویسم و حس بهتری دارم، بیشتر مطمئن میشوم که بینوشتن عجب بیچارهام. ➖️ شهرزادِ دفترچه یادداشت خود: اینطوری هم میشود دید. اینکه جانت را بسته به روزنگاری بدانی. شهرزادی باشی قصهگوی پادشاهِ ملال و روزمرگی. — و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ سه جلسه کلاس خصوصی ➖️ وبینار نویسندهساز: اول از شعرهای احمدرضا احمدی خاندم برای بچهها. بعد کمی آزادنویسی کردیم و ادامه بحث رفت سمت تمرکز و نظم شخصی. ➖️ برگزاری جلسهی ماهانهی رمانجا: نگاهی به همسایههای احمد محمود ➖️ جلسهی بازخورد تمرینهای ۷۵مین دورهی نویسندگی خلاق ➖️ فیلم: «The Sting 1973». محض سرگرمی بدک نیست. ولی از آن فیلمها نیست که با تو بماند. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-84/
➖️ پراکندههایی از زیر دستوپای روزمرگی: – نگاههای مشکوک مسخرهترند. – عدس ریاکارتر است یا نخود؟ – روزهای بارانی میرسند به ما؟ – بیا بسازیم با خردهخردههایمان. – چیزی اینجاست که میجاید مرا. – یعنی تو یک داستانی، تو داس میستانی. – نگرانی از کپک زدن چیزها. بیش از همه مغز خود آدم که بیاندازه مستعد کپک زدن است. راههای آشنا برای کپکزدایی از ذهن؟ پیش از آن، از پیشگیری باید گفت. البته گمانم هر مغزی خاهمخاه کمی کپک میزند، نباید بگذاری از حد بگذرد. یکی از کپکزداهای اساسی من تدریس است. در تدریس مدام با پرسشهای تازه مواجه میشوی. اگر به نتیجهی کارت اهمیت بدهی مدام در پی روشهای اثربخشتر میکوشی. همین سبب میشود مسیر را دائمن اصلاح کنی و اصلاح مسیر جز با مطالعهی گسترده و تفکر ژرف حاصل نمیشود. ➖️ از تاریخ بیهقی: در همهی کارها زیبا و یگانهی روزگار بود… سخت جوانمرد و کاری بود و خرد پیران داشت… به جویی که آب رفت، یک دو بار آب بازآید. و دولت اُفتان و خیزان بهتر باشد. جان باید که بماند. و مال آید و شود. – و فهرستی از کارهای امروز: ➖️ یک جلسه کلاس خصوصی. بازنویسی رمان. ➖️ وبینار نویسندهساز: اشاره به «فرهنگ سره زبان فارسی» از سلیمان مختاری و تمرین «فهرست هفتگی کلمات» ➖️ برگزاری چهارمین جلسهی ۷۵مین دورهی نویسندگی خلاق ➖️ پیادهروی عصرانه: پریسا و دخترش را اتفاقی دیدم. پریسا و ذوق و تکاپویش تحسینبرانگیز است. ➖️ تماشای دو قسمت آغازین سریال «شکارچی ذهن»: شخصیت اصلی یک مأمور افبیآی است که میکوشد روشهای نوینی را برای تحقیق دربارهی ذهن جنایتکاران در پیش گیرد؛ برای مثال با وجود مخالف جدی رئیسش، به ملاقات قاتل زنجیرهای خطرناکی میرود. در کل سریال بدی نیست، اما در من رغبتی برنمیانگیزد که برای تماشای قسمتهای بعدی آن لهله بزنم. ➖️ مطالعه: «خروس» ابراهیم گلستان. و نوک زدن به یک خروار کتاب دیگر، از جمله «دیالوگ» پیتر وومک. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-83/
➖️ وقتی حرفِ بداههنویسی میشود همیشه یاد رضا قاسمی میافتم. ده-بیست سال پیش قاسمی شروع کرد به نوشتن بداههی یک رمان و انتشار آن در وبلاگش. در مقدمهی کارش چیزهایی گفته بود که برای هر نویسندهای الهامبخش است: «آنهايی که دستی بر آتش دارند میدانند دردناکترين بخش نوشتن يک رمان استروکتور(ساختار) است. البته هر متنی(فرقی نمیکند چه متنی) برآی آنکه بدرخشد بايد استـروکتور محکمی داشته باشد. در يک مقاله يا داستان کوتاه يا نمايشنامه اين امر رنج کمتری دارد. مقاله با يک موضوع واحد سر و کار دارد و داستان کوتاه(معمولاً) برشی است از يک زندگی يا يک موقعيت. نمايشنامه هم که معمولاً با مقولهی زمان بيگانه است. رمان اما به دليل تعدد شخصيتها، تعدد موضوعها، تعدد زمانها، گستردگی مکانها، و به طور کلی تعدد موقعيتها، به نوعی کار رمان نويس را شبيه میکند به کار هرکول و طويلهی اوجياس. اگر فکر اصلی پيشاپيش قوام نيامده باشد، اگر کارهای مقدماتی برای کمپوزيسيون اثر به دقت صورت نگرفته باشد، جمع و جور کردن اينهمه عناصر گوناگون در يک متن منجسم و همگون و، در نتيجه، آفريدن جهانی يک پارچه که همهی اجزايش در ارتباطی ارگانيک باشند امريست اگرنه ناممکن سخت دشوار و طاقت فرسا. دلبستگی من به بداهه سرايی از دو جای مختلف سرچشمه می گيرد: ـ موسيقی ايرانی که، برخلاف موسيقی کلاسيک غربی، مبتنی است بر بداههنوازی. ـ تعلق من به آن نوع تآتری که مبتنیست بر بداههسازی هنرپيشگان، و تکيهی اصلیاش بر عنصر «اتفاق» است. همهی نمايشنامههايی که در طول ۱۷ سال فعاليت تآتریام به صحنه آوردهام، بدون استثناء، متکی بودهاند به اين دو عنصر، و نه تحميل ارادهی از پيش روشن کارگردان. خوب و بد يا درست و غلط بودن اين شيوه ربطی به من ندارد. اين تنها شيوهايست که مرا راغب میکند به کار. آيا میتوان با اين شيوه کمپوزيسيون زيبايی آفريد يا به کار استروکتور محکمی داد؟ پاسخ منفی است. و درست برای جبران همين نقيصه است که من هر رمان را بارها و بارها مینويسم. «همنوايی شبانه…» را ۱۳ بار نوشتم و «چاه بابل» را ۲۰ بار. در واقع، نخستين روايت هر رمانی که مینويسم برای من حکم همان ياددشتهايی را دارد که نويسندگان ديگر پيش از شروع کار مینويسند. با اين تفاوت که اينها يادداشت نيست و از همان ابتدا روايتی است داستانی که میکوشد از راه جستجو در تاريکی استروکتور و فرم خودش را پيدا کند. و در اين کار فقط يک راهنما دارم: حس زيبایشناسی. اين نخستين روايت، از آنجا که نواقص بسيار دارد، بعداٌ نابود خواهد شد. همهی روايتهای بعدی هم همينطور؛ به جز نسخهی نهايی.» (+) ➖️ در ۲۴ ساعت گذشته بیش از ۱۰ ساعت وقت گذاشتهام برای بازخورد به نوشتههای بچهها. کلاسهای مختلف. گاهی خسته میشوم اما میارزد به نیرویی که از تماشای بهبود کار دوستانم دریافت میکنم. ➖️ چهار جلسه کلاس خصوصی داشتم. خوش میگذرد. ➖️ جلسهی معارفهی دورهی جدید نویسندگی خلاق را برگزار کردم. ➖️ نیم ساعتی رفتم پیادهروی. گرما رامتر شده انگار. ➖️ تو وبینار نویسندهساز از «عادتهای انعطافپذیر» گفتم. ضمیمهای هم برای آن طراحی کردم و همراه با صوت وبینار هوا شد. ➖️ دارم از ابراهیم گلستان میخانم باز. ➖️ باز هوسِ حافظ کردهام. ➖️ فیلم «L’amour ouf-2024» را دیدم. عاشقانهی قشنگیست. از کودکی تا جوانی دو پرسوناژ اصلی قصه را میبینیم. تپشِ آدامسِ روی دیوار همیشه در ذهنم میماند. ➖️ ما آیندگانیم. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: http://shahinkalantari.com/gozaresh-82
از وبینار نویسندهساز: ماهان ابوترابی و احسان شناسا هم در اجرای وبینار امروز سهیم بودند. به فراخان چالش «داستانکنویس ماه» پرداختیم. برای ورود به این چالش باید داستانکی با موضوع «کوچه» بنویسید. جزییات چالش را در کانال مدرسه نویسندگی بخانید. از پرسشگاه: در کدام حالت نویساترم؟ نیمی از من نویساتر است از دیگر نیمهام. نیمِ نانویسا را چگونه وادارم به نوشتن؟ نیمِ نویسا را نویساتر کنم تا حسادت نیمِ نانویسا برانگیزم؟ از سایت: عنوان چند مجموعه داستان دیگر را به فهرست «بهترین مجموعه داستان داستانهای کوتاه فارسی» افزودم. از کتاب: دوبارهخانی. امروز رفتم سراغ مجموعه داستان «واهمههای بینام و نشان از ساعدی». حیات جوشانِ قصههای ساعدی شگفتاور است، هنوز تازهاند و سرمشق داستانپردازی. اولین قصهی این مجموعه، «دو برادر»، حدودن ۴۰ صفحه است. دو برادر که یکیشان لشکرده توی خانه و تخمه میجود و رمان میخاند و شده آینهی دقِ برادر کوچکتره که از بام تا شام سگدو میزند و کلافه است که از بیمبالاتیهای برادر بزرگ. خلاصه که دعواهای برادران چنان پیرزن صاحبخانه را عاصی میکند که فرمان تخلیه میدهد. و بعدِ کلی تقلا به خانهی جدید میروند که عاقبتِ تلخ برادر بزرگتر نیز همانجا رقم میخورد. ساعدی در اینجا هم مثل قصهی «بازی تمام شد» داستان را با مرگی نابهنگام اما باورپذیر به پایان میرساند. به این میاندیشم که مرگ برخی شخصیتهای داستانی عامل اصلی تداومِ حیات آنها در ذهن ماست. — لذت از فارسیِ قاسم هاشمینژاد در «سرود رستگاری»: «چگونه توانم از کامه و بیکامگی گفت؟ چگونه توانم از او گفت که عاریست از جوهر و بیجوهری؟ من شهد دانشم، هستی همگون، چو آسمان» از شعر: «غم قبول کسم نیست چون پسند توام» «در طرب خون تاک را مانم/در ادب چشم پاک را مانم» «محبت گر بود همخوابه عمری در ته دوزخ/ز اخگر بالش و از شعله بستر میتوان کردن» «پرواز در قفس نشنیدنست هیچکس/دل را ز چیست این همه در سینه داشتن» -طالب آملی — احمدرضا احمدی بالای ۱۰۰ جلد دفتر شعر چاپ کرد، بیشتر در سالهای بازنشستگی. من که هر چی کتابهایش را جمع میکنم هنوز جمعم جور نشده. گمانم احمدی بیش از نوشتن شعر از پرکاری لذت میبرد. شعر بهانه بود تا هر روز صبح بیدار شود و مثل دوران کارمندی در کانون پروش فکری شعر «تولید» کند و بفرستد دفتر ناشر. مستند «وقت خوب مصائب» را هم که ببینید درمییابید که احمدی به این کمیت میبالد. این هم عیشیست به هر حال. از فیلم: بند کردهام به همفری بوگارت. امروز «شاهین مالت» را دیدم. فیلم پرحرفیست و تا حدی ملالآور. به تماشای کلاسیکها ژانر جنایی ادامه میدهم. از نوشتن: نوشتن پارهی اول و دوم روایتی کوتاه. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-80/
از صفر: خیلی فرقه بین اینکه واقعن هیچی خوشحالت نکنه با اینکه اصرار داشته باشی که هیچی خوشحالت نکنه. از کلاسها: دو جلسه کلاس خصوصی. حرف از «عادتهای انعطافپذیر» استفان گایز. در فشردهترین حالت یعنی برای هر کار سه حالت کوچک، متوسط و بزرگ در نظر بگیرید . بسته به حسوحال و برنامهتان در هر روز، یکی از گزینهها را انجام بدهید. این شیوه احساس آزادی میدهد، حس نمیکنید در بند یک تکلیف روزانهی صلب گیر افتادهاید. جلسهی نهم دورهی قصهقصه و پرداختن به قصههای بهرام صادقی و شیوههای شگرف او در بازی با فرم. و ششمین کارگاه داستان کوتاه: بهتر از همیشه. این بچهها دیگر فولاد گازدیده شدهاند. حتا همسفران تازهوارد هم اصلن احساس غریبگی نمیکنند. در این کارگاه قصهای مینویسیم دربارهی شخصیتی که میکوشد دربارهی موضوعی خاص تحقیق کند… با یک شرط اساسی: نوشتن داستان در قالب یادداشتهای روزانهی شخصیت اصلی. از وبینار نویسندهساز: اشاره به قصههای تازهی همسفران. سخن از پیوند شعر و نثر و شاعران قصهنویس و قصهنویسان شاعر با خاندن پارهی نخستِ رمان «ولی دیوانهوار…» از شیوا ارسطویی. و تمرین آزادنویسی با ادامه این سطر: تهش این است که… از پرسشگاه: گاه با دیدن واژهای از خودم میپرسم: معنای دیگر این واژه چه میتوانست باشد؟ یا بهعبارت دیگر: چه معنی دیگری به این کلمه میآید؟ از سایت: امروز یک عالمه داستان کوتاه تازه هوا کردم. از بهترینهای پنجمین کارگاه داستان کوتاه. (+) از لغتنامهی شخصی: آب: درخت مایع آب زلال که میبینم حس میکنم درخت جاری شده توی لولهها و از شیر سرازیر است. از فیلم: «خواب گرانِ» هاوارد هاکس ناامیدم کرد، با اینکه اقتباسیست از یکی از بهترینهای ریموند چندلر و حتا ویلیام فاکنر هم یکی از فیلمنامهنویسان آن است. از فرهنگ عامیانهی فارسی: «صاحاب هنر تو هیچ جا در نمیمونه.» از دست تو: حافظهی دست حتا با قطع کردن آن نیز زدوده نمیشود. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: http://shahinkalantari.com/gozaresh-79
➖️ سیاهی. ➖️ تاریکی. ➖️ ظلمت. ➖️ دور کامل لجن. ➖️ حلزونکِشی. ➖️ تماشای آخرین قسمت سریال چارقسمتیِ « The Guest | مهمان». هیجانانگیز است و تا لحظهی آخر مشتاق و پیگیر نگهتان میدارد. پایانبندیاش هم توی ذوق نمیزند. ماجرای دختر جوانی که نظافتچی است و مثلن یهویی بخت بهش رو میکند و سر از خانهی زن ثروتمندی در میآورد که کاش در نمیآورد و اینطوریها. ➖️ دو جلسه کلاس خصوصی. در هر دو از قطعهی ادبی و ظرائف آن حرف زدیم، البته در یک بهشکلی. اگر نثر ادبی دوست دارید «نقش پرند» از بهآذین را دریابید. ➖️ پرسه در غزلیات سعدی: «مرا به عاشقی و دوست را به معشوقی چه نسبت است؟ بگویند قاتل و مقتول را» ➖️ دومین جلسهی دورهی شعر. سخن از متناقضنماها در شعر. و تمرینهایی برای درک بهتر موضوع+حدود دو ساعت بازخورد به شعرهای بچهها. کلی شعر کوتاه خوب. ➖️ پنج-شش ساعت قطعی برق سبب شد وبینار نویسندهساز را موکول کنم به ۱۰ شب. از داستانک «رمان همشاگردیها» گفتم و دو تا هم غزل تلخ خاندم از حسین منزوی. ➖️ آمادگی برای کارگاه داستان کوتاه فردا. ➖️ هوا کردن فهرستهای تازه در سایت: فهرست سریالهای کوتاه (+) و مجموعه داستانهای کوتاه برتر فارسی (+) و… ➖️ ما آیندگانیم. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-78/
شد، میشود، شدیم، توان، میتوان شدن ➖️ چند تا مصاحبه خاندم: از قاضی ربیحاوی و شهریار مندنیپور و… مصاحبهها شاید بیش از هر مطلب دیگری انگیزهام میبخشند. چه بسیار کتابها که از طریق مصاحبهها شناختهام و خاندهام. و چه بسیار کارها که پس از خاندن یا شنیدن مصاحبهای انجام دادهام. چند سال پیش صفحهای توی سایت ساخته بود تا لااقل مصاحبههای خوب موجود در اینترنت را توی آن فهرست کنم. اکنونیدش از خاطر رفت. ولی شاید دوباره دستی به سر و روش بکشم. فعلن همان نسخهی ناقصش را داشته باشید: فهرست مصاحبههای الهامبخش ➖️ سه جلسه کلاس خصوصی. در اولی رو پاراگرافنویسی کار کردیم و نکتههای یک یادداشت را از نو سامان دادیم. در دومی از نمودارهایی حرف زدیم که به گسترش یک داستان کمک میکنند. کلاس سوم به بررسی مقالههای سایت اختصاص داشت و کیف کردن از رشد روزافزون در اثر تداوم. ➖️ برای هزارمین بار بهم ثابت شد که لذت مطالعه با همرسانی چند برابر میشود، مثل لذت غذا خوردن با کسی که دوست داری. امروز توی نویسندهساز، داستان «نمازخانهی کوچک من» را برای بچهها خاندم. از بهترینهای گلشیریست، و نمونهی خوبی از انتخاب راوی مناسب برای داستان. زبان این داستان سادهتر از خیلی از داستانهای دیگر گلشیری است و ترتیب رخدادها هم اصلن گیجکننده نیست. در جاهایی از داستان جملهها پهلو به گزینگویه میزنند بی که قلنبهگویی به نگر آیند و برخی جملهها نیز حال و هوایی شاعرانه دارند. دربارهی تک تک این نکات توی وبینار گفتم. فایل صوتی وبینار و پیدیاف داستان در کانال تلگرام مدرسه نویسندگی در دسترس شماست. ➖️ محض تفریح فیلم مفتذلی دیدم از تینتو براس: «Monamour». همواره خاک بر سرش بریند. شدیدن خانوادگی. حتمن با خانواده و اقوام و همسادهها ببینیدش. ➖️ شب اما فیلم نابی دیدم که قبلی را شست برد: «In a Lonely Place». قصهی نویسندهای که با اتهام قتل مواجه میشود. با بازی چشمگیر همفری بوگارت. دیالوگهای پینگپونگیِ جالب و پیرنگ محکم. ➖️ برگزاری جلسهی پایانی بازخورد یکی از دورهی پیشرفتهی پارسال. یک عالمه متن خوب. چند تاییش را تو کانال «اهل نوشتن» همرسان کردم. ➖️ و سرانجام: اعلام فراخوان دورهی پیشرفتهی نویسندگی خلاق. فقط باشندگان دورههای پیشین نویسندگی خلاق میتوانند در این دوره شرکت کنند. موضوع دورهی پیشرفتهی تازه نثر و زبان و سبک است. مثلن یکی از کارهایمان مطالعه و بررسیِ ۵۰ پارهی سرآمد از بهترین داستانهای فارسی است. ➖️ از میان غزلهای محمد خلیل جمالی: «راستی در کار خوشباشی نمیکوشم چرا؟ من که پیری عاشقم با غم هم آغوشم چرا؟» «پارههای دلم سخن شد و سوخت سخنم شمع انجمن شد و سوخت» «شد، میشود، شدیم، توان، میتوان شدن این شعر خوش همیشه بخوان و اعاده کن» ➖️ اگر میخاهید گزارش نیک را راحتتر بنویسید، همهاش را نگذارید برای آخر شب. در طول روز نمنم جملههایی بنویسید تا آخر شب به تشویشِ شروعِ نوشتن نیفتید. ➖️ ما آیندگانیم. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-77/
➖️ سالواژهام: هردمنویسی. حین انجام اغلب کارها یک کاغذ خالی هم زیر دستم میگذارم، مبادا چیزی از چنگم بگریزد. همین پراکندهنگاریها بعدن و بعضن جرقههای خوبی میشوند برای نوشتن. ➖️ خاندن گزارش نیک بچهها. ➖️ تکمیل بازخوردهای پنجمین کارگاه داستان کوتاه. بچهها تا فردا شب ویراست نهایی داستانشان را میفرستند تا سهشنبه همهی داستانها را یکجا هوا کنیم. داستانهای این کارگاه از همیشه بهترند. حالا میبینید. ➖️ دو ساعت بازخورد برای تمرین جلسهی دوم ۷۵مین دورهی نویسندگی خلاق. تمرین گزینگویه. جملهی خوب کم نبود بین جملهها. گزینگویهنویسی تمرین دشواریست اگر واقعن بخاهی حرف نویی را به شیوهای خلاقانه بزنی، و دقیقن همین دشواریست که آن را به یکی از بهترین تمرینهای نویسندگی تبدیل میکند. ➖️ یک جلسه کلاس خصوصی. بازنویسی یک رمان. ایمان ژرفتر من به معجزهی بازنویسی. اصلن خوب نوشتن یعنی بازنوشتن. ➖️ در وبینار نویسندهساز یکی از اولین داستانهای چخوف را خاندم و کلی خندیدیم+تمرین «فهرست هفتگی کلمات» ➖️ اولین چالش گروه تلگرامی وبینار نویسندهساز را آغازیدیم: «یکی از جالبترین جملههای آغازین یک رمان از نظر شما» ➖️ سومین جلسهی ۷۵مین دورهی نویسندگی خلاق. سخن از استعاره با استعاره. ➖️ شب قسمت دیگری از سریال «شوگر» را دیدم. شاید فردا دربارهی این سریال و قوت آن در شخصیتپردازی چیزکی بگویم در وبینار. ➖️ مثل گراز کار میکنم جانم. اصلن نمیفهمم روز چطور شب میشود. و چه بهتر. ➖️ فصیحی هروی سرود: «آنم که ز من زبان سخن نپذیرد گر روح شوم تمام تن نپذیرد از بس که شدم دستزد ردّ و قبول آیینه ز ننگ عکس من نپذیرد» ➖️ ما آیندگانیم. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-76/
➖ اول روز مُبیلولو زحمت کشید پستِ معرفی «فرهنگوارهی فارسی خلاق» را هوا کرد توی اینستاگرام. ➖ جلسهی هماهنگی با باده و تنظیم نهایی برنامهی هفتگی مدرسه نویسندگی. ➖ دو جلسه کلاس خصوصی: یادداشت و جستار. ➖ وبینار نویسندهساز: با آزادنویسی شروع کردیم و ادامهی این جمله: «هیچگاه به یکدیگر نگفتیم…»، سپس داستان «چرخه» از مدیا کاشیگر را خاندیم و دوباره آزادنویسی کردیم، اینبار با این آغازه: «باید فریاد میکشیدم سرش و میگفتم…». هدف: نوعی تخلیهی روانی و برونریزی احساسی به قصد نوشتاردرمانی. ➖ واپسین جلسهی ۷۴مین دورهی نویسندگی خلاق. در چشمبرهمزدنی گذشت و خوش گذشت. بچههای فعال این دوره حقا که ستارهاند. توی همین گزارش نیکها میتوانید ببینید که چه ذوق سرشاری دارند و چه فکر روشنی. ➖ پیوند گروه تلگرامی نویسندهساز را به صفحهی گزارش نیک هم افزودم. شاید فردا توی گروه چالشی نوشتاری برگزار کنیم. ➖تماشای «The Human Stain» میارزد به دیدن، بههرحال اقتباسیست از یکی از مهمترین رمانها فیلیپ راث. بازی هاپکینز و کیدمن را هم نگویم برات. ➖مارگریت دوراس توی «عاشق» نوشت: «من هرگز کاری به جز انتظار کشیدن پشت در بسته انجام ندادهام.» و حسین منزوی سرود: «مردی که در خوابهایش همواره یک باغ میسوخت» و اصلن فدای سرت. ➖ما آیندگانیم. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-75/
تا ظهر تو کتابفروشیها گذشت. بازار کتاب از رمق افتاده. مثل هر بازار دیگری. به هر حال شکر که هنوز چند تایی کتابفروشی باز است. با میلاد و حسن رفتیم کافهی بغل میلادینا. بعد لای کتابهای میلاد یکی از دفترهای شعر کاظم سادات اشکوری را جستم با امضای خود شاعر. یکی از شعرهای کتاب «هوای منتشر»: «سنگینیِ نگاهِ تو کافیست تا سنگ را بدل به آب کند و آب را به خواب سنگینیِ نگاهِ تو کافیست تا باد را نسیم کند مکث را شتاب سنگینیِ نگاه تو کافیست تا حال و روزگارِ مرا هم کند خراب.» سپس رفتم نزد عباس آقا و دیوان فصیحی هروی را ابتیاع نومودم: «امشب از شعلهی آهم جگر غم میسوخت بر من و زندگی من دل ماتم میسوخت» سپستر روانهی کریمخان شدم برای برگزاری جلسهی حضوری سمپوزیوم نویسندگی. هوا ابری بود و بین کلاس یکنمه باران هم زد. این بار حتا بیش از جلسهی قبل بهمان خوش گذشت. دیدن بچهها از نزدیک دلمان را گرم میکند تا از جلسات آنلاین هم لذت بیشتری ببریم. هر جلسهی سمپوزیوم نویسندگی سه خط اصلی دارد: ساختار داستان و سبکشناسی و واژهبازی. در این بین تمرینهای کوچک آزادنویسی هم داریم و برخی بچهها متنهایشان را با صدای بلند میخانند. وبینار امروز نویسندهساز را هم ماهان ابوترابی برگزار کرد. بهم پیام داد که کیفور شده از حضور در جمع بچهها. این ماهان دوستداشتنی. بعد جلسه کمی با مبینا ملائی قدم زدیم. دیدیم که طبق قرار چند سال پیشمان داریم در مسیر صحیح پیش میرویم و هنوز «هزار بادهی ناخورده در رگ تاک است». بعد هم غزاله فائق را دیدم و حسابی گپ زدیم دربارهی کار و زندگی و قلم و کتاب. و بعد پرسه در کتابفروشی چشمه و دی و پیادهروی در خنکای پس از باران. شب با رمان «سوگنامهی زندگان» از آرش آذرپناه گذشت. قصهی معلمی سوگوار که… بقیهش بماند برای بعد که کتاب را کامل خاندم. و باز هم دم باده علوی گرم که هوای همهی کارها را دارد و مرسی که. راستی یک گروه تلگرامی ساختهام برای همسفران وبینار نویسندهساز. اگر این وبینارها را به طور مرتب دنبال میکنید، در این گروه هم عضو شوید: https://t.me/nevisandesaze شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: https://shahinkalantari.com/gozaresh-73/
۱. پیشنهاد تماشا. دارم سریال «sugar» را میبینم. جنایی است اما نه آن قتل تلخ و تیره که از قصههای این ژانر انتظار میرود. نقطهی قوت کار شخصیتپردازیِ کارآگاه است؛ گرگ تنهایی که عاشق سینما هم هست و همه چیز برایش تداعیگر پارهای از یکی از کلاسیکهای سینماست. درخشش کالین فارل دوستداشتنی در آستانهی ۵۰ سالگی. ۲. فکر نمیکردم روزی برسد که بروم کلیپس بخرم برای موهای خودم. کلیپس سیاه و ساده. گره بلد نیستم، حتا بند کفشم را هم خودم نمیبندم. خانم کلیپسیه ۵ هزار تومان وجه رایج ممکلت هم بهم تخفیف داد. ۳. توی وبینار نویسندهساز از «دفتر عملکرد ناب» گفتم و تأثیرش بر بهرهوریِ نویسندگان. بعد هم به «کتاب عشق» اشاره کردم که از کارهای چشمگیر نشر کارنامه در گردآوری موضوعی نقلقولهاست. چندتایی از جملههای کتاب را هم برای بچهها خاندم. این یکی هم برای شما: «به نظرِ من بالاترین وظیفهی پیوندِ دو تن این است: هر یک از تنهاییِ دیگری محافظت کند» -راینر ماریا ریلکه در ادامهی وبینار ساجده حقپرست آمد از شعر گفت و چه نیک. ۴. سه جلسه کلاس خصوصی. یکی از کلاسهای تازه فقط دربارهی گفتوگوست. آن هم نه گفتوگوی ادبی و دراماتیک؛ گفتوگو در ابعاد گوناگون همین زندگی روزمره. ۵. جلسهی تازه برای همسفران دورهی «قصهقصه». اشاره به «بینامتنیت». پارهای از تفسیر سورآبادی را برای بچهها خاندم تا ببینند نثر کهن فارسی چه توانشِ روایی جالبی دارد. بنا شد هفتهی آینده تمرکز کنیم روی داستانهای کوتاه شهریار مندنیپور. ۶. یادداشتهای پراکندهی کاغذیام را وارد «Microsoft To Do» کردم. ۷. دوباره رمان «ناتنی» را میخانم. بناست در سمپوزیوم این هفته اشاره کنم بهش. ۸. عشق نوشتن یعنی عشق زیستن. ژرفانه زیستن. ۹. ما آیندگانیم. شاهین کلانتری #گزارش_نیک برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید: http://shahinkalantari.com/gozaresh-72